معرفی و دانلود کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت اول + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت اولsubscriptionAvailable

کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت اول

نوع کتاببدون نظر
پدیدآورندگان: 
مرضیه سلیمانیان
انتشارات: 
نشر رادیو سودا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت اول

کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت اول نوشته‌ی مرضیه سلیمانیان با گویندگی گروه گویندگان و توسط نشر رادیو سودا منتشر شده است. این کتاب صوتی آغاز یک سریال احساسی و پر از تصویرهای زنده است که میان دو جهان در رفت‌وآمد است؛ جهانی در دل طبیعت شمال، کنار هفت‌چشمه و چالوس، و جهانی در چهاردیواری خانه‌ای که با همه‌ی زیبایی‌اش درگیر تنهایی و سکوت شده است. در این کتاب صوتی شنونده با دو فضای متفاوت روبه‌رو است: از یک‌سو پاییز، کوه، درختان چنار، بوی آش رشته و عمو جواد که آماده‌ی پذیرایی از مهمان‌هاست و از سوی دیگر اتاقی ساکت، پنجره‌ای بارانی، کتابخانه، جعبه‌ی جادویی مدرن و زنی که تنهایی‌اش را روی کاغذ نقش می‌زند. در لابه‌لای این دو فضا، ردّ یک نام حک‌شده روی کاغذ کاهی، دو تیله‌ی آبی، و چشمانی که در قاب یک دیدار دوباره جادو می‌آفرینند، شنیده می‌شود. کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت اول با تکیه‌بر گفت‌وگوهای درونی، توصیف‌های حسی و رفت‌وآمد میان گذشته و اکنون، شنونده را وارد دنیایی می‌کند که در آن کرونا، تنهایی، دلتنگی، عشق و خاطره در هم تنیده شده‌اند. حضور شخصیت‌هایی مثل بانو پرستار، آسا، داریوش و راوی، فضایی چندصدایی می‌سازد که برای اجرا به‌وسیله‌ی گروه گویندگان مناسب است و شنونده را به‌تدریج با ریشه‌های یک دلبستگی قدیمی و زخمی آشنا می‌کند.

درباره کتاب سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت اول

کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت اول داستانی احساسی است که مرضیه سلیمانیان در آن تنهایی، عشق، خاطره و سایه‌ی یک بیماری همه‌گیر را کنار هم قرار داده است. در آغاز، راوی در دل پاییز و طبیعت نزدیک هفت‌چشمه قدم می‌زند؛ چوبی در دست، سنگی کوچک زیر پا، درختان سر به فلک کشیده، تن‌پوش نارنجی برگ‌ها، بوی آش رشته و حضور همیشگی عمو جواد در چالوس، فضایی زنده و ملموس می‌سازد. در همین فضاست که نامی حک‌شده روی کاغذ کاهی آویزان از تنه‌ی چنار لمس می‌شود و دریچه‌ای به گذشته باز می‌کند؛ گذشته‌ای که در آن دو تیله‌ی آبی، باران روی شیشه، صندلی کنار پنجره و کاغذهایی که تنهایی را ثبت می‌کنند، نقش پررنگی دارند. کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت اول در ادامه شنونده را از کوه و درخت و هفت‌چشمه به خانه‌ای می‌برد که صاحبش با تنهایی‌اش زندگی می‌کند، اخبار جهان را از نمایشگر دنبال می‌کند و در میان گزارش‌ها از دلتنگی و تنهایی مردم، به تنهایی خودش فکر می‌کند. حضور آسا که از لندن تا این خانه می‌آید، بانو پرستاری که هفتگی به خانه سر می‌زند و از شلوغی بیمارستان و ترس مردم از کرونا می‌گوید، و یاد یاسین، پسر علی جان، شبکه‌ای از روابط و خاطرات را شکل می‌دهد. در این میان، گفت‌وگو درباره‌ی تنهایی پیش و پس از کرونا، انکار و نپذیرفتن مهمان ناخوانده، و تصویر جهان پر از ماسک و صورت‌های بی‌دهان، لایه‌ای اجتماعی به داستان می‌دهد. در بخش پایانی این قسمت، زنگ در، حیاط، فرش نارنجی تازه‌شسته، درختانی که تن‌پوششان نقش زمین شده و نگاه جادویی زنی که در را باز می‌کند، زمینه‌ی دیدار داریوش با گمشده‌اش را فراهم می‌کند؛ دیداری که با لرزش نفس‌ها، بی‌قراری قلب و تداعی صدای قلم فروغ و شعر «دیدمش وای چه دیداری» همراه شده است و نوید ادامه‌ی داستان در قسمت‌های بعدی این سریال صوتی را می‌دهد.

