
کتاب خرمگس
معرفی کتاب خرمگس
کتاب خرمگس (The Gadfly) نوشته اتل لیلیان وینیچ و ترجمه خسرو همایونپور، اثری از ادبیات کلاسیک جهان است که نشر امیرکبیر آن را در دهههای ۱۳۴۰، ۱۳۵۰ و ۱۳۹۰ منتشر کرده است. این رمان روایتگر زندگی و مبارزات جوانی به نام آرتور در ایتالیا و در قرن نوزدهم میلادی است؛ دورانی که کشور درگیر اشغال و ستم اتریشیها و کشمکشهای سیاسی و مذهبی بود. رمان خرمگس با تمرکز بر شخصیتپردازی عمیق و فضای تاریخی پرتنش به موضوعاتی همچون آزادیخواهی، ایمان، هویت و تضادهای درونی انسان پرداخته است. گفته شده است که این رمان ایرلندی، شوروی را مسحور کرد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خرمگس اثر اتل لیلیان وینیچ
کتاب خرمگس رمانی به قلم اتل لیلیان وینیچ و دارای داستانی پرکشش در باب مبارزه، ایمان و دگرگونی فردی است که در بستر تاریخ پرآشوب ایتالیا میگذرد. نویسنده با الهام از اتفاقات واقعی و شخصیتهای تاریخی، فضای ایتالیا در دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ را بازآفرینی کرده است؛ زمانی که کشور تحت سلطهی اتریش و نفوذ کلیسای کاتولیک قرار داشت و جنبشهای آزادیخواهانه در حال شکلگیری بود. تمرکز اصلی این رمان بر زندگی آرتور (Arthur)، جوانی با پیشینهی انگلیسی اما دلبسته به سرنوشت ایتالیاست که در مسیر بلوغ فکری و عاطفی، با بحرانهای اعتقادی و اجتماعی روبهرو میشود. این کتاب روایتی خطی دارد و اثری شخصیتمحور است و روابط پیچیدهی آرتور با پدر روحانیاش، مونتانلی و دوستانش، بهویژه جما (Gemma) را در دل حوادث سیاسی و اجتماعی آن دوران ارائه میدهد. رمان خرمگس هم تصویری از مبارزات سیاسی و اجتماعی ارائه میدهد و هم به لایههای عمیقتری از روان انسان، تضادهای اخلاقی و معنای وفاداری و فداکاری میپردازد. اتل لیلیان وینیچ با نگاهی انسانی و جزئینگرانه داستانی خلق کرده است که هم یک روایت تاریخی است و هم سفری درونی به شمار میآید.
رمان خرمگس در اتحاد جماهیر شوروی، جمهوری خلق چین و ایران بهطور استثنایی محبوب شد و تأثیر فرهنگی بزرگی داشت. این اثر داستانی در اتحاد جماهیر شوروی جزو منابع درسی اجباری بود و پرفروشترین کتاب به شمار میآمد؛ بهطوری که تخمین زده میشود تا زمان درگذشت اتل لیلیان وینیچ، تنها در شوروی حدود ۲٬۵۰۰٬۰۰۰ نسخه از این کتاب به فروش رفته بود. وینیچ از محبوبیت رمان خود آگاه نبود و تا سال ۱۹۵۵ و بازدید یک دیپلمات، حقالتألیف دریافت نکرده بود. در چین نیز چندین ناشر این کتاب را ترجمه کردند. نویسندهای ایرلندی به نام پئادار اُدانل به یاد میآورد که این رمان در میان زندانیان جمهوریخواه در زندان ماونتجوی در طول جنگ داخلی ایرلند محبوبیت فراوانی داشت. در ۵ ژانویهی ۲۰۲۶، شی جینپینگ، دبیرکل حزب کمونیست چین در جریان دیداری با میشائل مارتین، نخستوزیر ایرلند، در تالار بزرگ مردم در پکن اظهار کرد که رمان خرمگس در سالهای دشوار نوجوانی او طی انقلاب فرهنگی، پشتوانهی او بوده است. میشائل مارتین نیز یادآوری کرد که او هم این رمان را در اواخر نوجوانیاش مطالعه کرده است.
