معرفی کتاب یاد تو در دل من ، توفان به پا میکنه...(مجموعهی ترانه)
«یاد تو در دل من، توفان بپا میکنه...» مجموعهی ترانههای رضا عبداللهی(-۱۳۳۰) شاعر و ترانهسرای معاصر است.
رضا عبداللهی، صاحب مجموعهی حاضر از ترانهها، چهرهای در ترانهنویسی امروز ایران است که نخستین آثارش را از اواخر دهه پنجاه شمسی نوشت و با پیروزی انقلاب، به طوری جدی هم کار ترانه را دنبال کرد و هم به سرودن غزل و مثنوی پرداخت. بیشتر ترانههای او با صدای خوانندگانی همچون زندهیادان مازیار و ناصر عبداللهی و نیز خوانندگان دیگری از جمله علیرضا عصار، بیژن خاوری، عباس بهادری، مهرداد کاظمی، محمد گلریز و قاسم افشار خوانده و منتشر گردیده که آهنگسازان بنامی همچون بابک بیات، حسین واثقی، تورج شعبانخانی، فرید شبخیز، شادمهر عقیلی، فؤاد حجازی، مهرداد جویباری و حسین بهادری برای این ترانهها آهنگ ساختهاند. قدیمیترین و خاطرهانگیزترین ترانهی رضا عبداللهی ترانه معروف «دیگه عاشق نمیشم» است که در سالهایی دور با صدای رامین و آهنگ زندهیاد بابک بیات ضبط و پخش شده است.
رضا عبداللهی، در سرودن ترانهها نیز زبان و سبک خاص و ویژه خود را دارد و به ترانه نیز همچون غزل و مثنوی بها میدهد. از این روی در بعضی مثنویها و غزلهایش به زبان ترانه نزدیک میشود و در بعضی ترانهها نیز میتوان عطر و بوی غزل و مثنوی را به گوش جان شنید...
نمونهای از این اشعار را میخوانیم:
وقتی که پا میذاره
دریا به روی شنها
مرغابیا میشورن
پرهاشون تو دریا
وقتی برای ساحل
دریا صدف میاره
شبها به روی بندر
بارون ماه میباره
یاد تو در دلِ من
توفان بپا میکنه
تا ساحل زندگی
با من شنا میکنه
وقتی موجای سنگین
از پلههای دریا
میرن که سربذارن
به روی تخته سنگا
وقتی که دست دریا
روشونهی غروبه
خورشیدخانوم هراسون
تو خونهی غروبه
یاد تو در دلِ من
توفان بپا میکنه
تا ساحل زندگی
با من شنا میکنه
....
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب یاد تو در دل من ، توفان به پا میکنه...(مجموعهی ترانه) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
نام کتاب
یاد تو در دل من ، توفان به پا میکنه...(مجموعهی ترانه)
میگویم از کسی که
از نسل رازقیهاست
بر قامت بلندش
تنپوش عاشقیهاست
میگویم از کسی که
از کودکی یتیمست
از جان خود گذشته
مثل خدا کریمست
پیشانی سپیدش
از ماه میسراید
راز دلِ غریبش
از چاه میسراید
دردی نهفته داری
بیپرده یا علی گو
در فصل نامیدی
پیوسته یا علی گو
مادربزرگ💝
۱۷
وقتی صدای بارون
میپیچه توی ناودون
پر میکشه پرستو
به زیر طاق ایوون
وقتی پرندهی صبح
روشاخهها میشینه
خورشید خانم یه خوشه
شبنم زگل میچینه
ابریترین هوارو
تو چشم تو میبینم
شبا به زیر بارون
با یاد تو میشینم
مادربزرگ💝
۱۶
در دشت تیرگیها
مردیم و آبی نبود
حوض بلور باران
غیر سرابی نبود
اندیشهی سپیده
به تیرگی گرایید
در هیئت سیاهی
نور شهابی نبود
در چشم لالهگونِ
پروانههای زخمی
از بیم تیر صیاد
یک لحظه خوابی نبود
شبها را گریه کردیم
در سوگ تشنه بودن
غیر از صدای رگبار
ما را جوابی نبود
مادربزرگ💝
۱۰
میدونی موندن تو
دیگه ارزش نداره
گل پژمرده نیاز
به نوازش نداره
راه بیفت که خیلی دیره
تو دلم شادی اسیره
راه بیفت که خیلی دیره
تو دلم شادی اسیره
گلای گلدونتو
هیچکسی آب نمیده
شبا مهتاب به چشات
وعدهی خواب نمیده
راه بیفت که خیلی دیره
تو دلم شادی اسیره
Toobakiani
۰
وقتی که پا میذاره
دریا به روی شنها
مرغابیا میشورن
پرهاشون تو دریا
وقتی برای ساحل
دریا صدف میاره
شبها به روی بندر
بارون ماه میباره
یاد تو در دلِ من
توفان بپا میکنه
تا ساحل زندگی
با من شنا میکنه
Toobakiani
۰
وقتی صدای بارون
میپیچه توی ناودون
پر میکشه پرستو
به زیر طاق ایوون
وقتی پرندهی صبح
روشاخهها میشینه
خورشید خانم یه خوشه
شبنم زگل میچینه
ابریترین هوارو
تو چشم تو میبینم
شبا به زیر بارون
با یاد تو میشینم
نظر شما دربارهٔ این کتاب