
نویسندهکوچك.
۱۰۳
توی این مملکتِ لعنتی هیچ کس نیست که یک فکر بکری برای نجات ما از این مخمصه بکنه؟
⚽️ kaka ⚽️
۴۶
کارمندان دولتی که ناگهان نمیتوانستند حتی ماهی یک بار به شهرهای بزرگ دنیا سفر کنند دچار رنجی ناگفتنی شدند!
نویسندهکوچك.
۴۴
گرسنگی و فقر دیگر پنهان کردنی نبود
علی
۳۳
دریای فقر که شهرها و روستاها را غرق میکرد با افزایش تعداد مرسدس بنزها، بی ـ ام ـ وها و کل الفبای نامهای تجاری ماشینهای نو و پر زرق و برق در تضاد بود.
حــق پرســت
۳۲
آدم بدون اخبار آدم نیست، چون نمیداند در جاهای دیگر چیزها حتی از اینجا هم بدتر هستند.
Ghazal..
۳۰
آه... کاش ما فقط میتوانستیم باران را صادر کنیم».
Mohammad Bagheri
۲۹
پول آب را بالا میبرند، اما آب به ما نمیدهند با اینکه هر روز داره باران میآد، از آن بدتر، ما را برای مصرف زیاد آبِ پارسال بدهکار کردهاند، حال آنکه آن وقت هم آب توی لولهها نبود
ف_حسنپوردکان
۲۴
رئیس جمهوری که کمی پیش از انتخابات در میان لبخندهای دنداننما، با تفاخر خود را به خاطر تحصیل در دانشگاه و کسب دکترای اقتصاد، لایق و صاحب فضائل عقلانی کافی و بهترین کاندیدای مقام معرفی کرده بود، پرسید: «توی این مملکتِ لعنتی هیچ کس نیست که یک فکر بکری برای نجات ما از این مخمصه بکنه؟»
جو مارچ
۱۲
«توی این مملکتِ لعنتی هیچ کس نیست که یک فکر بکری برای نجات ما از این مخمصه بکنه؟»
.
۹
رئیس جمهور برای مردم پیام فرستاد: «کشوری به او رسیده بود که تا مغز استخوان مقروض بود، نمیتوانست اعتبار کسب کند و دیگر قادر نبود بهره بپردازد، یا وامهایش را به مرور زمان قسطی پس بدهد. باید کارمندان دولت را مرخص میکرد، عملیات دولتی را متوقف میساخت، از خدمات دولتی میکاست، ادارات را میبست و پاهایش را در برابر ملیتهای دیگر باز میکرد.
موراکامی کوچک⛅
۷
. داستان آشنایی بود.
ýǾи̃̾₳₷.₷3773
۶
پول آب را بالا میبرند، اما آب به ما نمیدهند با اینکه هر روز داره باران میآد، از آن بدتر، ما را برای مصرف زیاد آبِ پارسال بدهکار کردهاند، حال آنکه آن وقت هم آب توی لولهها نبود».
حــق پرســت
۵
شب و روز میبارد، باران پشت باران، مثل سینمایی که هر روز همان فیلم را نمایش میدهد، پهنههایی از آب.
نویسندهکوچك.
۵
راه حل از منبعی باورنکردنی آمد
جو مارچ
۵
در آن کشور، ما شهروند درجهی دو بودیم، چیزی که ما به هر حال به آن عادت داشتیم. ما در حصار زندگی میکردیم.
Parimah
۵
«توی این مملکتِ لعنتی هیچ کس نیست که یک فکر بکری برای نجات ما از این مخمصه بکنه؟»
.
۴
در این میان، مردم غمزده از باران، رطوبت، بیخبری، سرما و گرسنگی و یأس از ندیدن نمایش کمدی و سریالهای مورد علاقهی خود، در درون میبارند، و تعداد زیادی بچه تولید میکنند؛ به این معنی که خیلی سعی میکنند تا شانس بقای یکی از اولادان بیشتر شود. تودهای از بچههای گرسنه و برهنه که هر وقت باران ببارد کنسرت گریه خود را شروع میکنند.
ekigai
۴
«توی این مملکتِ لعنتی هیچ کس نیست که یک فکر بکری برای نجات ما از این مخمصه بکنه؟»
Parimah
۴
نتیجهی آن تنزل هزینهی ملی، رکود دستمزدها، افزایش تولید بومی، کاهش واردات و قطع برنامههای اجتماعی بود».
