«خشم»مجموعه داستانهایی به قلم بِگونیا ایبارُولا و به تصویرگری علیرضا اسدی از مجموعه احساسات خود را بشناسیم است. این کتاب به کودکان کمک میکند تا هیجان خشم و مهارت مدیریت آن را بیاموزند.
در یکی از داستانهای این کتاب به نام «خرس بداخلاق» میخوانیم:
خرس راپُسو وقتی آهوهای کوچک جنگل از کنار غار او گذشتند، با غرش گفت: «نزدیک نشو که خیلی خطرناکم!»
و همهی آنها با ترس زیاد پا به فرار گذاشتند.
پدر و مادر آهوها از آنها میپرسیدند: «چرا میدوید؟»
ـ چون وقتی از نزدیکی غار خرس راپُسو میگذشتیم، نعرههای وحشتناکی کشید و گفت که نزدیک شدن به او بسیار خطرناک است.
آهوهای بزرگ به یکدیگر نگاه کردند و سرهایشان را تکان دادند، چون خیلی خوب نمیفهمیدند که چه پیش آمده.
ـ خرس راپُسو خطرناکه؟ اتفاقی باید افتاده باشد. او هیچوقت به ما حمله نکرده و همیشه غذایش را با ما تقسیم کرده است. وقتی کوچک بودیم، با او بازی میکردیم. راپسو روی زمین پیچ و تاب میخورد و ما قلقلکش میدادیم و خیلی خوشاخلاق و مهربان بود...
به خاطر همین آهوها تصمیم گرفتند جلسهای ضروری با دیگر حیوانات جنگل ترتیب دهند ببینند چه بر سر خرس بزرگ آمده است.
بقیهی حیوانات جنگل هم با نگرانی در جلسه حاضر شدند، چون خرس به بچههای آنها نیز غریده بود و همه خیلی ترسیده بودند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب خشم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
زمانی که دست از رؤیا دیدن بکشی، شروع به پیر شدن میکنی. من میخواهم با اینکه بزرگ میشوی، همیشه به رؤیا دیدن ادامه دهی و سعی کنی آنها را به یاد آوری.
شهربانو رمضانی
۲
مادرم به من یاد داد. هر وقت کارها خوب پیش نمیرود، وقتی از دست تو عصبانی میشوند یا خودت عصبانی هستی، تصور کن که ابری را از آسمان صدا میزنی و وقتی ابر پایین میآید، تو سوارش میشوی، عمیق نفس میکشی و با صدای ملایم میگویی: «آرام، تِسی، آرام» . خیلی آهسته چند بار این را تکرار کن و خودت را شناور روی ابر تصور کن. آنوقت میبینی که چهطور احساس بهتری پیدا میکنی و عصبی نمیشوی. این بازی به درد من خورد تا یاد بگیرم خودم را آرام کنم
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
خیلی کلیشهای