جملات زیبای کتاب از اتم تا بی نهایت | طاقچه
تصویر جلد کتاب از اتم تا بی نهایت
off
٪۳۰

کتاب از اتم تا بی نهایت

زندگی دانشمند هسته‌ای شهید دکتر مسعود علی محمدی به روایت همسر؛ خانم منصوره کرمی

نوع کتاب
۴.۸ امتیاز(از ۲۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
نرگس سادات مظلومی
انتشارات: 
نشر معارف
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
sara.kh
۵
همیشه می‌گفت آن‌ها رفتند تا ما بمانیم و کشور را آباد کنیم. اگر ما تنبلی کنیم و برای پیشرفت کشور تلاش نکنیم، مدیون شهدا و رزمنده‌ها می‌شویم.
sara.kh
۳
دنیادنیا هزینه و زحمت باید به یک کشور تحمیل شود تا علیمحمدی‌های دیگری رشد کنند، تازه اگر رشد کنند.
sahar.bagheri
۲
همیشه دنبال ترکیب تخصص و تعهد بود و این نسخه را تنها راه موفقیت مسئولین می‌دانست.
sara.kh
۱
مسعود در جواب گفته بود: «ببینید، علیمحمدی یک میز در دانشگاه در دفترش دارد؛ روزیِ من هم وابسته به اینجا نیست که نگران باشم. هروقت دقیق شرایط معلوم شد، من این کار را می‌پذیرم و این پژوهشکده را از لحاظ علمی ارتقا می‌دهم، وگرنه مسئولیتی قبول نمی‌کنم که اجازهٔ لازم را نداشته باشم و بعد از چند سال، هیچ کاری را عملاً پیش نبرده باشم.» اهل کارهای ماشاءاللّه  انشاءاللّهی نبود.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۱
همه می‌دانستیم روزهای عزای اهل‌بیت (ع) موسیقی بی موسیقی!
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۱
از مسعود یک چیزی را خوب یاد گرفتم و آن، کتاب خواندن بود. مسعود از آن اهل کتاب‌ها بود که امروزه بهشان می‌گویند «کتاب‌خوار».
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۱
دنیا تماماً فانی است و هیچ‌چیزِ آن قابل دل بستن نیست. و تنها چیزی که در این جهان ماندنی است علم و ایمان است.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۱
مسعود همهٔ علاقه‌اش همین درس خواندن و تحقیق و پژوهش بود.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۱
حواسمان باشد آدم‌ها را قضاوت نکنیم.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
ماجرای تلویزیون در خانهٔ ما فرق می‌کرد؛ پدر تلویزیون نمی‌خرید. می‌گفت برنامهٔ درست‌وحسابی پخش نمی‌کند که بخرم.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
حتی معلم دینی‌مان هم بی‌حجاب بود و با دیگر معلم‌ها فقط یک فرق داشت؛ همیشه بلوز یقه‌اسکی تنش می‌کرد که مثلاً پوشیده باشد، درحالی‌که عقایدش اصلاً اسلامی نبود.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
یادم نمی‌آید تظاهراتی باشد و نرفته باشیم.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
مبارزه همچنان ادامه داشت تا بتوانیم مملکت را کاملاً از شَر رژیم پهلوی نجات بدهیم.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
کجای اسلام آمده که جوانانی مثل شما تیره بپوشند؟ باید رنگ شاد بپوشید.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
یک بار رفتیم نزدیک اتاق یک مجروح و دیدم چند پرستار، خوشحال و سرحال ایستاده‌اند و با هم حرف می‌زنند. چشمان پرسش‌گرِ ما را که دیدند گفتند مجروح تختِ فلان، دستشویی کرده. ما را می‌گویی، خنده‌مان بند نمی‌آمد که برای چه خوشحالید؟ در جواب گفتند این نشانه‌ای از علائم حیاتی است و امیدوار شده‌ایم که زنده می‌ماند.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
خاطرات روزهای دفاع مقدس همه غم و غصه و نگرانی نبود؛ وقتی در عملیات پیروز می‌شدند، خبرش دهان‌به‌دهان می‌چرخید و همه خوشحال می‌شدند. مخصوصاً وقتی سوم خرداد خرمشهر آزاد شد، دیگر فرقی نداشت خرمشهر هستی یا تهران
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
من از سیگار کشیدن خیلی بدم می‌آمد و او پشتِ‌هم سیگار می‌کشید.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
اگر عزمش را جزم می‌کرد محال بود از تصمیمش برگردد.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
مادرم گفته بود حواست باشد این آقایان بزرگ‌اند و بزرگوار. هم‌سن تو نیستند که یک بار بخواهی بروی گل بیاوری و دفعهٔ دیگر گلاب. همان بار اول، وکالت را می‌دهی و تمام. من هم چَشمی گفتم و طبق قولم دفعهٔ اول، بله را دادم. بعدها مسعود می‌خندید و می‌گفت تو خیلی عجله داشتی؛ همان اول، بله را دادی که مرغ از قفس نپرد.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
همه برایمان دعا می‌کردند به پای هم پیر بشویم؛ نمی‌دانستم به پای هم نه، ولی از غم مسعود پیر می‌شوم.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
مسعود بود و دنیای کتاب‌هایش، دنیایی که عمیقاً دوست می‌داشتشان.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
می‌گفت اگر بخواهیم به کشور پیشرفت واقعی هدیه دهیم و جبران عقب‌افتادگی سال‌های قبل را داشته باشیم، چاره‌ای نیست جز این‌که شبانه‌روز کار کنیم.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
مسعود در اوج فعالیت‌های علمی‌اش، عادت به مطالعه را ترک نکرد.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
می‌گفت حیف است انسان فقط در یک زمینه مطالعه کند.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
می‌گفت: «چرا مایی که ابوریحان بیرونی و رازی و ابوعلی سیناها رو داشتیم تو تاریخ کشورمون، پهلَوی کاری کرده که الآن این‌قدر از لحاظ پایهٔ علمی عقب‌افتاده شدیم؟ ما باید به اوج برگردیم.»
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
مطالعات گسترده‌اش او را بسیار توانمند کرده بود.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
دست خودش نبود که؛ عجیب به درس خواندن اعتقاد داشت.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
همیشه با سرسری درس خواندن مخالف بود. می‌گفت وقت و عمر خودِ جوان و اساتید و پول بیت‌المال خرج بشود برای چیزی که نفعی هم نداشته باشد، اصلاً درست نیست.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
ایران باید روی پای خود بایستد، نه که چشمش به کمک‌های این کشور و آن کشور باشد.
کاربر ۹۶۳۸۱۷۶
۰
حیف نیست تو زندگی، آدم مدام فکرش پی خرید باشه؟