با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
من زنده‌ام

دانلود و خرید کتاب من زنده‌ام

۴٫۷ از ۵۰۳ نظر
۴٫۷ از ۵۰۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب من زنده‌ام  نوشته  معصومه  آباد  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب من زنده‌ام

«من زنده‌ام» نوشته معصومه آباد(-۱۳۴۱) و دربردارنده خاطرات دوران اسارت وی در دوران جنگ تحمیلی است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

موسم مهر و مدرسه در سال ۱۳۵۹ با صدای میگ‌های بمب‌افکن عراق آغاز شد و با به پرواز در آمدن هواپیماهای میگ بمب‌افکن عراقی، صدایی که شنیدنش خارج از توان بود در شهر پیچید. زنگ مدرسه با خمپاره‌هایی که پشت پای هر دانش‌آموز زمین را می‌شکافت به صدا درآمد. کسبه وحشت‌زده کرکره‌ی مغازه‌ها را پایین می‌کشیدند و سراسیمه به سوی خانه و خانواده‌های خود می‌دویدند اما کسی نمی‌دانست این صدای مهیب و وحشت‌آور از کجاست. بعضی‌ها می‌گفتند انفجار رخ داده اما بعضی که بیشتر می‌دانستند می‌گفتند دیوار صوتی شکسته است. رادیو به جای آهنگ مهر و مدرسه مارش آماده‌باش و آژیر قرمز و هشدار حمله هوایی را پخش می‌کرد. در فاصله‌ی کوتاهی بوی مرگ در تمام کوچه و خیابان‌ها پیچید و صدای ضجه‌ی مادران داغدیده و کودکان وحشت‌زده همراه با صدای پی در پی خمپاره‌ها گوش شهر را پر کرد. تن مردم بی‌دفاع، سپر گلوله‌ها شده بود تا شهر نمیرد و آرام بماند.

پیام افتتاح مدرسه، کلاس و درس که همیشه از زبان رئیس آموزش و پرورش شنیده می‌شد این بار با خبر شهادت رئیس ‌آموزش و پروش همراه بود. صمد صالحی و سی نفر از همکارانش شروع سال تحصیلی را با خون سرخشان به همه‌ی دانش‌آموزان آبادان تبریک گفتند و این‌چنین بود که مدرسه، جبهه و اسلحه جای قلم را گرفت. بوی باروت جای بوی کتاب نو را. لباس بسیج جای روپوش مدرسه و نیمکت‌ها سنگر شدند. شهادت، مشق شد و معلم، فرمانده و دانش‌آموز و دانشجو شهید شدند.

جنگ، همه را غافلگیر کرده بود؛ از معلم و کاسب و مهندس و دکتر گرفته تا پیر و جوان و مادر و بچه. صدام مثل اژدهای آدمخوار به جان شهرها افتاده بود و همچون مارهای سیری‌ناپذیر ضحاک؛ خود را با خون فرزندان این مرز و بوم سیر می‌کرد.

حــق پرســت
۱۳۹۸/۰۱/۰۷

تنها چیزی که می تونم در توصیف این کتاب بنویسم اینه که " کتابی غیر قابل توصیفه" هر سطر از کتاب رو که می خوندم به این فکر می کردم که منِ دخترِ هفده ساله یِ امروزی چطور میتونستم مثل این

- بیشتر
امین
۱۳۹۸/۰۳/۰۳

عالی

alimohamad eftekhari
۱۳۹۶/۱۱/۲۰

دختر توجیبی بابا،منتظر کتاب بعدیتیم.

