معرفی و دانلود کتاب عبور از دیوارها + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب عبور از دیوارها

کتاب عبور از دیوارها

۳.۴(از ۲۹ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
مارینا آبرامویچ، جیمز کاپلان، سحر دولتشاهی... بیشتر
انتشارات: 
چاپ و نشر نظر

قیمت:

۱۸۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب عبور از دیوارها

کتاب عبور از دیوارها با عنوان انگلیسی Walk through walls، نوشته مارینا آبرامویچ با ترجمه سحر دولتشاهی، روایتی خودزندگی‌نامه‌ای از یکی از چهره‌های برجسته‌ی هنر معاصر است. این کتاب در سال ۱۴۰۰ توسط چاپ و نشر نظر منتشر شده است. مارینا آبرامویچ، هنرمند اجرا و پرفورمنس، در این اثر به بازخوانی زندگی شخصی و هنری خود می‌پردازد و از کودکی در یوگسلاوی تا شکل‌گیری هویت هنری‌اش را با جزئیات و صداقت روایت می‌کند. کتاب عبور از دیوارها نه‌تنها به فرازونشیب‌های خانوادگی و اجتماعی نویسنده می‌پردازد، بلکه به شکل‌گیری نگاه هنری و فلسفه‌ی زیستن او نیز توجه دارد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب عبور از دیوارها اثر مارینا آبرامویچ

کتاب عبور از دیوارها اثری در ژانر خودزندگی‌نامه و خاطره‌نویسی است که مارینا آبرامویچ، هنرمند شناخته‌شده‌ی هنر اجرا، با همکاری جیمز کاپلان آن را نوشته است. این کتاب که در سال ۱۴۰۲ به چاپ نهم رسیده، با نگاهی صریح و بی‌پرده به زندگی شخصی و هنری آبرامویچ، تصویری از دوران کودکی او در یوگسلاوی کمونیستی، روابط خانوادگی پیچیده و مسیر پرچالش او تا تبدیل‌شدن به هنرمندی بین‌المللی ارائه می‌دهد.

ساختار کتاب بر پایه‌ی روایت خطی از کودکی تا جوانی و ورود به دنیای هنر استوار است و در کنار روایت‌های خانوادگی، به زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی دوران نیز می‌پردازد. کتاب عبور از دیوارها نه‌تنها بازتابی از زندگی فردی نویسنده است، بلکه تصویری از جامعه‌ی یوگسلاوی پس از جنگ و تأثیرات سیاست و ایدئولوژی بر زندگی روزمره را نیز ترسیم می‌کند. مارینا آبرامویچ با جزئیات به نقش خانواده، سنت‌ها، آموزش و هنر در شکل‌گیری شخصیت و جهان‌بینی خود پرداخته است.

خلاصه کتاب عبور از دیوارها

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

کتاب عبور از دیوارها با روایت خاطرات مارینا آبرامویچ از کودکی آغاز می‌شود؛ زمانی که او در یوگسلاوی پس از جنگ جهانی دوم، در خانواده‌ای با پیشینه‌ی پارتیزانی و کمونیستی رشد می‌کند. فضای سرد و سخت‌گیرانه‌ی خانه، روابط پرتنش والدین و حضور مادربزرگی مذهبی و خرافاتی، زمینه‌ساز شکل‌گیری شخصیت او می‌شود. مارینا از همان سال‌های ابتدایی با ترس، تنهایی و نظم سخت‌گیرانه‌ی مادرش روبه‌روست و درعین‌حال، به واسطه‌ی علاقه‌ی مادر به هنر، از امکانات فرهنگی بهره‌مند می‌شود. او در کنار تجربه‌ی خشونت‌ خانوادگی، به دنیای کتاب‌ها و نقاشی پناه می‌برد و به‌تدریج علاقه‌اش به هنر شکل می‌گیرد.

کتابْ از خاطرات تلخ و شیرین کودکی، تجربه‌ی بیماری، تنبیه‌های بدنی، حسادت به برادر و تلاش برای یافتن هویت شخصی عبور می‌کند و به سال‌های نوجوانی و جوانی او می‌رسد؛ جایی که مارینا با چالش‌های بلوغ، احساس زشتی و بیگانگی و تلاش برای استقلال هنری مواجه می‌شود. او در مسیر هنرمندشدن، با محدودیت‌های خانوادگی و اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کند و نخستین جرقه‌های نگاه متفاوتش به هنر و زندگی را تجربه می‌کند. کتاب با نگاهی جزئی‌نگر و صادقانه، مسیر عبور از دیوارهای درونی و بیرونی را به تصویر می‌کشد.