خلاصه داستان خرمگس
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
خرمگس با معرفی آرتور (Arthur)، جوانی حساس و اندیشمند، آغاز میشود که در ایتالیا و در سایهی نفوذ کلیسا و سلطهی اتریش زندگی میکند. او ابتدا به آموزههای مذهبی و پدر روحانیاش، مونتانلی، اعتماد دارد و زندگیاش میان تحصیل، دغدغههای خانوادگی و جستوجوی معنای زندگی میگذرد، اما با آشنایی با جنبشهای دانشجویی و آزادیخواهانه، بهویژه سازمان مخفی ایتالیای جوان، نگاهش به جهان تغییر میکند و درگیر کشمکشهای درونی میان ایمان مذهبی و آرمانهای سیاسی میشود. رابطهی نزدیک و عاطفی آرتور با مونتانلی که برایش هم پدر معنوی و هم راهنماست، بهتدریج دچار تزلزل میشود؛ زیرا آرتور درمییابد که کلیسا و قدرتهای حاکم برخلاف باورهای اولیهاش، در کنار ستمگران ایستادهاند. جما (Gemma)، دوست دوران کودکی آرتور، وارد عرصهی مبارزات میشود. پیوندی عمیق میان این دو شکل میگیرد. آرتور با بحرانهای شخصی، فقدان مادر، تنهایی و احساس بیگانگی در خانوادهی ناتنی و نیز رقابت و حسادت نسبت به دیگر اعضای جنبش دستوپنجه نرم میکند. او در نهایت تصمیم میگیرد زندگیاش را وقف آزادی ایتالیا کند؛ پس در این راه با فداکاری و رنجهای بسیار به نماد مقاومت و ایثار تبدیل میشود. رمان با پیشروی داستان آرتور، تصویری از فضای اجتماعی، سیاسی و مذهبی ایتالیا ارائه و نشان میدهد که چگونه یک فرد میتواند در دل بحرانهای بزرگ، معنای تازهای برای زندگی و ایمان بیابد.
چرا باید کتاب خرمگس را بخوانیم؟
رمان خرمگس با ترکیب داستانی پرکشش و زمینهی تاریخی غنی فرصتی برای درک عمیقتر مفاهیمی چون آزادی، ایمان، هویت و مسئولیت فردی فراهم میکند. این رمان با شخصیتپردازی دقیق و نمایش فرازونشیبهای روحی آرتور به خواننده امکان میدهد تا با چالشهای اخلاقی و انتخابهای دشوار روبهرو شود. همچنین فضای تاریخی و اجتماعی ایتالیا در قرن نوزدهم میلادی، بستری مناسب برای تأمل دربارهی نقش فرد در تحولات اجتماعی و معنای واقعی فداکاری و وفاداری است. کتاب خرمگس نهتنها روایتی تاریخی، بلکه داستانی دربارهی رشد و بلوغ و جستوجوی حقیقت است که میتواند برای علاقهمندان به ادبیات کلاسیک و موضوعات انسانی خواندنی باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به دوستداران ادبیات کلاسیک ایرلند و قالب رمان، دوستداران رمانهای تاریخی، کسانی که دغدغهی آزادی، هویت و معنای زندگی دارند و همچنین دانشجویان و پژوهشگران حوزهی علوم انسانی پیشنهاد میشود.
نظر افراد یا مجلههای مشهور درباره این کتاب چیست؟
- برتراند راسل (فیلسوف نامدار): خرمگس یکی از هیجانانگیزترین رمانهایی است که خواندهام.
- bbc.com: رمان خرمگس حماسهای هیجانانگیز دربارهی شور انقلابی، پایبندی دینی، خیانت روحانیون و عشق رمانتیک است. این کتاب در سال ۱۸۹۷ میلادی در نیویورک منتشر شد؛ دو سال پس از تکمیلش؛ زیرا ناشر انگلیسی نگران واکنش منفی بود؛ برای مثال یکی از منتقدانْ شخصیتهای این رمان را وحشتناک دانسته بود. ترجمهای از این اثر در سال بعد در روسیه منتشر شد؛ جایی که مخالفت مقامات تزار تنها به افزایش محبوبیت این اثر انجامید.
