با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
و ما باران را فروختیم

دانلود و خرید کتاب و ما باران را فروختیم

۳٫۴ از ۱۰۴ نظر
۳٫۴ از ۱۰۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب و ما باران را فروختیم  نوشته  کارمن نارانجو  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب و ما باران را فروختیم

«و ما باران را فروختیم» نوشته کارمن نارانجو، از مجموعه مطالعه در وقت اضافه است. زمان تقریبی مطالعه: ۱۲ دقیقه

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴۹)
MSadra
۱۳۹۹/۰۱/۳۱

نگاه و ایده جالب و نارسایی در انتقال اون ایده و نگاه ضعف بیشتر تو ترسیم فضاست که خواننده نمی تونه باهاش ارتباط بگیره

مهاجر
۱۳۹۹/۰۶/۲۶

چقدر احوالات این کتاب به حال ما نزدیک است😟😟

کاربر ۷۲۰۵۸۳
۱۳۹۸/۰۵/۰۴

داستانی مملو از شعار و کلیشه که شاید برای یک رمان حداقل ۲۰۰ صفحه ای کار خوبی میشد اما اینقدر همه چیز شتاب زده و سریع اتفاق افتاد که خواننده فقط یک سری شعار دید بدون هیچ علت و معلولی

- بیشتر
fae
۱۳۹۸/۱۲/۲۹

از لحاظ نگاهش به سیاست های اقتصادی و مدیریتش قشنگ بود داستانش ولی از لحاظ پایان بندی و حتی جمله بندی کتاب مشکل داشت

حــق پرســت
۱۳۹۸/۰۲/۲۸

قابل تامل بود ‌‌‌...

Anita Moghaddam💙💙
۱۳۹۹/۰۲/۱۵

غم انگیز اما پرمعنی تا حدودی سیاسی برای گروه سنی د توصیه میکنم💙

Melisa
۱۳۹۹/۰۴/۲۸

زیاد جالب نبود.

fa bahrami
۱۳۹۷/۱۱/۲۴

داستان کوتاه و عجیبی داره، سنگین، دردناک و آزار دهنده مثل یک سیلی... خوندنش بیشتر از آرامش گرفتن باعث دلشوره همراه تفکر میشه..با همه این اوصاف، خوندنش برای همه مناسب نیست.

ف_حسنپوردکان
۱۳۹۷/۱۲/۰۲

ترجمه ی زیاد خوبی نبود. اما خود داستان خوب و قابل‌ تامل بود. داستان درمورد ورشکستگی کشوری است که حتی بخاطر نفس کشیدن مردم هم می‌خواهد از آن‌ها مالیات بگیرد..

عقاید یک دلقک:/
۱۳۹۸/۰۱/۳۰

بزخی جملات کتاب ها نفس رو در سینه ادم حبس میکند

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۵۲)
توی این مملکتِ لعنتی هیچ کس نیست که یک فکر بکری برای نجات ما از این مخمصه بکنه؟
بانوی‌عاشق!(‌꧇
کارمندان دولتی که ناگهان نمی‌توانستند حتی ماهی یک بار به شهرهای بزرگ دنیا سفر کنند دچار رنجی ناگفتنی شدند!
⚽️ kaka ⚽️
آه... کاش ما فقط می‌توانستیم باران را صادر کنیم».
Ghazal..
گرسنگی و فقر دیگر پنهان کردنی نبود
بانوی‌عاشق!(‌꧇
دریای فقر که شهرها و روستا‌ها را غرق می‌کرد با افزایش تعداد مرسدس بنزها، بی ـ ام ـ وها و کل الفبای نام‌های تجاری ماشین‌های نو و پر زرق و برق در تضاد بود.
علی
پول آب را بالا می‌‌‌برند، اما آب به ما نمی‌دهند با اینکه هر روز داره باران می‌آد، از آن بدتر، ما را برای مصرف زیاد آبِ پارسال بدهکار کرده‌اند، حال آنکه آن وقت هم آب توی لوله‌ها نبود
Mohammad Bagheri
آدم بدون اخبار آدم نیست، چون نمی‌داند در جاهای دیگر چیزها حتی از اینجا هم بدتر هستند.
حــق پرســت
الو، آنجا کشور باران است؟
بانوی‌عاشق!(‌꧇
رئیس جمهوری که کمی پیش از انتخابات در میان لبخند‌های دندان‌نما، با تفاخر خود را به خاطر تحصیل در دانشگاه و کسب دکترای اقتصاد، لایق و صاحب فضائل عقلانی کافی و بهترین کاندیدای مقام معرفی کرده بود، پرسید: «توی این مملکتِ لعنتی هیچ کس نیست که یک فکر بکری برای نجات ما از این مخمصه بکنه؟»
ف_حسنپوردکان
آدم بدون اخبار آدم نیست، چون نمی‌داند در جاهای دیگر چیزها حتی از اینجا هم بدتر هستند. آه...
میرنیما