خلاصه کتاب سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت اول

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت اول با صحنه‌ای در دل طبیعت آغاز می‌شود. راوی در پاییز ۱۳۹۹ در مسیر نزدیک هفت‌چشمه قدم می‌زند، با چوبی که در دست دارد سنگی را کنار می‌زند و سعی می‌کند خود را مشغول نشان دهد تا به حرف‌های آتش فکر نکند. صدای آبشار، درختان سر به فلک کشیده، تن‌پوش نارنجی برگ‌ها، بوی آش رشته و حضور عمو جواد در چالوس، فضایی گرم و آشنا می‌سازد. باد میان شاخه‌های چنار فتنه می‌اندازد و آبی آسمان از لابه‌لای برگ‌ها دیده می‌شود. راوی تلاش می‌کند به آبی چشمانی آشنا فکر نکند اما وقتی پایش می‌لغزد و نزدیک است میان زمین و آسمان معلق شود، دستش به کاغذ کاهی قدیمی آویزان از تنه‌ی چنار می‌خورد؛ کاغذی که نامی روی آن حک شده و با بوی سواج دریچه‌ی خاطره را باز می‌کند. داستان ناگهان به گذشته و فضای دیگری می‌رود؛ پاییز است و باران روی پنجره عکس می‌اندازد. شخصیتی که در اتاقش روی صندلی نشسته، تنهایی‌اش را روی کاغذ نقش می‌زند و از پشت پنجره جهان را نگاه می‌کند. او از کنار کتابخانه می‌گذرد، نمایشگر را روشن می‌کند و با گزارش‌هایی روبه‌رو می‌شود که از دلتنگی و تنهایی مردم در دوران کرونا می‌گویند. در ذهنش این سؤال شکل می‌گیرد که آیا کسی تا به حال از تنهایی او پرسیده است. یاد فرزندش و آسا می‌افتد؛ آسا که پیش‌ترها از رهایی تنهایی‌هایش می‌گفت و برای دیدنش از لندن تا این خانه می‌آمد و اعتراف می‌کرد که این خانه با همه‌ی زیبایی و گلدان‌هایش باز هم درگیر یک تنهایی بزرگ است. هر بار که صحبت از بازگشت می‌شد، مهربان مخالفت می‌کرد و اجازه نمی‌داد آسا بیش از یک هفته بماند تا دلش هوای ماندن نکند. در ادامه، جهان بیرون با حضور موجودی مرگبار توصیف می‌شود؛ مهمان ناخوانده‌ای که سکوت به بار آورده و چهره‌ی شهر را به صورت‌هایی با دو چشم بی‌دهان تبدیل کرده است. زمین پر شده از بایدها و نبایدها، ندیدن‌ها و نفهمیدن‌ها. تاریخ درگیر ورق‌هایی از انکار است؛ انکار مهمانی که بدقدم آمده، انکار دوستانی که از دست می‌روند و انکار کسانی که با دل سفید و پاک به جنگ این مهمان ناخوانده رفته‌اند. بانو پرستاری که هفتگی به خانه می‌آید و نبض تنهایی‌ها را می‌گیرد، از شلوغی بیمارستان، پر شدن تخت‌ها، ترس مردم از کرونا و گرسنگی، خستگی بچه‌ها از ماندن در خانه و حبس شدن یاسین در برج‌های سر به فلک کشیده می‌گوید و کرونا را عامل از دست رفتن خوشی‌ها می‌داند. اما شخصیت اصلی نظر دیگری دارد و در گفت‌وگویی با بانو در بیمارستان تأکید کرده است که کسی که تنها بوده، با کرونا یا بدون کرونا، همچنان تنهاست؛ حرفی که بعدتر باعث پشیمانی‌اش می‌شود چون برای خودش قسم گذاشته که قوی بماند. در بخش پایانی، صدای زنگ در رشته‌ی افکار را قطع می‌کند. او از قاب عکس روی دیوار چشم می‌گیرد، از اتاق بیرون می‌آید، حیاط را با قدم‌های آرام طی می‌کند و روی فرش نارنجی تازه‌شسته قدم می‌گذارد. درختانی که برگ‌هایشان روی زمین ریخته‌اند، تصویری فریبنده از پاییز ساخته‌اند. او در را باز می‌کند و نگاهش را بالا می‌آورد؛ جادوی چشمانش مقابل قلب کسی که پشت در ایستاده به نمایش درمی‌آید. داریوش با دیدن او تنش در قهوه‌ی شیرین چشمانش ذوب می‌شود، نفس‌هایش به هم می‌ریزد و قلبش از یافتن گمشده‌اش بی‌قرار می‌شود. احساسش شبیه نوجوان ۲۵ ساله‌ای است که در یک نگاه عاشق دختر ۱۹ ساله‌ی زخمی بخش تصادفی‌ها شده است. در ذهنش صدای قلم فروغ و شعر «دیدمش وای چه دیداری» تداعی می‌شود و این دیدار، نوید ادامه‌ی رابطه‌ای عمیق و پر فرازونشیب را در قسمت‌های بعدی سریال می‌دهد، بی‌آنکه سرنوشت این دو در این قسمت روشن شود.

