با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب صوتی طوفان دریا اثر جوزف کنراد

دانلود و خرید کتاب صوتی طوفان دریا

نویسنده:جوزف کنرادمترجم:سهیل سمیگوینده:امیر محمدیانتشارات:استودیو نوار
بدون نظر
بدون نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی طوفان دریا  نوشته  جوزف کنراد  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب صوتی طوفان دریا

کتاب صوتی طوفان دریا اثر جوزف کنراد حاصل تجربیات او در زندگی‌اش است که روی عرشه‌ی کشتی و در پهنه‌ی بی‌کران اقیانوس سپری شده است. 

نسخه صوتی کتاب طوفان دریا را با ترجمه‌ای روان از سهیل سمی و صدای امیر محمدی بشنوید و به دریاهای آبی سفری شگفت‌انگیز داشته باشید

درباره کتاب صوتی طوفان دریا

جوزف کنراد طوفان دریا را حاصل تجربیات بیست سال زندگی خودش می‌داند.

داستان صوتی طوفان دریا، درباره‌ی ناخدایی به نام مَک‌وِر است که در طوفان دریا گرفتار می‌شود. هدف کنراد از این رمان کوتاه، صرف بیان حوادث و ماجراجویی‌های دریانوردی نیست؛ بلکه تفکرات و تحولات درونی ناخدا مک‌ور در گذر از این حوادث و طوفان هولناک دریا است. هنری جیمز نویسنده‌ی آمریکایی معتقد است هیچ نویسنده‌ای تا به حال نتوانسته دریا را به زیبایی و قدرت کنراد، وصف کند. به نظر نمی‌آید هنری جیمز در این باره به خطا رفته باشد؛ کنراد دریا را به شکلی دیگر می‌بیند و می‌فهمد؛ شکلی که شاید قریب به اتفاق مردم جهان، قادر به درک آن نباشند... .

کتاب صوتی طوفان دریا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

اگر از شنیدن رمان‌های خارجی لذت می‌برید و مجذوب سفرهای دریایی هستید، کتاب صوتی طوفان دریا یک گزینه‌ی عالی برای شما است. 

درباره‌ی جوزف کنراد

جوزف کنراد که نویسنده‌ی ممتاز و صاحب‌سبک ادبیات انگلیسی، اصالتی لهستانی داشت و در سال ۱۸۵۷ میلادی، در خانواده‌ای متوسط متولد شد. کنراد در کودکی، به لطف پدرش با ادبیات ملل مختلف از جمله ادبیات انگلیس، فرانسه و لهستان آشنا شده بود، در نوجوانی توسط عمویش برای کارآموزی در دریا به فرانسه فرستاده شد. عموی او پس از مرگ پدر و مادر کنراد در کودکی وی، سرپرستی او را بر عهده گرفته بود.

کنراد سال‌های بسیار بر روی عرشه‌ی کشتی و در دریا کار کرد. بسیاری از نوشته‌های او، حاصل همین تجربیات وی هستند. از دیگر داستان‌های کنراد که همانند رمان صوتی «طوفان دریا» در آغوش دریا، این آبیِ بی‌انتها به وقوع می‌پیوندند، می‌توان به «کاکاسیاه کشتی نارسیسوس» و «مرز سایه» اشاره کرد که برخی منتقدان از آن‌ها به ترتیب به عنوان ارزشمندترین اثر نیمه‌ی اول و نیمه‌ی دوم نویسندگی کنراد یاد می‌کنند.

کنراد در طول زندگی خود از سلامت جسمانی و روحی خوبی برخوردار نبود. او در سن بیست سالگی و در حالی که به نقل از عمویش، مقروض شده بود، اقدام به خودکشی کرد. او از این اقدام جان سالم به در برد و علی‌رغم تمامی مشکلات جسمی و روحی، سال‌ها در دریا و کشتی‌های مختلف کار کرد، به نوشتن پرداخت و آثار بسیار ارزشمندی از خود بر جای گذاشت. جوزف کنراد در سال ۱۹۲۴ میلادی در انگلستان بر اثر سکته‌ی قلبی درگذشت.