چرا باید کتاب عبور از دیوارها را بخوانیم؟

کتاب عبور از دیوارها با روایتی صریح و بی‌واسطه، تجربه‌های زیسته‌ی مارینا آبرامویچ را در دل جامعه‌ای بسته و خانواده‌ای پرتنش به تصویر می‌کشد. این کتاب نه‌تنها فرصتی برای آشنایی با زندگی و ذهنیت یکی از هنرمندان تأثیرگذار معاصر است، بلکه دریچه‌ای به فهم تأثیرات محیط، سنت و سیاست بر شکل‌گیری هویت فردی و هنری باز می‌کند. جزئیات دقیق از زندگی روزمره، روابط خانوادگی و چالش‌های شخصی، کتاب را به متنی تبدیل کرده که می‌تواند برای علاقه‌مندان به هنر، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و تاریخ جذاب باشد. کتاب عبور از دیوارها نشان داده است که چگونه می‌توان از دل محدودیت‌ها و آسیب‌ها، راهی به‌سوی خلاقیت و آزادی فردی گشود.

خواندن کتاب عبور از دیوارها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به علاقه‌مندان هنر معاصر، دوستداران خودزندگی‌نامه، پژوهشگران حوزه‌ی جامعه‌شناسی و روان‌شناسی و کسانی که با چالش‌های خانوادگی یا جست‌وجوی هویت فردی روبه‌رو هستند، پیشنهاد می‌شود.

درباره مارینا آبرامویچ

مارینا آبرامویچ، هنرمند مفهومی و اجراگر صرب، در ۳۰ نوامبر ۱۹۴۶ در بلگراد، صربستانِ یوگسلاوی سابق به دنیا آمد. آثار او کاوشی است در مرزهای بدن، رابطه‌ی میان اجراگر و تماشاگر و ظرفیت‌های ذهن و اراده‌ی انسان. آبرامویچ در بیش از چهار دهه فعالیت هنری، خود را مادرِ بزرگ هنر اجرا می‌نامد. او با مشارکت‌دادن تماشاگر در روند اجرا و تمرکز بر مواجهه با درد، خون و محدودیت‌های جسمانی، نگرشی نو به هویت هنرمند و مرز میان هنر و زندگی ارائه کرده است. او در سال ۲۰۰۷، بنیاد غیرانتفاعی مؤسسه‌ی مارینا آبرامویچ را برای گسترش و آموزش هنر اجرا بنیان گذاشت.

مارینا در خانواده‌ای از طبقه‌ی متوسط دولتی، که خود او آن را بورژوای سرخ توصیف کرده، بزرگ شد. پدر و مادرش هر دو از مبارزان پارتیزان یوگسلاو در جنگ جهانی دوم بودند و پس از جنگ در دولت تازه‌تأسیس یوگسلاوی سِمت‌های دولتی گرفتند.

مارینا تا شش‌سالگی نزد پدربزرگ و مادربزرگش زندگی کرد. مادربزرگش زنی عمیقاً مذهبی بود و دوران کودکی مارینا در فضایی آمیخته به آیین‌های مذهبی و زیارت کلیسا سپری شد. پس از تولد برادرش در شش‌سالگی، به خانه‌ی والدین بازگشت و شروع به یادگیری پیانو، زبان فرانسه و انگلیسی کرد. هرچند در آن دوران در هنر آموزش رسمی ندید، از کودکی به نقاشی و بیان تصویری علاقه داشت.

زندگی در خانه‌ی والدین و تحت نظارت سخت‌گیرانه‌ی مادرش برای او دشوار بود. آبرامویچ بعدها در مصاحبه‌ای گفته بود که مادرش کنترل کامل و نظامی‌گونه‌ای بر او و برادرش داشته و حتی تا ۲۹سالگی اجازه نداشته پس از ساعت ۱۰ شب بیرون از خانه بماند. بسیاری از اجراهای اولیه‌ی او در یوگسلاوی پیش از ساعت ۱۰ شب انجام می‌شد، چون باید به‌موقع به خانه بازمی‌گشت. این شرایط سخت در شکل‌گیری جسارتش نقشی تعیین‌کننده داشت. روابط میان والدینش نیز پرتنش بود. آبرامویچ در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۳ گفته بود که ازدواج آن‌دو به‌شدت بد بود.

