
کتاب تقدیم به همه
معرفی کتاب تقدیم به همه
کتاب تقدیم به همه نوشتهی سیدمحمد مهاجرانی با تصویرگری مجید صابرینژاد و اسماعیل چشرخ مجموعهای از چندین قصهی بههمپیوسته دربارهی بچهها، خانوادهها، مسجد، مدرسه و محله است که نشر بهنشر آن را منتشر کرده است. در این کتاب گروهی از شخصیتهای تکرارشونده مثل سینا، زهرا، سبحان، زهره، دوستان مدرسهای و همسایهها در موقعیتهای مختلف قرار میگیرند و هر بار با یک سؤال مشترک روبهرو میشوند: «چطور میشود چیزی را که دوستش داریم با دیگران شریک شویم تا همه از آن استفاده کنند؟» داستانها در فضای آشنا و روزمرهی زندگی شهری و روستایی میگذرند؛ از کلاس درس و کتابخانهی مدرسه گرفته تا مسجد محله، زمین خاکی فوتبال، کوهستان، باغهای اطراف شهر و رودخانهی بین دو روستا. محور مشترک همهی این ماجراها مفهوم «وقف» است؛ اما نه در قالب بحثهای خشک و رسمی، بلکه در قالب ماجراهایی پر از بازی، شوخی، سفر، جشن، مسابقه و دوستی که در آن بچهها خودشان پیشنهاد میدهند چه چیزی را و چگونه «تقدیم همه» کنند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب تقدیم به همه
کتاب تقدیم به همه با محوریت شخصیتهایی مثل سینا، زهرا، سبحان، زهره، دوستان مدرسهای آنها و چند بزرگتر مهربان شکل گرفته است و در قالب فصلها و قصههای جداگانه پیش میرود. هر قصه عنوانی مستقل دارد؛ مثل «قصر کتابی»، «دانشنامهی پرندگان»، «از قاشق تا دیگ»، «بچهها و جوجهها»، «دو تا دوست بیزبان»، «هی فردا»، «غول خالخالی»، «مسجد کوثر»، «خانهی دانشمندان کوچک»، «کمیک استریپ»، «زمین خاکی»، «پل پنجمیها» و «بوستان بچهها». در هر بخش، ماجرایی تازه اتفاق میافتد؛ اما شخصیتها، محله و فضای کلی تکرار میشوند و بهتدریج یک دنیای واحد میسازند. نویسنده در این کتاب با استفاده از موقعیتهای ساده و آشنا مثل زنگ تفریح مدرسه، جشن میلاد در مسجد، سفر خانوادگی، کوهنوردی، بازی فوتبال در زمین خاکی یا بازی لیلی در بوستان، پای بچهها را به موضوعهایی مثل کتابخانه، مسجد، ورزشگاه، پل، باغ و آموزشگاه باز کرده است تا نشان دهد هرکدام از این فضاها چطور میتواند نتیجهی یک «هدیهی ماندگار» باشد. کتاب تقدیم به همه در فصلهای مختلفش نشان میدهد که وقف فقط به اشیای بزرگ و گرانقیمت محدود نیست و میتواند از یک قاشق چایخوری و کتاب داستان تا یک دوربین فیلمبرداری، زمین فوتبال، پل بین دو روستا یا باغی بزرگ را دربر بگیرد. در قصهی مدرسه، بچهها با ایدهی «قصر کتابی» به فکر وقف کتاب برای کتابخانهی مدرسه میافتند و در مسجد، چند دختر کوچک تصمیم میگیرند کتابهای جوجهمحورشان را وقف مسجد کنند تا بچههای دیگر در شلوغی جشن سرگرم شوند. در بخشهای بعدی، دوربین قدیمی عمو بنیامین وقف مسجد میشود و بچهها فیلمبرداری یاد میگیرند، یک استاد رباتیک خانهای دوطبقه را به «خانهی دانشمندان کوچک» تبدیل میکند، ننه طوبی انبارش را به کلاس نقاشی و کمیکاستریپ میسپارد و بعد وعدهی ساخت آموزشگاه کودکانه میدهد، آقای دوستی زمین خاکی را به ورزشگاه چمندار تبدیل و وقف بچهها میکند، یک خیر ناشناس پلی محکم بین دو روستا میسازد و عمو یونس باغش را به بوستانی برای همهی بچهها بدل میکند. در هر فصل، گفتوگوها، شوخیها، اشتباههای بامزهی بچهها و واکنش بزرگترها فضای قصه را پیش میبرد و مفهوم وقف در دل ماجراها جا میگیرد نه در قالب توضیح مستقیم.
