
کتاب مردی در زیرزمین خانه ام
معرفی کتاب مردی در زیرزمین خانه ام
کتاب الکترونیکی «مرد توی زیرزمین خانهام» نوشتهٔ والتر موزلی و با ترجمهٔ رضا اسکندریآذر توسط نشر هیرمند منتشر شده است. این رمان در دستهٔ داستانهای معمایی و اجتماعی قرار میگیرد و با محوریت زندگی یک مرد سیاهپوست در آمریکا، به بررسی مسائل هویتی، اخلاقی و روابط انسانی میپردازد. روایت داستان حول محور مواجههٔ شخصیت اصلی با مردی سفیدپوست شکل میگیرد که بهطرزی غیرمنتظره وارد زندگی او میشود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مردی در زیرزمین خانه ام
«مرد توی زیرزمین خانهام» اثری داستانی از والتر موزلی است که در قالب رمان معمایی و اجتماعی نوشته شده است. این کتاب در فضایی واقعگرایانه و با نگاهی انتقادی به مسائل نژادی و طبقاتی جامعهٔ آمریکا میپردازد. داستان در دهههای پایانی قرن بیستم میگذرد و شخصیت اصلی آن، چارلز بلیکی، مردی سیاهپوست است که در خانهای قدیمی و بهارثرسیده زندگی میکند. روایت با ورود مردی سفیدپوست به نام آنیستون بنت به خانهٔ بلیکی آغاز میشود؛ مردی که بهطرزی عجیب و با پیشنهادی غیرمعمول، خواهان اجارهٔ زیرزمین خانه است. ساختار کتاب بر پایهٔ گفتوگوهای عمیق و توصیفهای دقیق از زندگی روزمره و ذهنیات شخصیتها بنا شده است. موزلی در این رمان، با بهرهگیری از عناصر تمثیلی و فضاسازی کافکایی، مرزهای اخلاق، هویت و قدرت را به چالش میکشد و خواننده را درگیر لایههای پنهان روابط انسانی میکند. این اثر نهتنها داستانی معمایی را روایت میکند، بلکه بهعنوان بازتابی از دغدغههای اجتماعی و فردی، تصویری از برزخ ذهنی و اخلاقی شخصیتها ارائه میدهد.
خلاصه داستان مردی در زیرزمین خانه ام
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان «مرد توی زیرزمین خانهام» با زندگی روزمرهٔ چارلز بلیکی آغاز میشود؛ مردی سیاهپوست که در خانهای قدیمی و بزرگ، تنها زندگی میکند و با مشکلات مالی و بیکاری دستوپنجه نرم میزند. او پس از اخراج از بانک، درگیر بحران هویت و احساس بیارزشی شده است. ورود ناگهانی مردی سفیدپوست به نام آنیستون بنت به خانهٔ بلیکی، نقطهٔ عطف روایت است. بنت با پیشنهادی عجیب، درخواست اجارهٔ زیرزمین خانه را مطرح میکند؛ پیشنهادی که ابتدا با مقاومت بلیکی روبهرو میشود اما بهتدریج، شرایط مالی و فشارهای زندگی او را به پذیرش این معامله سوق میدهد. در ادامه، حضور بنت در زیرزمین خانه، بهانهای میشود برای مواجههٔ بلیکی با گذشته، خانواده، دوستان و زخمهای کهنهٔ اجتماعی و شخصی. گفتوگوهای میان بلیکی و بنت، به تدریج لایههای پنهان شخصیتها را آشکار میکند و مرز میان قربانی و مقصر، سیاه و سفید، قدرت و ضعف را مبهم میسازد. داستان با فضایی پررمزوراز و تمثیلی، به بررسی سقوط اخلاقی، احساس گناه، و تلاش برای بازتعریف هویت فردی میپردازد. روایت تا انتها، خواننده را در تعلیق نگه میدارد و از افشای کامل سرنوشت شخصیتها خودداری میکند.
چرا باید کتاب مردی در زیرزمین خانه ام را بخوانیم؟
این کتاب با روایتی پرکشش و فضاسازی منحصربهفرد، به موضوعات مهمی چون هویت، نژاد، اخلاق و قدرت میپردازد. «مرد توی زیرزمین خانهام» با ایجاد فضایی معمایی و استفاده از تمثیلهای عمیق، خواننده را به تأمل دربارهٔ مرزهای خیر و شر و مسئولیت فردی در جامعه دعوت میکند. مواجههٔ شخصیتها با گذشته و حال، و چالشهای اخلاقی پیشروی آنها، فرصتی برای بازنگری در باورها و پیشداوریها فراهم میآورد. این رمان نهتنها داستانی سرگرمکننده است، بلکه بستری برای اندیشیدن به مسائل اجتماعی و فردی نیز بهشمار میآید.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهٔ این کتاب برای علاقهمندان به رمانهای معمایی، اجتماعی و روانشناختی مناسب است. کسانی که دغدغهٔ مسائل هویتی، نژادی و اخلاقی دارند یا به دنبال داستانهایی با لایههای معنایی عمیق هستند، از خواندن این اثر بهره خواهند برد. همچنین مخاطبانی که به آثار نویسندگان معاصر آمریکایی و روایتهای تمثیلی علاقه دارند، این کتاب را جذاب خواهند یافت.
بخشی از کتاب مردی در زیرزمین خانه ام
«در را که باز کردم انتظار داشتم کلارنس میهیو؛ رفیق گندهبکم و پسرعمویش ریکی را ببینم. ما سه نفر همیشه پنجشنبهشبها قرار ورقبازی داشتیم. حتی وقتی صدای زنگ را شنیدم حیرت کردم؛ چون هنوز زود بود که دوستانم از سر کار به خانه برگردند و گذشته از آن، هیچیک از آنها اهل زنگزدن نبود. دوستی ما به دوران کودکیمان برمیگشت، به زمانی که پدربزرگ و مادربزرگم مالک این خانه بودند. همیشه به کلارنس و ریکی میگفتم: «این جا خونهٔ خودتونه.» و هیچگاه در را قفل نمیکردم؛ چون در محلهٔ ما همه سیاهپوست بودند و تمام ساکنین یکدیگر را میشناختند. از اینرو غریبهها نمیتوانستند بدون جلبتوجه پا توی محله بگذارند. اگر کسی چیزی از من میدزدید، به نیمهراه ساوثهمپتون نرسیده میفهمیدم چه کسی بوده، چه اتومبیلی میرانده و حتی شمارهٔ پلاکش چند بوده. رو به مرد ریزنقش کلهتاس که کتوشلوار سبز تیره پوشیده بود، جواب دادم: (بله بلیکی هستم.) آقای سفیدپوست گفت: «شنیدم شما یه زیرزمین سقفبلند دارید. آقای بلیکی.»
حجم
۱٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۲۵۸ صفحه
حجم
۱٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۲۵۸ صفحه