- volatilerune.blog: کتاب خرمگس بلافاصله پس از انتشار، موفقیت بزرگی کسب کرد؛ بهویژه در روسیه و چین که بهدلیل تمهای مبارزهی قهرمانانهی آن فروش بالایی داشت. رمان حاضر با وجود حرکت سریع داستان، در هستهی خود، تأملی عمیق دربارهی ایمان، سرخوردگی، انقلاب، عشق پدری و رمانتیک و هزینهی انسانیِ این تجربیات است. مقایسهی این کتاب با رمان The Eternal City به قلم هال کین نشان میدهد درحالیکه کتاب هال کین لحن احساساتی دارد، اثر اتل لیلیان وینیچ از لحاظ جدیت و عمق تم انقلابی، تفاوت قابلتوجهی دارد و سه سال پیش از کتاب هال کین منتشر شده است.
- roger-parkinson.com: خرمگس دربارهی یک انقلابی به نام خرمگس است که با نوشتن جزوههای تحریکآمیز علیه حکومت و کلیسا فعالیت و نیز با گذشته و بیماریهای خود دستوپنجه نرم میکند. الهام اصلی اتل لیلیان وینیچ برای نگارش این رمان از ملاقاتش با سیدنی ریلِی در فلورانس در سال ۱۸۹۵ گرفته شده است. ریلِی جاسوس و فریبکار ماهری بود که ادعا میکرد ایرلندی است و داستان زندگی پرماجرا و گاه غیرواقعی خود را برای وینیچ تعریف کرده بود. وینیچ این روایت را با شخصیتی انگلیسی که در ایتالیا زندگی میکند، تلفیق کرد و رمانی نوشت که هرچند داستان جاسوسی نیست، جذابیت شخصی و تاریخی بسیار دارد. رمان خرمگس با موضوع مبارزه، آزادی و ایمان شخصی در دل تحولات تاریخی، الهامبخش آثار دیگر، اقتباسهای سینمایی، موسیقی و تئاتر شد و محبوبیت ویژهای در روسیه و کشورهای دیگر یافت. این رمان ترکیبی از تاریخ، سیاست و درونمایهی انسانی است و با زندگی واقعی و پرماجرای نویسنده و اطرافیان او در هم تنیده شده است.
درباره اتل لیلیان وینیچ
اتل لیلیان وینیچ (Ethel Lilian Voynich) در ۱۱ مهی ۱۸۶۴ به دنیا آمد و در ۲۷ ژوئیهی ۱۹۶۰ میلادی درگذشت. او رماننویس و موسیقیدانی ایرلندی بود که در خانوادهای سرشار از علم، اندیشه و دغدغههای اجتماعی زاده شد و زندگی پرفرازونشیبی را پشت سر گذاشت. پدر این نویسنده با نام جرج بول، ریاضیدان برجستهی انگلیسی بود؛ فردی که زمانی کوتاه پس از تولد اتل درگذشت. مسئولیت پرورش اتل و چهار خواهرش بر دوش مادر آنها، مری اورست، افتاد؛ زنی که با تدریس ریاضیات و نگارش مقالات اجتماعی خانواده را اداره میکرد. پیوند خانوادگی اتل با اندیشه و دانش بهواسطهی عموی مادریاش با نام جرج اورست، جغرافیدان نامدار، بیش از پیش پررنگ شد. او کسی بود که بلندترین قلهی جهان به افتخارش اورست نام گرفت. اتل از کودکی با تنگدستی و تلاش آشنا شد، اما استعدادهایش بسیار زود آشکار شدند. به تحصیل فلسفه، ادبیات، زبانشناسی و موسیقی پرداخت؛ هرچند موسیقی جایگاهی ویژه در زندگیاش یافت. علاقهمندی او به آثار ویلیام بلیک، ویلیام شکسپیر، چارلز دیکنز و اشعار والت ویتمن، جهان فکریاش را شکل داد و روحیهای آزادیخواه