خلاصه کتاب تقدیم به همه
در تقدیم به همه مجموعهای از قصهها کنار هم قرار گرفتهاند که هرکدام یک موقعیت تازه برای فهمیدن و تجربهکردن «وقف» میسازند. در نخستین داستان، معلمی به نام آقای حسنی بعد از تعطیلات عید از بچهها میخواهد «تصویر آرزو»ی خود را بکشند؛ سینا قصری میکشد که همهچیزش از کتاب ساخته شده و بچهها در آن کتاب میخوانند. همین نقاشی جرقهای میشود تا معلم به آنها پیشنهاد کند بخشی از عیدیشان را کتاب بخرند و به کتابخانهی مدرسه هدیه کنند. بچهها دستهجمعی به کتابفروشی میروند، بین خریدن چند کتاب کوچک یا یک دانشنامهی بزرگ مردد میشوند، با دانیال کتابخوان مدرسه مشورت میکنند و سراغ «دانشنامهی پرندگان» میروند؛ اما در کتابخانه میفهمند آن کتاب از قبل وقف شده است و بعد از چند رفتوبرگشت، درنهایت «دانشنامهی دایناسورها» و کتابی دربارهی مورچهها به قفسهها اضافه میشود. در قصهی مسجد، دو دختر به نامهای زهرا و زهره بعد از جشن میلاد امامرضا(ع) متوجه نوشتهی «وقف مسجد امامجواد(ع)» روی وسایل میشوند و از مادرها معنای وقف را میپرسند. آنها میفهمند که حتی یک قاشق یا کتاب داستان هم میتواند وقف شود و تصمیم میگیرند کتابهای جوجهمحورشان را برای سرگرمکردن بچهها در مراسم مسجد وقف کنند. بخشی از کتابها بعد از جشن برنمیگردد و دخترها همراه دوستانشان خانهبهخانه دنبال کتابها میگردند، با خانوادهها صحبت میکنند و درنهایت با پیشنهاد مادر ثنا، روی همهی کتابها مهر «وقف مسجد امامجواد(ع)» میزنند تا سرنوشتشان روشن باشد. در داستان عمو بنیامین، دوربین فیلمبرداری قدیمی او بعد از برندهشدن در مسابقهی فیلم کوتاه، وقف مسجد میشود. بچهها کار با دوربین را یاد میگیرند و از جشنها، مسابقات و برنامههای مسجد فیلم میسازند؛ دوربینی که رویش نوشته شده «وقف مسجد» اما همه هنوز به آن میگویند «دوربین بنیامین». در ماجرای سفر به روستای دوقلوها، دو برادر به نامهای یاسین و یاسر باغی پر از درخت بید و انجیر را وقف رهگذران میکنند تا زیر سایهی درختها استراحت کنند و از میوهها بخورند؛ درختهایی که نهتنها مردم، بلکه بزها، گنجشکها و مرغها هم از آنها بهره میبرند. در قصهی کوهنوردی، خانوادهی سینا و عمو بنیامین در مسیر صعود به قلهی «غول خالخالی» با طوفان و رعدوبرق روبهرو میشوند. با دنبالکردن فلشهای سبزرنگ روی سنگها به مسجد کوچکی به نام «مسجد کوثر» میرسند که در دل کوه برای کوهنوردان ساخته و وقف شده است؛ جایی امن برای پناهگرفتن، نماز و استراحت. در «خانهی دانشمندان کوچک» آقای دکتر نسیمی، استاد رباتیک، خانهی جدیدش را به کتابخانه، آزمایشگاه کوچک، اتاق رباتها و سالن نمایش تبدیل میکند و آن را وقف بچههای محله میداند تا با میکروسکوپ، تلسکوپ، رایانه و کتابهای علمی آشنا شوند. در بخش مربوط به کلاس کمیکاستریپ، خاله فائزه برای دخترها کلاس نقاشی و قصهنویسی راه میاندازد؛ اما هرجا میروند با مانعی روبهرو میشوند: اعتراض همسایه، زمین بازی تنیس، گریهی دوقلوها یا بوی گچ خانهی نوساز. درنهایت ننه طوبی انبار خالیاش را در اختیارشان میگذارد، موکت میدهد و بعد خبر میدهد که قرار است همانجا را به آموزشگاه هنری کودکانه تبدیل و وقف بچهها کند. در داستان «زمین خاکی» گروهی از پسرها در زمینی پر از قلوهسنگ فوتبال بازی میکنند و آرزوی چمن دارند. سینا به صاحب زمین، آقای دوستی، پیشنهاد چمنکاری میدهد و از حرف «زیر و رو کردن زمین» فقط خرابشدنش را میفهمد. اما بعد معلوم میشود آقای دوستی قصد دارد همانجا را به ورزشگاهی با زمین چمن و سالن سرپوشیده تبدیل و وقف بچهها کند. بچهها در طول ساخت ورزشگاه با آب خنک، هندوانه و شیرینکاری از کارگرها پذیرایی میکنند و روز افتتاح، سینا حتی سوت خودش را هم وقف ورزشگاه میکند. در «پل پنجمیها» آقا مجید برای بچههایش از دوران مدرسه میگوید؛ از پل چوبی لرزانی که سیل آن را برد، از تنهی درختی که موقتاً جای پل را گرفت و از نامهای که بچههای کلاس پنجم برای خیّری به نام آقای عسگری نوشتند. او هزینهی ساخت پلی محکم را میدهد، مردم کمک میکنند و پلی ساخته میشود که نامش به پیشنهاد همان خیر «پل پنجمیها» است؛ پلی که رفتوآمد، دوستی و رونق را بین دو روستا زیاد میکند. در پایان، در «بوستان بچهها» عمو یونس باغ بزرگش را نمیفروشد و بهجای آپارتمان و پاساژ، آن را به بوستانی سرسبز با راهسنگفرش، حوض، نمازخانه، کتابخانهی کوچک، تاب و سرسره تبدیل میکند. همسایهها هرکدام بخشی را برعهده میگیرند؛ یکی حوض و آبفشان، دیگری نمازخانه، دیگری کتابخانه و دیگری وسایل بازی. عمو یونس باغ را برای همیشه وقف بچهها میکند و میگوید راحتیاش در این است که بچهها در آن بازی کنند.
