با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب صوتی شهر غصه اثر امیرعلی نبویان

دانلود و خرید کتاب صوتی شهر غصه

۴٫۵ از ۵۶۹ نظر
۴٫۵ از ۵۶۹ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی شهر غصه  نوشته  امیرعلی نبویان  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب صوتی شهر غصه

کتاب صوتی شهر غصه نوشتهٔ امیرعلی نبویان است. گویندگی این کتاب صوتی را محمد بحرانی، هدایت هاشمی، سینا رازانی، بهادر ملکی، احسان کرمی، رؤیا میر علمی و امیرعلی نبویان انجام داده‌اند و نشر جوان آن را منتشر کرده است. این اثر صوتی، به کارگردانی محمدحسن معجونی و تهیه‌کنندگی بهار نوروز پور تولید شده است. این اثر صوتی، نمایشنامه‌ای موزون و مسجع است که ماجرای شخصیت‌های شناخته‌شدهٔ تاریخ را بیان می‌کند.

درباره کتاب صوتی شهر غصه

کتاب صوتی شهر غصه که ممکن است نام آن، برای شما، یادآور نمایشنامهٔ شهر قصه نوشتهٔ بیژن مفید باشد، به قلم امیرعلی نبویان نوشته شده است.

این نمایشنامهٔ موزون و مسجع، شخصیت‌های مشهور تاریخی همچون امیرکبیر، لیلی و مجنون و... را دربرگرفته است. نویسنده، این کاراکترهای نام‌آشنا را به زمان معاصر و حال حاضر آورده؛ حالا در این سفر زمانی، اتفاقاتی طنز برای آنها رخ می‌دهد.

شنیدن کتاب صوتی شهر غصه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

شنیدن این کتاب صوتی را به دوستداران ادبیات نمایشی ایران پیشنهاد می‌کنیم.

درباره امیرعلی نبویان

سید امیرعلی نبویان ۲ فروردین ۱۳۵۹ در شهر آمل به دنیا آمد. وی نویسنده، مجری و بازیگر ایرانی است.

نبویان دانش‌آموختهٔ رشتهٔ مهندسی برق از دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل بوده است. او شهرت خود را از برنامهٔ تلویزیونی «رادیو هفت» به دست آورد.

نبویان، افزون بر اجرا در برنامه‌های تلویزیون، نویسنده نیز هست.

مجموعهٔ قصه‌های امیرعلی (۱، ۲، ۳ و ۴) از نوشته‌های او هستند.

بخش‌هایی از کتاب صوتی شهر غصه

«باری بچه‌های خوب و نازنین! آقامیرزا دیگه تو شهری که می‌شناخت نبود. اینجا اون شهری که با خون جیگر ساخت نبود.

رو دیوارهاش قلب تیرخورده نداشت، دیگه بچه ذلیل مرده نداشت. سبزی تو سفره‌شون تازه نبود، رخت مردمونش اندازه نبود. بعضیها تنگ‌تر از وجودشون، بعضیها گشادتر از سجودشون... دیگه گل حتی تو قالیهاش نبود، خبر از دم دم تنبکهاش نبود.

حمومک مورچه نداشت، درختها آلوچه نداشت، نفسش چاق نبود تو کوچه‌هاش باغ نبود...

آقامیرزا پاکشون، نفس زنون، صندلهاش پاشه ترک، روگونه‌ها رود نمک، دلش آشوبه عهد ناصری، تو سرش بازار داغ مسگری، خسته رو زمین نشست، تکیه داد کنج دیوار، قلم و دوات و کاغذ برداشت تا به همسرش بگه: دیگه تو شهری که می‌شناخته نیست، بنویسه اینجا اونجایی که دل باخته نیست.

امیرکبیر

از ازل بست دلم با سر زلفت پیوند

تا ابد سرنکشد و زسر پیمان نرود

همبازی! بیا و مرا ببر سر مزار شاد روزهای کودکی، زیر سایه بالنگ، پودم را بدوز به تار شهنواز و شور عالی شهناز. ببرم به روزی که چه سرمست بودیم بس که هیچ نمی‌فهمیدیم.. نمی‌فهمیدیم سوختن پاگذاشتن روی خط سر لی‌لی بازی نیست، سوختن چیز دیگریست. آن موقع دلم را نه کرشمه ماهور کمانچه ربود نه کینه محبوس سینه تپانچه. کارستان چشم غزالی بود گریخته به دامان صیاد ناشی. تیرم کمانه کرد و دوباره به چله نشست. چله‌ای چهل ساله کنج دلم... عاشقت شد آنقدر که یادم رفت صید که بود و صیاد که ...غرض از تقریر این نامه آنست که خاتون اجازه فرمایند...

اسی-

برو بابا! من خودم آفتابه رو رنگ می‌کنم جای سرلشکر نازی میندازم به آلمانها، اون وقت این چوق الف...

ابی-

خیلی خب، بسه دیگه!

اسی-

افت داره جون ابی.... سر ما کلا بره؟!

ابی-

خب اسی حق با اونه!

اسی

ول کن آقا! نزنی، می‌زننت... از همین حرفها زدی که حالا سفته واخواست شده، واسه ما ژست تراول می‌گیره! تا دیروز دیپلمش هم عاریه بود کج و کوله فیگور پزشک قابل می‌گیره.

