«پژواک روح» مجموعه هفده داستان کوتاه از حیدر شجاعی( -۱۳۴۵) نویسنده معاصر است.
در بخشی از داستان « پژواک روح » از این کتاب میخوانیم:
همیشه سعی کردم روحم اسیر زمان و مکان نشود و او را با کلمات، آزاد و رها سازم؛ هرجا بخواهد برود و در هر زمانی که باشد بیقید و شرط بازگردد. دریافتم که روح هرگز دروغ نمیگوید، حتی اگر عاصی باشد. الهامات و سخنانش را شنیدهام. او را از سرنوشت محتوم دیگران نیز باخبر یافتم، زیرا با دیگر ارواح در ارتباط بود. آوایش را میشنیدم، اما او را نمیدیدم؛ و چون او را دیدم، دیگر صدایی جز صدای خودم نشنیدم. ناچارم صدای خودم را نیز بشنوم. آخر چگونه توانستم با او سخن بگویم؟ مگر کلمات، نیرومندترین اندام یک ارتباط نیست؟
و چون با تو، ای روح قدیمی ارتباط بر قرار کردم، حضورم پر رنگتر شد. این همان عشق خیال انگیز است که بر روی رنگین کمان، هویّت خود را آشکار میسازد. در این صورت به من حق بده! آخر چگونه میتوانم با تو سخن نگویم؟! تنها گوش کردن کافی نیست؛ باید حرفهای مرا درک کنی. درک کردن تو نیمی از دشواری است. نیم دیگر آن به پر حرفیهای تو مربوط میشود. پر حرفی، همه جا نشانهی موفقیت و سازگاری نیست. شاید مجبورم کنی به پر گوییهایت گوش کنم، اما از من مخواه که کاملاً تو را درک کنم. همهی اینها بستگی به این دارد که چگونه میخواهی زندگی کنی. زندگی هر کس به خودش مربوط است. برخی دوست دارند جسمشان پیرو روحشان باشد، برخی بر عکس. اما بسیاری هستند که این مسئله برایشان اهمیت چندانی ندارد. آنها فقط میخواهند زندگی کنند!
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب پژواک روح و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب