
کتاب داستان از این قرار است
معرفی کتاب داستان از این قرار است
کتاب داستان از این قرار است، مجموعهای از داستانهای کوتاه نویسندگان معاصر و مهم ترکیه است و تلاش میکند تصویری از سیر داستاننویسی مدرن این کشور ارائه دهد. عمر سیفالدین، سعید فائق آباسییانیق، ارهان کمال و عزیز نسین از جمله نویسندگان این کتاب هستند و در داستانهایشان به مضامینی همچون دلبستگی به حیوانات خانگی، رؤیای بازگشت به وطن، غربت زبانی و تراژدی جنگ و آوارگی پرداختهاند. نشر ستاک این مجموعه را با ترجمهی گروهی منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب داستان از این قرار است
کتاب داستان از این قرار است مجموعهای از ۳۱ داستان کوتاه از ۲۷ نویسندهی ترک است که با انتخاب و مقدمهی سینان یامان شکل گرفته است. در پیشگفتار، نویسنده با مرور تاریخ داستان کوتاه ترکیه از اواخر قرن ۱۹ تا دورهی معاصر، جایگاه این گونهی ادبی را در بازتاب بار فکری هر دوره توضیح داده است؛ از تأثیر رئالیسم اروپایی و نویسندگانی چون احمد مدحت افندی و سامی پاشازاده سزائی تا نسل دههی ۵۰ و پسلرزههای جنگ جهانی دوم، جنگ سرد و دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی.
در کتاب داستان از این قرار است، در کنار داستانها معرفی کوتاهی از نویسندگان نیز آمده است؛ برای نمونه زندگی و کارنامهی سامی پاشازاده سزائی، عمر سیفالدین، رفیق خالد کارای، سعید فائق آباسییانیق، ارهان کمال و عزیز نسین بهطور جداگانه معرفی شده است. این معرفیها اطلاعاتی دربارهی زندگی شخصی، مسیر حرفهای، نقش آنها در تحول زبان و نثر ترکی و جایگاهشان در ادبیات ترکیه ارائه میدهد و به خواننده کمک میکند داستانها را در بستر تاریخی و فکری خود ببیند.
خلاصه داستان داستان از این قرار است
کتاب داستان از این قرار است با یک پیشگفتار تحلیلی آغاز میشود که در آن، داستان کوتاه بهعنوان آینهی زمانه و فشردهترین شکل بازتاب تحولات فکری و اجتماعی معرفی شده است. سپس، در بخشهای پیدرپی، زندگینامهی کوتاه نویسندگان و داستانهای منتخب آنها کنار هم قرار گرفته است.
در این کتاب، طیفی از موضوعات دیده میشود: از طنز تلخ زندگی زناشویی و دلبستگی افراطی به حیوانات خانگی در داستان «گربهها»، تا اسارت طولانی و رؤیای بازگشت به وطن در «پارو زن»، مهاجرت اجباری و غربت زبانی در «پینهدوز»، تراژدی جنگ و آوارگی در «اشک»، سرگشتگی و صداهای درونی در «هیشت هیشت»، فروپاشی طبقاتی و بیکاری در «یک انسان» و نقد طنزآمیز نظام اداری و پلیسی در «حمدی فیل چگونه به دام افتاد؟».
کتاب، همزمان با روایت سرگذشت شخصیتهای فردی، تصویری از جامعهی ترکیه در دورههای مختلف تاریخی ارائه کرده است.
چرا باید کتاب داستان از این قرار است را بخوانیم؟
خواندن این کتاب امکان آشنایی مستقیم با طیفی از نویسندگان مهم ترکیه و تحول داستان کوتاه در این کشور را فراهم میکند. ترکیب مقدمهی تحلیلی، زندگینامهی نویسندگان و داستانهای متنوع، فرصتی برای مقایسهی سبکها، زبانها و دغدغههای نسلی مختلف به دست میدهد.
خواندن کتاب داستان از این قرار است را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به علاقهمندان به ادبیات ترکیه و دوستداران داستانهای کوتاه پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب داستان از این قرار است
«-خانم! منتظر جوابِ نهایی شمام. یا من، یا گربهها!
-گربهها!
یأس یک شوهر، هوسهای بیثبات و گذرای یک زن، زوال محبت و افول سرای ازدواجی که شالودهاش با نهال گل به روی چمنزار صفا بنا شده، شیشههایش با نور منور و پنجرههایش رو به اشتیاقِ مهرافزون عاشقی شیدا باز است و اثاث خانهاش با تور زینت یافته و چیده شده، همیشه به مکالمهای با همین چند کلمه ختم میشود.
گربهها! که اینطور! گویا ماحصلِ یکی شدنی که نتیجهٔ رفاقتی سی و سه ساله است، جواب معمای ازدواج که خود کلمهای پررمز و راز است، این میشود؛ گربهها! سی و سه سال پیش در اولین ماههای ازدواج کلامی پرمحبت داشت و با زبانی عاشقانه به جاودانگی عشقش سوگند میخورد، ولی حالا خود را میدید که فدای گربهها شده؛ شنیدن اینکه فدای گربهها، فدای میل تلذّذ و کیفی شده که خالی از هرنوع معنا و مزیتی است، ارزش انسانی و حیثیت خانوادگیاش را نابود میکرد و احساسات او را برمیانگیخت؛ قصد داشت دیگر برای پایان دادن به این اوضاع و احوال تصمیمی قاطعانه اتخاذ کند. شوهر بیچاره! دیگر از تعرض و تصدی بیست، سی گربهای که خانه و اندرونی او را به تصرف خود درآورده بودند و در آن پادشاهی میکردند خسته و بیزار شده بود. گربهها؛ حیوانات متکبری که فرای صاحبخانه بودن، با منشی آمرانه در خانه میچرخیدند، دمشان را بالا میگرفتند و نگاه ملوکانهشان را با استخفاف نثار این شوهر بدبخت میکردند، کاناپهها را اشغال کرده، روی مبلها لم میدادند و میخوابیدند، برای گرم کردن خودشان مقابل آتشی که خود او در سوز و سرمای شدید آن سال افروخته بود با تأمل مینشستند؛ با صداهایی گوش خراش، مقابل ایوان اتاقهای خانه جنگ و دعوا راه میانداختند و روز به روز، ادا و اطوارهای گستاخانهشان افزونتر و تعدادشان هم بیشتر میشد. دیگر مأمن و آرامشی برای این مرد در خانهاش باقی نگذاشته بودند. درنگ جایز نبود.»
حجم
۲۶۷٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۶۴ صفحه
حجم
۲۶۷٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۶۴ صفحه