در او پدید آورد. این نویسنده در سال ۱۸۸۲ و پس از دریافت ارثیهای اندک، راهی برلین شد و پس از سه سال تحصیل، از رشتهی پیانو فارغالتحصیل شد. سفر او به روسیه در بهار ۱۸۸۷ نقطهی عطف دیگری در زندگیاش بود. در بازگشت با ویلفرد (یا میخائیل) وینیچ، انقلابی لهستانی، ازدواج کرد؛ پیوندی که تأثیر عمیقی بر مسیر فکری و هنری او گذاشت. از سال ۱۸۹۳ به ترجمهی آثار نویسندگان بزرگ روسی چون گوگول، داستایفسکی، شچدرین، اوسپنسکی و دیگران پرداخت و سپس نخستین و مشهورترین رمان خود، خرمگس، را منتشر کرد؛ اثری که به یکی از رمانهای مهم و تأثیرگذار ادبیات غرب تبدیل و به بیش از ۲۰ زبان زندهی دنیا ترجمه شد. اتل لیلیان وینیچ در آثار بعدی خود همچون «جک دیموند»، «الیویالتام»، «دوستی گسیختهشده» و «کفشت را بکن» نیز با نگاهی انتقادی به ریاکاری کلیسا، ستم سیاسی، عشق، ایمان، آزادی و رهایی از قیدهای فکری پرداخت و بارها به شخصیت خرمگس بازگشت. او در کنار نویسندگی، موسیقی را بهطور جدی دنبال کرد، چند سمفونی ساخت و اوراتوریویِ بابیلون و ترجمهی نامههای فردریک شوپن را در کارنامهی هنری خود ثبت کرد. اتل لیلیان وینیچ در سال ۱۹۴۴، در ۸۰سالگی، آخرین رمان خویش را به پایان رساند و سرانجام در ۹۶سالگی درگذشت. اتل لیلیان وینیچ میراثی ماندگار از ادبیات، موسیقی و اندیشهی آزادیخواهانه از خود بر جای گذاشت؛ تاجاییکه سیارک ۲۰۳۲ به افتخار او نامگذاری شد.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
کتاب خرمگس پرفروشترین و محبوبترین رمان در اتحاد جماهیر شوروی شد. این رمان از نویسندهای ایرلندی، در شوروی، نهفقط بهعنوان کتابی پرخواننده بلکه جزو منابع درسی اجباری محسوب شد و تا زمان درگذشت نویسنده بیش از ۲٬۵۰۰٬۰۰۰ نسخه از آن تنها در این کشور فروخته شد. همچنین چند ناشر چینی رمان خرمگس را ترجمه و منتشر کردند که یکی از آنها (China Youth Press) بیش از ۲٬۰۵۰٬۰۰۰ نسخه فروخت. این رمان از آثار مهم ادبی در دوران پس از انقلاب فرهنگی در چین محسوب شد. داستان این رمان بهقدری اثرگذار بود که در شوروی و چین به موضوع الهامبخش برای نسلهای مختلف تبدیل شد و پس از آن به اشکال هنری دیگری نیز درآمد (اپرا، اثر رادیویی، باله، فیلم و موسیقی).
اقتباسهای کتاب خرمگس
رمان خرمگس الهامبخش اقتباسهای گوناگون تئاتری و سینمایی بوده است؛ از نمایشنامههایی چون «خرمگس یا فرزند کاردینال» اثر جرج برنارد شاو (۱۸۹۸) و آثار نمایشی دیگر در روسیه و اروپا گرفته تا فیلمهایی که در سالهای ۱۹۲۸، ۱۹۵۵، ۱۹۸۰، ۱۹۸۷ و ۲۰۰۳ در شوروی، گرجستان و چین ساخته شدند.
از اقتباسهای تئاتری دیگرِ این رمان میتوان اشاره کرد به «خرمگس» نوشتهی اس. رابسون، ای. روز و اتل لیلیان وینیچ (۱۸۹۹)، «ژرتا اسوبودی» نوشتهی ال. آوریان (۱۹۰۶) و «اوواد» نوشتهی وی. زولوتارف (۱۹۱۶).
