
کتاب سفر شهرزاد به غرب
معرفی کتاب سفر شهرزاد به غرب
کتاب سفر شهرزاد به غرب نوشتهی فاطمه مرنیسی با ترجمهی زهرا غفاری روایتی تحلیلی و شخصی از مواجههی یک زن مسلمان مراکشی با تصویر زنان شرقی در ذهن و فرهنگ غرب است. نویسنده در این اثر از دل خاطرات سفر، گفتوگو با روزنامهنگاران، و رجوع به نقاشیها، افسانهها و متون کلاسیک، به سراغ رؤیاها و کلیشههای دو سوی مدیترانه میرود. نشر ستاک آن را منتشر کرده است و این کتاب در مجموعهی «کتابهای افرا» جای گرفته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سفر شهرزاد به غرب
کتاب سفر شهرزاد به غرب اثری از فاطمه مرنیسی است که در مرز میان خاطرهنویسی، تأمل نظری و سفرنامه حرکت میکند و از خلال تجربهی شخصی نویسنده در تور تبلیغاتی کتاب قبلیاش، به پرسشهای عمیقتری دربارهی زن، قدرت، رؤیا و تصویر شرق در غرب میرسد. مرنیسی که در کودکی در ساختار حرمسرای خانوادگی در فاس بزرگ شده، در این کتاب آن تجربه را با مواجههاش با روزنامهنگاران، ناشران و هنرمندان غربی کنار هم میگذارد و از دل این برخورد، شکاف میان «حرم واقعی» و «حرم خیالی غربی» را آشکار میکند. کتاب سفر شهرزاد به غرب در فصلهای متعدد پیش میرود و هر فصل از زاویهای تازه به موضوع نگاه میکند؛ از «داستان زنی با پیراهن پر» و بازخوانی قصهی محبوب مادربزرگ نویسنده تا «رابطهی جنسی در حرمسرای غربی» و «در جبههی حرم غربی» که در آنها مرنیسی با دقت به لبخندها، واژهها، فیلمها و نقاشیها گوش میدهد و نگاه میکند. در فصل «ذهن به منزلهی سلاحی تحریکآمیز» کتاب سفر شهرزاد به غرب به سراغ خود شهرزاد هزار و یک شب میرود، او را نه بهعنوان بدن رقصان، بلکه بهعنوان ذهنی استراتژیست و قصهگو بازخوانی میکند و نشان میدهد چگونه این چهرهی فکری در ترجمهها و اقتباسهای غربی به تدریج به تصویر زنی اغواگر و منفعل تقلیل یافته است. این کتاب با رجوع به متونی چون قرآن، روایت یوسف و زلیخا، نوشتههای جاحظ، و نیز آمارهای یونسکو دربارهی آموزش زنان مسلمان، پیوند میان خیال، سیاست و بدن زن را در دو جهان متفاوت دنبال کرده است.
خلاصه کتاب سفر شهرزاد به غرب
کتاب سفر شهرزاد به غرب از یک موقعیت ساده آغاز میشود: نویسنده برای معرفی کتاب قبلیاش دربارهی کودکی در حرمسرا به چند شهر غربی سفر کرده و در مصاحبهها متوجه میشود واژهی «حرمسرا» در ذهن بسیاری از مردان غربی لبخندی آمیخته به خیال جنسی بر لب میآورد. از همین نقطه، مرنیسی جستوجویی طولانی را شروع میکند تا بفهمد این حرمسرای خیالی چیست و چه نسبتی با حرمسراهای واقعی و تجربهی زنان مسلمان دارد. او با تحلیل نقاشیهای انگر، ماتیس و پیکاسو، فیلمهای هالیوودی، اپراها و بالهی شهرزاد، و مقایسهی آنها با مینیاتورهای اسلامی و قصههای شفاهی، نشان میدهد چگونه زن شرقی در تخیل غربی به بدنی بیحرکت و مطیع تبدیل شده است. در مقابل، با بازخوانی هزار و یک شب و قصهی «زنی با پیراهن پر» و روایت یوسف و زلیخا، بر تصویر زنِ فعال، قصهگو، خطرناک و اندیشمند در سنت اسلامی تأکید کرده است.
چرا باید کتاب سفر شهرزاد به غرب را بخوانیم؟
سفر شهرزاد به غرب امکان نادری برای دیدن همزمان دو آینه است: آینهای که غرب در آن زن شرقی را میبیند و آینهای که فرهنگ اسلامی در آن زن و قدرتش را تصور کرده است. این کتاب با ترکیب خاطره، تحلیل فرهنگی و رجوع به هنر و اسطوره، خواننده را به دقتکردن در تصاویر عادیِ فیلمها، نقاشیها و واژهها فرامیخواند و حساسیت تازهای نسبت به رابطهی زن، قدرت و نگاه «دیگری» ایجاد میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن سفر شهرزاد به غرب به علاقهمندان مطالعات زنان، دانشجویان علوم اجتماعی و هنر، کسانی که به هزار و یک شب، تصویر شرق در ادبیات و سینمای غرب، و نیز به بحثهای مربوط به فمینیسم در جوامع مسلمان علاقه دارند پیشنهاد میشود؛ همچنین به خوانندگانی که به تأملات شخصی-فکری دربارهی سفر و مواجههی فرهنگی گرایش دارند.
بخشی از کتاب سفر شهرزاد به غرب
«چند سال قبل به بهانهٔ تبلیغ کتابم «رؤیاهای گناهآلود: داستانهای کودکی در حرمسراها» که در سال ۱۹۹۴ منتشر و به ۲۲ زبان ترجمه شد، سفری به ده شهر غربی داشتم. در طول آن سفر با بیش از صد روزنامهنگار غربی مصاحبه کردم و خیلی زود متوجه شدم که بیشتر مردان به محض شنیدن واژهٔ «حرمسرا» نیشخند میزدند. نیشخندهایشان شوکهام کرده بود. تعجب میکردم که چطور ممکن بود واژهای که هممعنای زندان است، لبخند به لب کسی بیاورد. برای مادربزرگم یاسمینه، حرم ساختار بیرحمانهای بود که تمام حقوقش را -از جمله آنطور که خودش میگفت، «حق سیر و سفر در زمین زیبای خدا»- بیرحمانه سرکوب میکرد. اما طبق جهانبینی یاسمینه که بعداً فهمیدم از صوفیان -عارفان اهل اسلام- گرفته بود، متوجه شدم که میبایست حس تعجبم را از رفتار روزنامهنگاران غربی، به یک فضای باز برای یادگیری از آنها تبدیل کنم. ... از قرار معلوم، حرمسرای غربی نوعی ضیافت عیاشانه است که در آن مردان از یک معجزهٔ واقعی بهرهمند میشوند: دریافت لذت جنسی بیقیدوشرط و بدون امتناع از سوی زنانی که تا حد برده تنزل یافتهاند. در حرمسراهای اسلامی مردان توقع دارند زنانی که بردهشان شدهاند، وحشیانه با آنها مقابله کرده و برنامههایشان را برای لذت نقش بر آب کنند. همچنین اولین تصور غربیها از حرمسرا مشابه چیزی است که در نقاشیها یا فیلمها دیدهاند؛ درحالیکه من برایشان کاخهای حقیقی را تصویر میکردم... حرمسراهای ساخته شده از دیوارهای بلند و سنگهای واقعی که مردان قدرتمندی چون خلیفهها، سلاطین و بازرگانان ثروتمند بنیان نهادهاند.»
حجم
۲۲۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۹۲ صفحه
حجم
۲۲۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۹۲ صفحه