حــق پرســت
۳
دریای فقر که شهرها و روستاها را غرق میکرد با افزایش تعداد مرسدس بنزها، بی ـ ام ـ وها و کل الفبای نامهای تجاری ماشینهای نو و پر زرق و برق در تضاد بود.
hasan
۳
رئیس جمهوری که کمی پیش از انتخابات در میان لبخندهای دنداننما، با تفاخر خود را به خاطر تحصیل در دانشگاه و کسب دکترای اقتصاد، لایق و صاحب فضائل عقلانی کافی و بهترین کاندیدای مقام معرفی کرده بود، پرسید: «توی این مملکتِ لعنتی هیچ کس نیست که یک فکر بکری برای نجات ما از این مخمصه بکنه؟»
M.MORSHEDI
۳
«فقرا شاکی بودند، ما حتی پول برای خرید حبوبات نداریم ـ به ما گفتن با برگ ترب و موز و آشغال زندگی کنیم، پول آب را بالا میبرند، اما آب به ما نمیدهند با اینکه هر روز داره باران میآد، از آن بدتر، ما را برای مصرف زیاد آبِ پارسال بدهکار کردهاند، حال آنکه آن وقت هم آب توی لولهها نبود».
`Hana~
۳
شب و روز میبارد، باران پشت باران، مثل سینمایی که هر روز همان فیلم را نمایش میدهد
|Ghalam¹¹⁸|
۳
رئیس جمهوری که کمی پیش از انتخابات در میان لبخندهای دنداننما، با تفاخر خود را به خاطر تحصیل در دانشگاه و کسب دکترای اقتصاد، لایق و صاحب فضائل عقلانی کافی و بهترین کاندیدای مقام معرفی کرده بود، پرسید: «توی این مملکتِ لعنتی هیچ کس نیست که یک فکر بکری برای نجات ما از این مخمصه بکنه؟»
sana
۳
شبانهروز میبارد. همه چیز سبز است، حتی مردم؛ مردم سبز هستند، بیگناه و قابل اعتماد
جو مارچ
۳
داشتن یک خرده کمتر باران، به مذاق همه خوش آمد و بهترین قسمتش آنکه دیگر مجبور نبودند با شش گاو فربه و مهاجم شاخ به شاخ شوند، به اضافه بانک جهانی و آی ام اف، سازمان تجارت آزاد، بانک بینالمللی رشد، و شاید ای ای اس از چپاندن گاوها به آنها دست بر میداشتند.
لیلیومِ عشقِ کتاب
۳
«توی این مملکتِ لعنتی هیچ کس نیست که یک فکر بکری برای نجات ما از این مخمصه بکنه؟»
آوا
۳
گرسنگی و فقر دیگر پنهان کردنی نبود.
ف_حسنپوردکان
۲
اولین کسی که محض احتیاط برای تهیهی دارو و غذا به فکر افتاد یک شناگر خوب بود. بعد تمام افراد یک خانواده رفتند، بعد هم تمام دهکدهها از کوچک و بزرگ. جمعیت به نحو چشمگیری کاهش یافت و یک روز رسید که هیچ کس جز رئیس جمهور و کابینهی وزرایش باقی نماندند. دیگران حتی نمایندهها هم با بازکردن در کانال و شناکردن تا آن سر کانال در امارات امیران خود را به آنجا رساندند.
MSadra
۲
رئیس جمهور برای مردم پیام فرستاد: «کشوری به او رسیده بود که تا مغز استخوان مقروض بود، نمیتوانست اعتبار کسب کند و دیگر قادر نبود بهره بپردازد، یا وامهایش را به مرور زمان قسطی پس بدهد.