اقتباسهای سینمایی این اثر عبارتند از فیلم «خرمگس» که در سال ۱۹۵۵ بیش از ۳۹ میلیون بلیت در اتحاد جماهیر شوروی فروخت؛ اگرچه آن سال تنها سومین فیلم پرفروش در باکسآفیس شوروی بود. فیلم «کرازانا» از جمهوری سوسیالیستی گرجستان شوروی اثر کوته مردجانیشویلی (۱۹۲۸)، «اوواد» از شوروی اثر الکساندر فاینتسیمر (۱۹۵۵)، «خرمگس» اثر نیکولای ماشچنکو (۱۹۸۰)، «ریوارس» از جمهوری سوسیالیستی گرجستان شوروی اثر بی. چخیزه (۱۹۸۷) و فیلم «نیومنگ» از چین اثر «وی. تیانمینگ» (۲۰۰۳).
«سوییت خرمگس» تنظیمی است از گزیدههایی از موسیقی شوستاکوویچ توسط آهنگساز لون آتومیان. همچنین میخائیل ژوکوف، این کتاب را به اپرایی با نام خرمگس (Овод ،۱۹۲۸) تبدیل کرد. اپرای دیگری با نام خرمگس نیز توسط آهنگساز شوروی، آنتونیو اسپاداوتچیا، ساخته شد.
چه نسخههای دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟
این کتاب با عنوان خرمگس بهوسیلهی نشرهای گوناگونی منتشر شده است؛ برای نمونه میتوان به فهرست زیر اشاره کرد:
- ترجمهی خسرو همایونپور، نشر سازمان کتابهای جیبی، ۱۳۴۱.
- ترجمهی داریوش شاهین، نشر جاويدان علمی، ۱۳۴۴.
- ترجمهی حمید کمازان، نشر عارف (پاییز)، ۱۳۷۰.
- ترجمهی حمیدرضا بلوچ، انتشارات مجید، ۱۳۹۴.
- ترجمهی آرزو خلجی مقیم، نشر نیکفرجام، ۱۳۹۵.
- ترجمهی عباس سبحانیفر، انتشارات آتیسا، ۱۳۹۶.
بخشی از کتاب خرمگس
«آرتور به یک دژ عظیم قرون وسطایی، که در دهانهٔ بندر قرار داشت، برده شده بود. وی زندگی در زندان را نسبتاً قابلتحمل یافت؛ سلولش بهشکلی ناگوار، مرطوب و تاریک بود، اما او در قصری واقع در ویابورا پرورش یافته بود و هوای خفه، موش و بوی تعفن برایش تازگی نداشت. غذا نیز بد و غیرکافی بود، ولی جیمز بهزودی کسب اجازه کرد تا کلیهٔ وسایل زندگی را برایش بفرستد. او را در سلول مجرد نگاه داشته بودند و هرچند مراقبت زندانبانان را به آن دقّتی که انتظار داشت ندید، باز در کسب هرگونه اطلاعی از علّت بازداشت خود، با شکست روبهرو شد.
معهذا وضع آرامی که افکارش هنگام ورود به دژ داشت تغییر نکرده بود. چون اجازهٔ مطالعهٔ کتاب نداشت، وقتش را به دعا و اندیشههای پرهیزکارانه میگذراند و بدون هیچگونه ناشکیبایی و نگرانی، انتظار سیر حوادث بیشتری را میکشید. یک روز سربازی در سلولش را گشود و او را فراخواند: «لطفاً از این راه!» پس از پرسیدن دو یا سه سؤال که در جواب آنها پاسخی جز «صحبت غدغن است» دریافت نکرد، ناگزیر تسلیم این امر چارهناپذیر، بهدنبال سرباز از حیاطهای تودرتو، راهروها و پلکانهایی که همهٔ آنها کموبیش بوی نا میدادند گذشت و به اتاق وسیع و روشنی داخل شد.»
حجم
۳۲۶٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۳۹۰ صفحه
حجم
۳۲۶٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۳۹۰ صفحه
نظرات کاربران
خیلی سال پیش خوندم این کتاب رو . خیلی قشنگه