چرا باید کتاب تقدیم به همه را بخوانیم؟
تقدیم به همه مجموعهای از قصههای بههمپیوسته است که مفهوم وقف را از قالب واژهای رسمی و دور، به تجربهای روزمره و ملموس تبدیل کرده است. در این کتاب وقف فقط به ساخت مسجد و مدرسهی بزرگ محدود نشده و در سطح چیزهایی مثل کتاب داستان، سوت داوری، دوربین قدیمی، انبار خالی، کلاس نقاشی، درخت انجیر، زمین فوتبال، پل روستا و باغ خانوادگی روایت شده است. این تنوع باعث شده است که «تقدیمکردن به دیگران» بهعنوان رفتاری قابلدسترس و متناسب با سن بچهها دیده شود نه کاری مخصوص بزرگترها. داستانها در فضاهایی آشنا مثل مدرسه، مسجد محله، کوچه، بوستان، روستا و کوهستان میگذرند و شخصیتهای تکرارشوندهای مثل سینا، زهرا، زهره، بهمن، حمید، عماد، عمو بنیامین، آقای دوستی، ننه طوبی و عمو یونس کمکم برای خواننده چهرهای آشنا پیدا میکنند. این تکرار باعث میشود هر قصه فقط یک ماجرای جدا نباشد بلکه ادامهی زندگی همان آدمها باشد که در موقعیتهای تازه، شکل دیگری از بخشش و مسئولیتپذیری را تجربه میکنند. کتاب در عین پرداختن به موضوعی جدی، سرشار از شوخیهای کودکانه، گفتوگوهای بامزه، سوءتفاهمهای خندهدار و جزئیات روزمره است؛ از بحث بچهها دربارهی «دانشنامهی پرندگان» و «دانشنامهی دایناسورها» تا ماجرای جوجهکتابها در مسجد، سوت سهسوته، کلاس کمیکاستریپ زیر درخت کاج، پل جیرجیرک و بوستانی که به نام عمو یونس شناخته میشود. این لحن باعث شده است که پیام اصلی کتاب یعنی «چیزی را برای همیشه به دیگران سپردن» در دل ماجراها جا بگیرد نه در قالب نصیحت مستقیم. برای خانوادهها و مربیانی که بهدنبال نمونههای داستانی برای توضیح مفهوم وقف، کار خیر ماندگار، استفادهی همگانی از امکانات و مسئولیت اجتماعی هستند، این کتاب نمونههای متنوعی از موقعیتها و گفتوگوها ارائه کرده است که میتواند مبنای گفتوگو و فعالیتهای گروهی قرار بگیرد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
تقدیم به همه به کسانی پیشنهاد میشود که به قصههای شهری و روستایی دربارهی بچهها، مسجد، مدرسه و محله علاقهمند هستند. این کتاب به والدین و مربیانی پیشنهاد میشود که میخواهند مفهوم وقف، بخشش ماندگار و استفادهی همگانی از امکانات را در قالب داستان برای کودکان و نوجوانان توضیح دهند. همچنین به بچههایی پیشنهاد میشود که از خواندن ماجراهای گروهی، بازی، سفر، فوتبال، کوهنوردی و کشف مکانهای تازه مثل کتابخانه، مسجد کوهستانی، خانهی دانشمندان کوچک و بوستان محله لذت میبرند.
حجم
۳۲٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۲۸ صفحه
حجم
۳۲٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۲۸ صفحه