
ونوشه
۷
چیزی که من از آن درس گرفتم این بود که پاسپورت سندی نیست که به ما نشان بدهد چه کسی هستیم، بلکه سندی است که نشان میدهد مردم چگونه در مورد ما فکر میکنند.
amirhp
۵
ما مجبور به پذیرفتن این بودیم که چیزهایی که مورد استفاده قرار میدادیم هرگز به ما تعلق نمییابند و این کشور و سرزمین دیگر هیچوقت به ما تعلق نخواهد داشت.
farnaz Puresmaili
۴
کشور دیگر کشوری بود که به مردمان دیگری تعلق داشت. ما مجبور به پذیرفتن این بودیم که چیزهایی که مورد استفاده قرار میدادیم هرگز به ما تعلق نمییابند و این کشور و سرزمین دیگر هیچوقت به ما تعلق نخواهد داشت.
Sheyda Shojaei
۴
تمایل من به درونگرایی مرا از سختیهای زندگی محافظت کرد و بعد در مدارس و شهرهای دیگر هم همچنین. اما از ثروتهای دنیا نیز محرومم کرد.
Mohammad Bagheri
۳
آپارتمان ما ـ که پیاده تا پلهای رود روهنه پنج دقیقه راه داشت و در نقطهای بود که از دریاچهی جنوا دیده میشد ـ به صورت مبلدار اجاره شده بود. این گونه بود که با نشستن پشت آن میزهایی که قبلاً دیگران روی آنها نشسته بودند، با استفادهکردن از لیوانها و بشقابهایی که مردمان دیگری در آنها نوشیده و خورده بودند و خوابیدن درون تختهایی که آدمهای آنها حالا فرسوده شده بودند، به زندگی در کشور جدید خو گرفتم. کشور دیگر کشوری بود که به مردمان دیگری تعلق داشت. ما مجبور به پذیرفتن این بودیم که چیزهایی که مورد استفاده قرار میدادیم هرگز به ما تعلق نمییابند و این کشور و سرزمین دیگر هیچوقت به ما تعلق نخواهد داشت.
mahdi
۲
چیزی که من از آن درس گرفتم این بود که پاسپورت سندی نیست که به ما نشان بدهد چه کسی هستیم، بلکه سندی است که نشان میدهد مردم چگونه در مورد ما فکر میکنند.
Sheyda Shojaei
۲
این سرزمین خارجی باغی بود بیانتها و پر از بچههایی شاد. برادرم و من این باغ را از دور با اشتیاق تماشا میکردیم.
Sheyda Shojaei
۲
طی همان مسافرت کوتاه پاسپورتم با نوعی بحران هویتی مبتلا بود. بحران اینکه تا چه اندازه به کشوری كه اولین پاسپورتمان را صادر کرده، وابسته هستیم و چقدر به «کشورهای دیگر» که اجازه میدهند ما وارد آنجا شویم.
bb.htz
۲
پاسپورت سندی نیست که به ما نشان بدهد چه کسی هستیم، بلکه سندی است که نشان میدهد مردم چگونه در مورد ما فکر میکنند.
صـادفوتو ؛
۲
در سکوتکردن توانایی خوبی داشتم.
Sheyda Shojaei
۱
کشور دیگر کشوری بود که به مردمان دیگری تعلق داشت. ما مجبور به پذیرفتن این بودیم که چیزهایی که مورد استفاده قرار میدادیم هرگز به ما تعلق نمییابند و این کشور و سرزمین دیگر هیچوقت به ما تعلق نخواهد داشت.
bb.htz
۱
گداها مانند استانبول با دست خالی طلب چیزی نمیکردند