ابی – بی‌خیال پیش اومده

اسی – ...به سرت قسم ابی، می‌سوزه

ابی- به سر اجدادت کره الاغ، در گاله رو ببند

اسی- خیله خب ترش نکن

ابی-زهرمار بی تربیت، همیشه معرفتت قد قسم به سرما، واسه سوزش ادرار بود

اسی- بابا حال نگیر دیگه، یه چیزی گفتیم حالا

ابی-یعنی چی گفتیم حالا؟!! نفست ناحقه...

اسی- ای بابا! ببینم حضرت ختم معرفت! تو همون بزمجه نیستی که همین هفته پیش، سر یه تنبون زار کرباسی، صدوده چوق ما رو تیغیدی ابی فوکول طلا؟! لا اله الا الله

ابی- تو برو خدات و شکر کن که دیگه بزرگ شدی، قد کشیدی، حالا شلواری هست، رنگ رخساری هست،...قصه از دوره نوجوونیتون بسیاره، اسی مردم داره!

اسی- لوطی شب درازه حالا ...

ابی- شب عالی پر نور

اسی- زرت عالی قمصور

ابی- رته ته

اسی- سرورته

ابی- سروتهش دوزاره

اسی- همون هم زیادته

امیرکبیر- آقا زشته،...بابا دعوا نکنین»

اِیْ اِچْ|
۱۳۹۸/۱۱/۰۴

نکته یک: قبل خریدش_ البته اگه نظرات و خوندید و مثل بنده به خاطر مثبت بودن اکثر نظرات جو گیر نشدید و طی یک اقدام متحیرالعقول نخریدیدش! _ به تایم کتاب دقت کنید! چهل دقیقه بیشتر نیست. آخه انصافه، این

- بیشتر
Maang Mirzaei
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

اصلا امیدی هست که این خفقان تموم بشه؟ امیدی هست که به حقمون برسیم و زندگیمون عادی بشه؟

لئون
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

شاید بتوان گـُـل ها را از روی شاخه چید ، اما جلوی آمدن بهار را نمیتوان گرفت

Aysan
۱۳۹۷/۰۵/۰۱

❤💜💙💛💓💕💖💞💗💝💟♥ . _بقیش کو؟ . تموم شد،همه استیکرای قلبِ گوشیمو گذاشتم.😊 . _مطمئنی تموم شده!یه بار دیگه بگرد. . مطمئنم!ولی باشه صبر کن.😕 . 👀_ . #هه راست می گی هنوز یکی مونده. "شما معجونِ طی الارض ندارین من از این شهر برم"💔 . _بازم بگرد هنوز یه قلبِ دیگه مونده هااا😉 . عه! آره بازم هست.😊 "نفسِ

- بیشتر
ka'mya'b
۱۳۹۶/۱۱/۱۹

خیلی خیلی خیلی قشنگه،گوش بدید و لذت ببرید 😍😍😍😍 🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟 تیشه بشکن فرهاد! که در این شهرِ مجازیِ شلوغ همه شیرین شده اند؛ به فریب و به دروغ... کُلَهِ ناک بِسَر، حسرتِ لاکْ به دل، به ریلیشنْ سینگل، تا که مقبول اُفتَنْد نزدِ آن خسرو خوبان؛شاهِ شمشاد قَدانُ و

- بیشتر
آلوین (هاجیك) ツ
۱۳۹۸/۱۰/۰۱

-: ضمن ابراز ارادت به گل روی شما، اجازه بدین عرض کنم که... +: قصه‌ی پر غصه داریم! -: بــله آقا... ″ببرم به آن روز که چه سرمست بودیم وقتی هیچ‌چیز نمی‌فهمیدیم.″ ... شهر غصه، شهر ماست. دیار ماست. روایتی بس ملموس و جذاب، از آنچه

- بیشتر
مهدی فیروزان
۱۳۹۸/۰۸/۲۳

بسییییی خوب توصیه میشه فراوان. هم میخندوند و هم به تامل وا می‌داشت . ایول به امیر علی نبویان، فکر نمیکردم اینقدر بتونه خوب بنویسه و طنز و واقعیت نمایشنامه و داستان و شعر و قاطی کنه به هم همچین چیز قشنگی

- بیشتر
ツAlirezaツ
۱۳۹۶/۱۲/۱۴

عالی بود عالی مخصوصا اونجایی که به امیر کبیر میگفتن اسم اتو عوض کن بذار تقی پلی تکنیک ( اسم قدیم دانشگاه امیر کبیر) و تقی چراغ برق ( اسم قدیم میدون امیر کبیر)حتما گوش کنید عالیه❤️

Nerd
۱۳۹۸/۰۱/۰۱

وَلی اِی شهرِغریب ... باش تا بََرگردَم ... شاد روزی که به اُمیدِخدا برگردم ... گرچه امروز چُنین بود چُنان خواهد شد! نفسِ بادصَبا مُشک فِشان خواهد شد ... بَرگرد میرزا تَقی! بَرگرد! مَن مُنتَظِرَت هستم!

k.t
۱۳۹۷/۰۳/۱۹

خیلی وقت بود میخاستمش گرون طور بود همچینی به خودم هدیه دادم[ امروز تولدمه ؛) ] از کادوم راضیم شدید قربون امیرتاریخمون بشم که دنیا هرجور بچرخه و قصه ی غصه هارو از هر دری بگن..کبیر میمونه 😊

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
شابکundefined
زمان۰۰ ساعت و ۴۴ دقیقه
قابلیت انتقالدارد
حجم۱۰۱٫۲ مگابایت
دسته بندی
زمان۰۰ ساعت و ۴۴ دقیقه
قابلیت انتقالدارد
حجم۱۰۱٫۲ مگابایت