مارینا از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ در آکادمی هنرهای زیبا در بلگراد تحصیل کرد و سپس در سال ۱۹۷۲ تحصیلات تکمیلی خود را در رشته‌ی هنرهای تجسمی در آکادمی هنرهای زیبای زاگرب به پایان رساند. پس از بازگشت به صربستان، از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۵ در آکادمی هنرهای زیبای نووی ساد به تدریس پرداخت و هم‌زمان نخستین اجراهای انفرادی خود را آغاز کرد. در دهه‌ی ۱۹۹۰، مارینا به‌عنوان استاد مهمان در آکادمی هنرهای زیبای پاریس و دانشگاه هنرهای برلین تدریس کرد. او همچنین از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ در مدرسه‌ی عالی هنرهای زیبا در هامبورگ و از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۴ به‌عنوان استاد هنر اجرا در مدرسه‌ی عالی هنرهای زیبا در براونشوایگ فعالیت کرد.

آبرامویچ به‌عنوان یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های هنر معاصر شناخته می‌شود؛ هنرمندی که با جسارت، بدن خود را به صحنه‌ی پژوهش درباره‌ی رنج، حضور و معنای واقعی ارتباط انسانی بدل کرده است. او در طول دوران حرفه‌ای خود اجراهایی را طراحی کرد که هرگز عملی نشدند. یکی از آن‌ها با عنوان «با من بیا تا بشوییم» در سال ۱۹۶۹ برای گالری دوم املادینه بلگراد پیشنهاد شد. در این اجرا، قرار بود فضای گالری به رختشویی تبدیل شود، دیوارها پر از سینک باشد و تماشاگران پس از ورود، لباس‌های خود را درآورده و به آبرامویچ بدهند تا او آن‌ها را بشوید، خشک کند و اتو بزند، سپس لباس‌ها را بازگرداند تا افراد دوباره بپوشند و از گالری خارج شوند. این طرح از سوی گالری رد شد.

آبراموویچ در کنار اجراهای زنده، کارگردانی بخش‌هایی از فیلم‌های هنری را نیز بر عهده داشت. او در سال ۲۰۰۶ بخشی از فیلم مجموعه‌ای Destricted را با عنوان Balkan Erotic Epic کارگردانی کرد و در سال ۲۰۰۸ بخش دیگری به نام Dangerous Games را در پروژه‌ی Stories on Human Rights ساخت. همچنین در فیلم کوتاه پنج‌دقیقه‌ای Cut the World از گروه Antony and the Johnsons بازی کرد.

او در سال ۲۰۰۷ مؤسسه‌ی مارینا آبرامویچ (MAI) را بنیان گذاشت؛ مرکزی برای هنر اجرا با تمرکز بر آثار بلندمدت و متد اختصاصی او با عنوان روش آبرامویچ. این مؤسسه در ابتدا قرار بود در ساختمانی تاریخی در شهر هادسن نیویورک مستقر شود که در سال ۱۹۳۳ ساخته شده بود، اما پروژه به‌دلیل هزینه‌ی سنگین در سال ۲۰۱۷ لغو شد. امروزه این مؤسسه به‌صورت سیار فعالیت می‌کند و در کشورهای مختلفی مانند برزیل، یونان و ترکیه با هنرمندان و نهادهای فرهنگی همکاری می‌کند.

آبرامویچ در طول سال‌ها با هنرمندان و چهره‌های سرشناسی همکاری داشته است. او در جوانی در یکی از اجراهای هرمان نیچ، از پیشگامان کنش‌گری وین، شرکت کرد. همچنین دوستی نزدیکی با جیمز فرانکو دارد و در پروژه‌هایی با او همکاری کرده است. در سال ۲۰۱۳ نیز با لیدی گاگا برای آلبوم Artpop همکاری کرد و هر دو در برنامه‌ای با عنوان ArtRave آثار مشترک خود را به نمایش گذاشتند. 

او در سال ۲۰۲۵ از اعتراض‌های ضدفساد در صربستان حمایت کرد. آبرامویچ در زندگی شخصی‌اش تصمیم گرفته فرزند نداشته باشد. به گفته‌ی مجسمه‌ساز نیکولا پاشیچ، او علاقه‌ای مادام‌العمر به عرفان و معنویت نیز دارد.