🌟 najme🌟
۱۳۹۷/۰۴/۲۱

واقعا کتاب زیبایی و پر رنجی هست با اینکه سه سال پیش خوندمش اما هنوز وقتی یادش میوفتم نفسم میگیره

Abolfazl
۱۳۹۶/۰۲/۰۲

بسیار عالی بود واقعا صبر استقامت شما باعث افتخار دستمریزاد باید گفت با تمام جزییات به همه مسایل پرداخته شده بود و تمام صحنه های زندان با ویژگی مثال زدنی تشریح کردید از کار ابداعی که شبیه مورس به دیوار میزدید و

- بیشتر
Saeedeh
۱۳۹۶/۱۰/۳۰

واقعا این سرگذشت تلخ و ناراحت کننده رو با قلمی بسیار روان توضیح دادن طوریکه واقعا احساس میکردم اونجا حضور دارم و همه چیز رو با تموم وجود حس میکردم.آلبوم انتهای کتاب هم بسیار زیبا بود . این کتابی هست برای

- بیشتر
مٰاْفٌٌيْ‌نٰا
۱۳۹۷/۰۱/۱۲

صادق، عریان و بسیار گیرا، صداقتی که با معرفی تقریبا تمام شخصیت های کتاب و ادرس دهی و بخش اسناد و عکس ها بیشتر ملموس میشه. عریانی و صراحت کلامی که خود نویسنده مستقیم به دغدغه بودن این موضوع و کلنجاری که

- بیشتر
|قافیه باران|
۱۳۹۸/۰۵/۱۱

کتابی که حتی مقدمه اش اشک آدمو درمیاره.. شرح چهل ماه اسارت و ساعات تاریک و تکراری و رنج آور اون، کاری بس دشواره..خانم آباد بسیار هنرمندانه کلمات را کنار هم چیدن و پیوسته میل به ادامه ی روایت در خواننده

- بیشتر
#انسان_بمانیم
۱۳۹۸/۱۱/۳۰

بسم رب الشهدا و الصدیقین طعم گس اسارت آمیخته با احساس غرور...چهار ژنرال ایرانی با ابهتی از جنس بنات الخمینی ...صبر و مقاومت زینبی وار زنان فاطمی ایران در این کتاب بسیار زیبا نشان داده شده...و ایمان راسخی که نسبت به

- بیشتر
الحمدالله علی کل حال
۱۳۹۸/۰۲/۲۰

من نسخه چاپی کتاب رو مطالعه کردم، حرف نداشت و عالی بود و واقعا جای تفکر داره، که آزادی امروزمون رو، مدیون چه کسانی هستیم، برای اینکه امروز آزاد باشیم چه خون‌ها که ریخته نشد و چه سختی هایی که

