
کتاب لوسینو
معرفی کتاب لوسینو
کتاب لوسینو نوشتهٔ علی امینی مصلح آبادی است. انتشارات گیوا این کتاب را منتشر کرده است. این داستان بلند، معاصر و ایرانی شما را با دختر جوانی به نام «لوسینو» آشنا و همراه میکند که حالا نقاش موفقی است، اما چیزهایی هست که آزارش میدهد. نسخهٔ الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب لوسینو اثر علی امینی مصلح آبادی
کتاب لوسینو که به همهٔ مردم دنیا تقدیم شده، برابر با یک داستان بلند و معاصر و ایرانی است. این داستان در سال ۱۳۹۸ در ایران منتشر شده و به چاپ دوم رسیده است.
خلاصه داستان لوسینو
داستان بلند لوسینو در حالی آغاز شده که راوی از شخصیتی در حال قدمزدن میگوید. او روی شنهای ساحل، خسته و پابرهنه قدم میزد و از صدای امواج دریا لذت میبرد. او فکرهایی پایانناپذیر در سرش داشت. این داستان دربارهٔ دختری به نام «لوسینو» است که در ساحل دریا قدم میزند و به خاطرات تلخ گذشتهاش فکر میکند. او در گذشته دختری فقیر و خسته بود که با مشکلات بسیاری دستوپنجه نرم میکرد. لوسینو حالا به یک نقاش موفق تبدیل شده، اما خاطرات تلخ گذشته همچنان او را آزار میدهد. این دختر روزی تصمیم میگیرد در کنار دریا یک اثر هنری خلق کند تا شاید آرامش پیدا کند. با او همراه شوید.
چرا باید کتاب لوسینو را بخوانیم؟
در این داستان بلند ایرانی شاهد مرور خاطرات گذشته بهوسیلهٔ شخصیت اصلی اثر هستید. او میخواهد خاطرات تلخ گذشتهاش را التیام دهد. با او همراه میشوید؟
کتاب لوسینو را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب داستان بلند واقعگرایانه درمورد یک دختر نقاش پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب لوسینو
«آن روز و آن حرکت، بعد از انصراف از خودکشی، اولین استارت رسمی کارش بود که بیتأثیر و بینتیجه هم نبود. مردمانی که در پیادهرو قدم میزدند، با رسیدن به آن دو درخت، توقف کوتاهی میکردند و به نقاشیهای لوسینو روی طناب نگاه میکردند. نقاشیهای او آنقدر جذاب و پرمعنا بود که توقف کوتاه مردم به یک توقف طولانی تبدیل میشد و هرکدام از نقاشیها که خوششان میآمد را میتوانستند از روی گیره بردارند و آن را از صاحب اثر؛ یعنی لوسینو، خریداری کنند.
روی کاغذهای سفید، نقاشیهایی کشیده بود که آن نقاشیها حس و حالی خاص به بینندگان هدیه میدادند. نقاشیهایی که در کمد دیواری و گوشه و کنار اتاقش ریخته شده بودند، اکنون به یک نمایشگاه کوچک، بین دو درخت تبدیل شده بودند که خوب فروش میرفتند. لوسینو که اصلاً باورش نمیشد نقاشیهایش یک به یک به فروش میروند، با لبخندی از ته دل که لحظه به لحظه بزرگتر میشد، به اسکناسهایی که از فروش نقاشیهایش کف دستش جمع شده بود نگاه میکرد و با شادی از داخل کارتن یک نقاشی بهصورت اتفاقی در میآورد و در جای خالی نقاشیهایی که از روی طناب برداشته میشد، قرار میداد.
مردی در درون نقاشی لوسینو یک کودک فقیر را میدید که دستهایش را به سمت یک نویسنده دراز کرده بود و از او باحالتی معصومانه کمک میخواست، نویسنده هم که ظاهرش خستگی و بدبختی را فریاد میکشید، با چشمانی سرشار از غم و اندوه، جیب خالیاش را با انگشت بیرون کشیده بود و آن جیب خالی و سوراخ را به کودک فقیر نشان میداد و از دور یک ثروتمند، سیگار به دست، به آنها نگاه میکرد و با خندههای بلندبلند از تماشای دو فقیر که فقر را به یکدیگر نشان میدادند، لذت میبرد.»
حجم
۸۸٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۳۸ صفحه
حجم
۸۸٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۳۸ صفحه