این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟

مارینا آبرامویچ در طول دوران کاری خود جوایز و افتخارات بسیاری دریافت کرده است؛ از جمله جایزه‌ی Ars Viva در سال ۱۹۸۲، شیر طلایی دوسالانه‌ی ونیز در سال ۱۹۹۷، جایزه‌ی هنری نیدرزاکسن در سال ۲۰۰۲، جایزه‌ی نیویورک برای رقص و اجرا (The Bessies) در همان سال، جایزه‌ی منتقدان بین‌المللی هنر در سال ۲۰۰۳، نشان افتخار اتریش برای علم و هنر در سال ۲۰۰۸، دکترای افتخاری هنر از دانشگاه پلیموث در سال ۲۰۰۹، عضویت افتخاری در آکادمی سلطنتی هنر بریتانیا در سال ۲۰۱۱، جایزه‌ی رهبری فرهنگی از فدراسیون هنرهای آمریکا در همان سال، دکترای افتخاری از مؤسسه‌ی هنرهای کوبا در سال ۲۰۱۲، جایزه‌ی برادران کاریچ در رشته‌ی هنر و فرهنگ، نشان افسر و سپس نشان فرمانده در هنر و ادبیات فرانسه در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۲۲، مدال طلای شایستگی از جمهوری صربستان و جایزه‌ی شاهدخت آستوریاس در بخش هنر در سال ۲۰۲۱، جایزه‌ی زونینگ دانمارک در سال ۲۰۲۳ و در نهایت جایزه‌ی پرمیوم ایمپریاله در سال ۲۰۲۵.

بخشی از کتاب عبور از دیوارها

«ما در مرکز شهر بلگراد در آپارتمان بزرگی ـ به نشانی خیابان ماکدونسکا، پلاک ۳۲ ـ زندگی می‌کردیم؛ ساختمانی قدیمی و بزرگ ساخت سال‌های ۱۹۲۰ با فلزکاری و شیشه‌کاری‌های زیبا مثل ساختمان‌های پاریس. یک طبقهٔ کامل متعلق به ما بود و هشت اتاق برای ما چهار نفر ـ پدر و مادرم، برادر کوچکم و من ـ داشت. آن زمان‌ها کمتر کسی از این نوع امکانات برخوردار بود؛ چهار اتاق خواب، ناهارخوری، سالن بسیار بزرگ (یا همان اتاق نشیمن خودمان)، آشپزخانه، دو سرویس توالت و دست‌شویی و یک اتاق خدمه. سالن با کتاب‌های روی قفسه‌ها، پیانوی گراند مشکی و تعداد زیادی تابلو روی دیوارها پر شده بود. مادرم چون مدیر موزهٔ انقلاب بود، نقاشی‌های نقاش‌های معروف را مستقیم از استودیوشان خریداری می‌کرد؛ نقاشی‌های الهام‌گرفته از کارهای سزان و بونار و وویار و همین‌طور بسیاری از آثار انتزاعی دیگر. جوان که بودم، فکر می‌کردم خانه‌مان آخرِ لوکس است. اما بعدها فهمیدم قبلاً متعلق به یک خانوادهٔ یهودی ثروتمند بود و در زمان اشغال نازی‌ها مصادره شده بود. هم‌چنین فهمیدم نقاشی‌هایی که مادرم برای خانه انتخاب کرده بود، آن‌چنان هم خوب نبودند. الان که به عقب نگاه می‌کنم، می‌بینم خانه‌مان خیلی هم جای مزخرفی بود.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب عبور از دیوارها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابعبور از دیوارها
عنوان در زبان مبدأWalk through walls a memoir
موضوعخاطرات، زندگی‌نامه
نویسندهمارینا آبرامویچ، جیمز کاپلان
مترجمسحر دولتشاهی
ویراستارشیدا محمدطاهر
انتشاراتچاپ و نشر نظر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۰/۰۱/۲۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳۱.۸۳ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۹۹۹۹۶۴۶
تعداد صفحه‌ها۴۰۰ صفحه
قیمت کتاب۱۸۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

محسن حرمی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۰۱

چقدر و چقدر این کتاب خوندنیه . انقدر شیرینه که نمیشه ازش فاصله گرفت ... ترجمه ی بسیار روان و خوبی هم داره .مطمئنا کیف می کنید از خوندنش چون مفاهیم عمیق زیستی رو در ساده ترین قالب روایت کرده...بیشتر

۰
mobina
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۰۱

کتاب درمورد زندگی نامه هنرمند در حوزه پرفرمنسه خیلی خیلی جذابه اگر هنر رو دوست دارید قطعا عاشق این کتاب میشید و کلی چیز جدیدم یاد میگیرید و میتونید الهام بگیرید برای اثارتون

۰
۷۰۴۶۰۸۶
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۵

زندگینامه هنری خانم مارینا مادربزرگ پرفورمنس آرت (هنر مفهومی) ، بسیار جذاب با ترجمه عالی و روان و خوانش بسیار نزدیک به متون اصلی کتاب ، این کتاب رو بخونید به نظرم راهنمای خوبی برای همه هست خصوصا برای هنرمندهای...بیشتر

۰
کاربر ۳۸۳۶۰۷۵
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۲۹

سلام فکرکنم کتاب خوبی باشد اطلاعات بیشتری را راجب کشور های یوگسلاوی سابق می دهد . در جنگ جهانی اول و دوم و رهایی از کمونیسم

۰
baadeh
۱۴۰۴/۰۱/۰۶

ایکاش صوتیش هم بود

۰
marjynya
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۱۴

برای من بسیار تاثیر گذار بود. مارینا از رنجهایش، هنر ساخت.

۰
Faezeh Abbaszadeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۹

برای کسی که می خواهد در زمینه هنر به خصوص هنر اجرا، به صورت حرفه ای فعالیت کند، فوق العاده الهام بخش است. شخصیت هنرمند بسیار برایم جذاب بود و خیلی خوب نشان داد که اتفاقات زندگی چه خوب و...بیشتر

۰
کاربر ۲۷۰۶۲۲۷
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۱۷

خیلی این کتاب و دوست داشتم...علاوه بر هنر ، زندگی هم می آموزد.

۰
کتابخوان...
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۲۳

من نمیدونم زندگی یه شیطان پرست اونم در این مرتبه از شیطان پرستی چه فایده‌ای داره که یه بازیگر با کمک یکی دیگه ترجمه کرده اون رو؟!!!