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۳۸)
آدم‌ها در لحظه‌ی ترس خیلی به خدا نزدیک‌تر می‌شوند. اصلاً این ترس است که به یاد آدم‌ها می‌آورد همه‌ چیز دست‌ خداست.
Aysan
شما خوب بندگی کنید، خدا هم خوب خدایی می‌کند. وقتی به خدا توکل‌ کردید نگران نباشید، تا لب پرتگاه می‌روید اما پرت نمی‌شوید، تا اعماق دریا می‌روید اما غرق نمی‌شوید، در شعله‌های آتش می‌افتید اما نمی‌سوزید. فقط به راه رفته‌تان یقین داشته باشید.
S
درد عصاره‌ی رشد و تعالی آدمی است. ارزش هر انسانی به میزان رنجی است که از این دنیا می‌برد.
-Dny.͜.
هربار که به نفس‌نفس می‌افتادم می‌گفت: راه کوتاه و سهل شده. به مقصد نگاه کن، آرزوها قشنگ نیستند، این فاصله‌ی رسیدن به آرزوهاست که قشنگ است.
Aysan
درد عصاره‌ی رشد و تعالی آدمی است.
Aysan
گفتند ایران برای اسیران جنگی هدیه‌ای فرستاده که هر چهار نفرتان می‌توانید با هم از آن استفاده کنید؛ کتاب قرآن‌مجید با ترجمه‌ی مرحوم الهی قمشه‌ای ارزشمندترین هدیه‌ا‌ی بود که در آن غربت می‌توانست ما را زنده نگه دارد و به ما حیاتی نو ببخشد. هر چهار نفر دور قرآن حلقه زدیم و دست روی آن می‌کشیدیم. با دیدن قرآن بی‌اختیار و بی‌ملاحظه بغض دوساله‌مان ترکید. قطره‌های اشک آرام و بی‌صدا روی جلد قرآن می‌چکید. بهت‌زده پرسیدند: - What is this book about? گریه‌هامان اجازه سخن گفتن نمی‌داد. خودشان به سؤال خودشان پاسخ گفتند: - That’s God's book like Bible خواستم بگویم کتاب هدایت است دیدم نه؛ بشارت هم هست. خواستم بگویم کتاب سعادت است دیدم نه؛ حکایت هم هست. خواستم بگویم کتاب قیامت است دیدم نه؛ حیات هم هست. خواستم بگویم این کتاب آخرت است دیدم نه، دنیا هم هست. ‌گفتم این کتاب اصلاً، همه چیز است. اگر سال‌ها اینجا با قرآن بمانیم دیگر تنها نخواهیم بود. بهره‌ای که ما از قرآن می‌بریم ما را تا همیشه زنده نگه خواهد داشت.
Reyhoone.v
این کتاب را نوشتم که بگویم: من زنده‌ام که فراموش نکنیم از خانواده آبیان، پدر و پسر که در یک روز شهید شدند و مادر، حجله‌ی همسر و فرزندش را با هم چید. من زنده‌ام که فراموش نکنیم هنوز هم میثم پسر طلبه‌ی شهید حسین‌زاده (مفقودالاثر) هر شب چشم انتظار، پشت در حیاط می‌خوابد که شاید یک روز پدرش بی‌خبر در خانه را بزند و او اولین نفری باشد که در را به رویش باز ‌کند. من زنده‌ام که فراموش نکنیم ما آزادگان هنوز شب‌ها با کابوس زندان الرشید و استخبارات، قتلگاه‌های عنبر، رمادیه، تکریت و موصل از خواب می‌پریم بی‌آنکه سازمان‌های مدافع حقوق بشر به آن همه جنایات پاسخی داده باشند. من زنده‌ام که فراموش نکنیم جنگ تحمیلی هشت‌ساله‌، جنگ دنیا با ایران بود و دفاع ما یک دفاع یک‌تنه بود. میگ‌ و میراژهایی که بمب بر سر ما می‌ریختند هدیه‌ی شوروی و فرانسه بودند و مواد اولیه‌ی بمب‌های شیمیایی گاز خردل و سیانور، تحفه‌ی آلمان به رژیم بعث عراق بود. هواپیماهای خبرچین آواکس و ناوهایی که نفت‌کش‌های عربستان و کویت را اسکورت می‌کردند، همه چشم‌روشنی آمریکا به صدام بود.
S
«و اُفوِّضُ ‌أمری إلَی الله إنّ الله بصیرٌ بالعباد» .
Gray.smile
سعی می‌کردم او را آرام کنم: نه مشدی، اینها طبیعیه، باید صبر داشته باشی. یک آدم می‌خواد از یک آدم دیگه کنده بشه. مگه نشنیدی میگن تنها دردی که شبیه جون کندن و جدا شدن روح از بدنه درد زایمانه. بوی بهشت می‌آد، با این دردها خدا بهشت رو به مادرها هدیه می‌ده.
Aysan
- خمینی گفته است جنگ بر زنان واجب است؟ - ما نجنگیدیم، دفاع کردیم. - اگر نمی‌جنگید پس رمز «من زنده‌ام» چیست؟
MAHDInp

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۵۵۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۱۱/۰۶
شابک۹۷۸-۹۶۴-۸۶۸۳-۸۲-۰
تعداد صفحات۵۵۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۱۱/۰۶
شابک۹۷۸-۹۶۴-۸۶۸۳-۸۲-۰