«میزل و اژدهاخان» نوشته یان اوگیلوی (-۱۹۴۳)، از مجموعه کتابهای فانتزی «میزل استایز» است.
در بریدهای از کتاب میخوانیم:
عینک غواصی را از چشم برداشت و سعی کرد آن را ببیند. باز هم نمیتوانست چیزی را تشخیص بدهد. ناگهان به یاد چراغ بالاسری ماشین افتاد. دستش را بالا برد و روشنش کرد.
عینک عجیب و غریبی بود. بند چرمی آن نرم و قهوهایرنگ بود، ولی در لنزهایش نکتهٔ عجیبی به چشم میخورد. لنزها تیره و براق و بسیار بازتاباننده بودند، مثل یک جفت آینهٔ کوچک مدور.
از ذهن میزل گذشت که: معلومه که این، هرچی که هست، به جادوی بابا مربوط میشه. شاید از این عینک وقتی استفاده میکنه که میخواد مخفی باشه ـ شاید هم وقتی که میخواد شبونه بدون چراغ جلو رانندگی کنه؟ و شاید ـ فقط میگم شاید ـ به درد من هم بخوره.
میزل سرش را از بند عینک غواصی رد کرد و آن را بر گردن آویخت. بعد، درِ اتومبیل را باز کرد و با آتشپاره قدم در شب تاریک گذاشت.
هوا آن بیرون سرد بود و میزل خوشحال بود که این ژاکت چرمی را بر تن کرده است. پوست پشمالوی آتشپاره هم ظاهراً او را گرم نگه میداشت، یا اگر هم اینطور نبود، به هرحال سگ کوچولو به سرما اعتراضی نداشت ـ برایش این مهم بود که نزدیک به میزل باشد و از لحظهای که از اتومبیل پیاده شده بودند، از کنارش جُم نخورد. دوتایی با هم در تاریکی قدم برداشتند و به ابتدای گذرگاه رسیدند، جایی که جلوی رویشان بزرگراه دراز و مستقیم و چندبانده از کنار آبهای تیرهٔ خلیج میگذشت.
میزل و آتشپاره پانزده دقیقه در امتداد گذرگاه جلو رفتند و دویست متر آخر را خیلی آهسته طی کردند. موقعی که سی متر از دروازهها فاصله داشتند، میزل عینک غواصی را به چشم زد و به کمک آن توانست در دل تاریکی همهچیز را خیلی روشن ببیند.
و با کمک همان بود که توانست خشمبانها را پیدا کند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب میزل و اژدهاخان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب