با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کلاه ایمنی

دانلود و خرید کتاب صوتی کلاه ایمنی

۲۱ روش برای یک هم‌تیمی عالی بودن - قلب یک رهبر و روح یک تیم

۵٫۰ از ۱ نظر
۵٫۰ از ۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی کلاه ایمنی  نوشته  جان گوردون  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب صوتی کلاه ایمنی

جان گوردون در کتاب صوتی کلاه ایمنی، ۲۱ روش برای یک هم‌تیمی عالی بودن را معرفی کرده است.

 داشتن هم‌تیمی خوب در کارباعث پیشرفت کار می‌شود و فضا را برای شما دوست‌داشتنی و جذاب و راحت می‌کند. هم‌تیمی خوب شما را درک می‌کند، با ایده‌هایتان همراهی می‌کند و به شما در رسیدن به نتایج دلخواهتان در کار کمک می‌کند. 

هم‌تیمی‌های عالی، تنها به طور موقت شما را تحت تاثیر قرار نمی‌دهند؛ بلکه تاثیرشان همیشه در زندگی شما به جا می‌ماند. 

درباره کتاب صوتی کلاه ایمنی

کلاه ایمنی داستان واقعیِ فراموش نشدنی‌ای در مورد یک رهبر و هم‌تیمیِ‌ از خودگذشته، وفادار، پرانرژی، سختکوش، اهل رقابت و مشتاق است. جان گوردون در این کتاب صوتی تاثیری که او بر روی تیمش گذاشت و درس‌هایی که می‌توانیم از او یاد بگیریم را بررسی می‌کند. 

از لحظه‌ای که جان گوردون، در مورد جورج بُویاردی و کلاه ایمنی شنید، برانگیخته شد و این ایده او را جذب کرد. طی سال‌ها او با مربیان جورج ملاقات کرد، در مراسم‌های «شام شماره ۲۱» که به افتخار بُویاردی برگزار می‌شد شرکت کرد، با خانواده او دیدن کرد، با هم‌تیمی‌هایش حرف زد و دید که او چگونه بر تمام اشخاصی که او را می‌شناختند تاثیر گذاشته است.

به طور کلی در کتاب صوتی کلاه ایمنی می‌شنوید:

 داستانی واقعی در مورد جورج بُویاردی، تیم او و میراث او.

۲۱ درس برای تبدیل شدن به یک هم‌تیمی‌ عالی.

بینش‌هایی از طرف هم‌تیمی‌های جورج که درسهای مطرح شده در این کتاب را در زندگی واقعی به تصویر می‌کشد.

۲۱ تمرین برای اینکه شما نیز بتوانید تیمی عالی درست کنید.

کتاب کلاه ایمنی، با نکاتی عملی و درس‌هایی متحول‌کننده برای زندگی، شما را تشویق می‌کند که بهترین هم‌تیمی‌ باشید. تا با کمک هم‌تیمی‌های خود، یک تیم عالی بسازید.

 شنیدن کتاب کلاه ایمنی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 علاقه‌مندان به کتاب‌های موفقیت مخاطبان این کتاب‌اند.

 بخشی از کتاب صوتی کلاه ایمنی

اسمش ماریُو سَنت جُورج بُویاردی بود، اما هم او رو جورج صدا می‌کردند. هنوز می‌تونم اولین باری که مربی پییِترامالا در فصل خرید بازیکن برای مسابقات قهرمانی با آن ملاقات کرد رو به یاد بیارم. من به عنوان دستیار مربی آنجا ایستاده بودم.

جورج آماده برای شروع فصل بود و ما نمی‌تونستیم چشم‌هامون رو از نگاه کردن به آن برداریم. آن مثل یک جنگجوی سرخوش با آستین‌های بالا داده شده آماده نبرد بود. درشت اندام نبود اما قد بلند، ورزشکار و خوش‌اندام بود و چنان روحیهٔ جنگنده‌ای داشت که می‌تونست شما رو به سمت خودش جذب کنه. هیچکس نمی‌تونست سریع‌تر و سخت‌تر از آن برای گرفتن توپ بدود، اما اگر سر راهش قرار می‌گرفتی مثل یک ماشین سنگین تو رو کنار می‌زد. او یکی از بهترین هافبک‌های دفاعی کشور بود که ما می‌خواستیم در تیم ما باشه.

هنگامی که کادر مربی‌گری برای اولین بار با آن ملاقات کرد همهٔ ما شگفت زده شده بودیم چرا که او مثل هیچ کدوم از انتظارات ما نبود. آن روحیهٔ خشمگین و جنگنده، در خارج از زمین بازی نرم‌خو، آرام و فروتن شده بود. وقتی که به همراه مربی پییِترامالا به خونهٔ آن رفته بودیم، دربارهٔ رفتار آرام آن از پدر و مادرش پرسیدیم. مادرش، دبورا (Deborah) از روی میزش مقداری کاغذ رو برامون آورد. آن‌ها هدیه‌هایی از پدرش بودند که نقل قولی از بنجامین فرانکلین (Benjamin Franklin) که روی آن نوشته شده بود:" عمل خوب بهتر از یک گفتهٔ خوب می‌باشد." مادرش به ما گفت که این چیزیه که جورج هست. او یک رهبر آرام است، زیاد صحبت نمی‌کنه و با اعمالش حرف می‌زنه. در آن زمان زیاد رفتار آن رو ندیده بودیم و برای همین چیز زیادی راجب آن نمی‌دونستیم.

این حقیقت که جورج انتخاب شده بود تا به تیم کُرنِل بپیونده برای همه باعث شگفتی بود. پدرش فارغ‌التحصیل پرینستون بود و مربی آن جا از جورج می‌خواست تا براشون بازی کنه. آن‌ها یکی از بهترین تیم‌های کشور در آن زمان بودند و همه فکر می‌کردند که جورج اول از همه آن‌جا رو انتخاب می‌کند، اما جورج برای مصاحبه به کُرنِل اومد تا پیش بیلی فُورت (Billy Fort) که یکی از هم‌کلاسی‌های دوران دبیرستانش در مدرسهٔ ماری لَند (Mary Land) بود، بمونه. ما قانونی در تیم داشتیم که هرکس جدیدی وارد تیم می‌شد، هم‌اتاقی آن باید تخت خوابش رو به آن می‌داد و خودش روی زمین و یا نیمکت می‌خوابید. بیلی کسی بود که بدون اینکه به فکر کنه تختش رو به جورج داد. در واقع این موضوع اصلاً براش مهم نبود. بازیکنان می‌دونستند که یک تخت چیزی برای تشخیص صلاحیت آن‌ها نیست. افراد در این سن معمولاً به چیزای دیگه‌ای فکر می‌کنند اما جورج اینطور نبود. آن به خانواده‌اش راجب نشونه‌هایی گفته بود که باعث شده بود آن به کُرنِل بپیونده. آن دقیقاً مظهر همون فرهنگی بود که می‌خواستیم توی تیم اجرا کنیم. بیشتر مردهای جوان به این موضوعات فکر نمی‌کنند، اما جورج متفاوت بود و برای آن رفتارش اهمیت داشت.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
زمان۰۲ ساعت و ۳۶ دقیقه
قابلیت انتقالدارد
حجم۱۴۳٫۶ مگابایت
دسته بندی
زمان۰۲ ساعت و ۳۶ دقیقه
قابلیت انتقالدارد
حجم۱۴۳٫۶ مگابایت