۲

بریده‌هایی از کتاب

من در وادی هنر تنها به محتوا اهمیت می‌دادم؛ معنی کار مهم بود. شعار «هنر باید زیبا باشد، هنرمند باید زیبا باشد» تصویر زیبایی را از بین می‌برد. من به این باور رسیده بودم که هنر باید آزاردهنده باشد، باید سؤال‌برانگیز باشد، باید آینده را پیش‌بینی کند. اگر صرفاً سیاسی باشد، به روزنامه تبدیل می‌شود. یک بار استفاده می‌شود و روز بعد، دیگر قدیمی شده. تنها لایه‌های مختلف معنا هستند که به هنر عمری طولانی می‌دهند؛ در آن حالت، جامعه نیاز خود را در طول زمان برآورده می‌کند.
Faezeh Abbaszadeh
۲
این‌که ترس چگونه در وجود آدم ریشه پیدا می‌کند، واقعاً جالب است؛ با کمک پدر و مادر و اطرافیانمان. آدم اولش چقدر معصوم است. از هیچ‌چیز خبر ندارد.
Shirin
۰
این‌که ترس چگونه در وجود آدم ریشه پیدا می‌کند، واقعاً جالب است؛ با کمک پدر و مادر و اطرافیانمان
Faezeh Abbaszadeh
۰
می‌گفت روابط بین زن و مرد کثیف است و تنها به درد بچه‌دار شدن می‌خورد. من هم به‌شدت از آن می‌ترسیدم، چون نمی‌خواستم بچه‌دار شوم. بچه از نظر من وحشتناک‌ترین تله بود. من می‌خواستم آزاد باشم.
Faezeh Abbaszadeh
۰
شد. این مجموعه نمایش‌های عجیب و خونین، تعداد زیادی بازیگر داشت که اغلب بدون لباس بودند. آثار نیچ حال‌وهوای مراسم مذهبی غیرمقدس را داشتند و اغلب شامل کشتار، قربانی و مصلوب کردن بودند. او تابستان آن سال در قصر پرینتزندورف، خارج از شهر وین، نمایشی به روی صحنه آورد. طول نمایش ۲۴ ساعت بود، ۶۰ نفر هم شرکت‌کننده داشت؛ از جمله خود من، و بقیه اکثراً مرد بودند. بعضی‌ها بدون لباس بودند، بعضی‌ها لباس سفید تنشان بود. موسیقی متن غمگینی هم پخش می‌شد. من با بدن برهنه و چشم‌های بسته روی برانکار دراز کشیدم و به دیواری بتنی تکیه داده شدم. نیچ مقداری از خون گوسفند و تعدادی از اعضای حیوان ـ مثل چشم‌ها و جگر ـ را روی شکم و پاهایم خالی کرد. بعد از آن نمایش عجیب‌تر هم شد.
مریم
۰
من بعد از ۱۲ ساعت چشم‌بندم را باز کردم و از سالن خارج شدم. نه این‌که از لحاظ جسمی نتوانم تحمل کنم، بلکه دیگر نمی‌خواستم آن‌جا باشم؛ کارِ من نبود. آن حجم خون، که ضمناً باید آن را می‌نوشیدیم، و اجرای نمایش در کلیسای قصری قدیمی به من حس مراسم عشای ربانی سیاه یا جشن باکانیلیا را می‌داد. به نظرم بسیار منفی آمد. در ضمن اثرِ من نبود؛ نه از لحاظ مفهومی نه از هیچ نظر دیگر. من تمام شب آن‌جا ماندم تا ببینم آخرش چه می‌شود. صحنه‌های صبح روز بعد حقیقتاً دیدنی بودند؛ تمام شرکت‌کنندگان، خونین و مالین، به سمت دشتی با تعداد زیادی میز با رومیزهای سفید هدایت شدند. ارکستر کوچکی هم آهنگ‌های والتز وینی را می‌نواخت. پیشخدمت‌ها برای صبحانه سوپ سرو می‌کردند. باید بگویم صحنهٔ نسبتاً جالبی بود. اما خب، نمایش نیچ بود، نه من.
مریم
۰
من نمایشی جدید به نام «لب‌های توماس» را اجرا کردم. در دستورالعمل اجرا آمده بود: مارینا آبراموویچ لب‌های توماس اجرا: یک کیلو عسل را با قاشق نقره آرام آرام می‌خورم. یک لیتر شراب قرمز را در لیوان کریستال آرام آرام می‌نوشم. لیوان را با دست راستم می‌شکنم. با تیغ ریش‌تراشی روی شکمم ستاره‌ای پنج‌پر می‌بُرم. محکم خودم را شلاق می‌زنم تا وقتی دیگر درد را حس نکنم. روی بلوک‌های یخی که به شکل صلیب چیده شده‌اند، دراز می‌کشم.
مریم
۰
از سقف یک بخاری آویزان شده بود و درست بالای شکم من قرار داشت. این بخاری به زخم ستاره‌ای‌شکل روی شکمم حرارت وارد می‌کرد و باعث می‌شد خونش بند نیاید. پشتم اما داشت یخ می‌زد. احساس می‌کردم پوست بدنم به صلیب یخی چسبیده. سعی می‌کردم آرام نفس بکشم و به‌هیچ‌وجه تکان نخورم. نیم ساعت دراز کشیدم. گالری کرینتزینگر به نمایشِ کارهای فوق‌العاده عجیبِ فعالان وین و دیگر هنرمندان شهرت داشت. بازدیدکنندگان گالری هم افراد کاربلد و پیچیده‌ای بودند. اما نمایش «لب‌های توماس» حتی برای آن‌ها هم زیادی عجیب بود.
مریم
۰
والی اکسپورت، هنرمند اتریشی‌تبار هنر اجرا، میان تماشاچیان بود؛ او از جایش پرید و رویم کت انداخت و با کمک چند نفر دیگر من را از روی یخ‌ها بلند کرد. مجبور شدند من را به بیمارستان ببرند؛ نه به خاطر زخم روی شکمم، بلکه به خاطر برش عمیقی که با شکستن لیوان شراب روی دستم ایجاد شده بود. دستم شش بخیه خورد. به قدری حس‌های قوی در بدنم تحریک شده بودند که متوجه برش روی دستم نشدم.
مریم
۰
مضمون یکی از کارهایش از این قرار بود: ابتدا کلمات قصار «گزینهٔ آخر» ـ منظور آخرین گزینه پیش از استفاده از زور ـ را روی بازویش خال‌کوبی کرده بود. سپس آن تکهٔ خال‌کوبی‌شدهٔ بازویش را با چاقو چنان عمیق بریده بود که ماهیچه و تاندونش بیرون زده بودند. او آن تکه از گوشتش را در فرمالدئید گذاشته و آن را قاب کرده بود. در عکسی دیگر، بالای زخمی که خود با تیغ روی شکمش بریده، حولهٔ کاغذی خون‌آلودی گرفته بود. در بعضی از عکس‌ها نوک انگشتانش را با کاتر بریده و کاشی‌های سفید دست‌شویی خانه‌اش را با خونش رنگ کرده بود.
مریم
۰