بخشی از کتاب صوتی طوفان دریا

شکل و شمایل مَک‌وِر، ناخدای کشتی نان – شان، آینه‌ی تمام‌نمای ذهنش بود، در ظاهرش هیچ خصلت بارزی که گویای قاطعیت یا حماقت باشد وجود نداشت؛ اساسا هیچ ویژگی بارزی نداشت؛ کاملا معمولی، بی‌خیال و خونسرد بود. تنها خصلتی که می‌شد گفت ظاهرش گاهی به طرف مقابلش القا می‌کرد، کمرویی‌اش بود؛ در ساحل، در دفاتر تجاری می‌نشست، با صورتی آفتاب‌سوخته و لبخندی محو، و به کف زمین چشم می‌دوخت».

ناخدا مک‌ور، مردی ساده و بی‌آلایش است. او برخلاف دستیار خود، «جوکس»، کوچک‌ترین بهره‌ای از تخیل ندارد. او در زندگی‌اش، همواره به همه‌چیز به ساده‌ترین وجه ممکن نگریسته‌ است. کنراد در بخشی از رمان کوتاه خود، درباره‌ی او چنین می‌نویسد:

«او که از تخیل همان‌قدر بهره داشت که روزش را شب کند و به روز دیگری پیوند بزند و بس، در کمال آرامش، از خودش مطمئن بود؛ و دقیقا به همین دلیل هیچ کبر و خودخواهی‌ای نداشت. کسی که به لحاظ تخیل برتر از انسان باشد، عصبی و تحمل‌ناپذیر است و سخت می‌توان دلش را به دست آورد؛ اما همه‌ی کشتی‌هایی که ناخدا مک‌ور فرماندهیشان کرده بود، ماوای شناور آرامش و هماهنگی بودند. به پرواز درآوردن توسن خیال برای او همان‌قدر سخت و دشوار بود که سوارکردن قطعات یک کرونومتر با چکشی بزرگ و یک ارّه‌ی زنجیری بزرگ برای یک ساعت‌ساز».

ناخدا مک‌ور روزی به طور کاملا ناگهانی، خانه‌ی پدری‌اش را ترک کرده و دل به دریا سپارده بود. انجام چنین کاری از جانب او که فرزند بقالی خرده‌فروش بود و در خشکی زندگی می‌کرد، آن هم در پانزده‌سالگی و بدون خداحافظی و گذاشتن پیغام، بسیار غیرمنتظره می‌نمود؛ اما به هر طریق، مک‌ور این کار را کرده و تا مدت‌ها بعد، حتی به ذهنش نرسیده بود که برای خانواده‌اش، نامه‌ای بفرستد و خبری بهشان بدهد. اما همه‌ی این‌ها، پیش از وقوع «طوفان» بود. «... همه‌ی این حوادث سال‌ها سال پیش از آن صبح در اتاق نقشه کشتی بخار نان – شان رخ داده بود، همان صبحی که درجه‌ی فشارسنج ناگهان اُفتی شدید را نشان داده بود، فشارسنجی که مک‌ور هیچ دلیلی برای شک‌کردن به صحت عملکردش نداشت. آن اُفت – با توجه به عالی‌بودن عملکرد فشارسنج، آن دوره‌ی زمانی خاص از سال، و موقعیت کشتی در نقشه – خبر از رخدادی شوم می‌داد؛ اما صورت سرخ آن مرد از هیچ تشویش و اضطرابی حکایت نداشت. نشانه‌های بدیمن برای او هیچ اهمیتی نداشتند، و او توان کشف پیام آن نشانه‌ی شوم را نداشت، تا عاقبت آن پیشگویی درست در مقابل چشمان او عینیت یافت. با خودش گفت: این اُفته، و هیچ اشتباهی هم در کار نیست. حتما هوای بد در راهه.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
شابکundefined
زمان۰۳ ساعت و ۴۵ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۱۵۹٫۳ مگابایت
دسته بندی
زمان۰۳ ساعت و ۴۵ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۱۵۹٫۳ مگابایت