چرا باید کتاب سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت اول را بشنویم؟

کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت اول برای شنونده فضایی می‌سازد که در آن تنهایی، عشق، خاطره و واقعیت‌های تلخ و شیرین یک دوران خاص در کنار هم قرار گرفته‌اند. این کتاب صوتی از یک‌سو تصویری زنده از طبیعت، پاییز، کوه، درختان چنار، بوی آش رشته و حال‌وهوای چالوس ارائه می‌دهد و از سوی دیگر فضای بسته‌ی خانه، صدای باران روی شیشه، نمایشگر روشن، اخبار کرونا و سکوت سنگین جهان را نشان می‌دهد. این تضاد میان بیرون و درون، شلوغی و خلوت، جمع و تنهایی، شنونده را به فکر فرو می‌برد که تنهایی واقعی در کجا شکل می‌گیرد. در این کتاب صوتی به‌جای تمرکز صرف بر رویدادهای بیرونی، به احساسات و گفت‌وگوهای درونی شخصیت‌ها پرداخته شده است. شخصیت اصلی در مواجهه با کرونا، مرگ، انکار، دلتنگی و خاطرات، مدام در حال سنجیدن معنای تنهایی و قوی‌بودن است. گفت‌وگو با بانو پرستار، یاد آسا و یاسین، و تصویر بیمارستان‌های شلوغ، لایه‌ای اجتماعی و معاصر به داستان می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه یک بحران جهانی می‌تواند تنهایی‌های قدیمی را پررنگ‌تر کند. در عین حال، خط عاشقانه‌ی داستان با حضور داریوش و دیدار ناگهانی‌اش با زنی که گمشده‌اش به‌نظر می‌رسد، به کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت اول رنگ‌وبویی عاطفی می‌دهد. اشاره به گذشته‌ای که در آن نوجوانی ۲۵ ساله عاشق دختر ۱۹ ساله‌ی زخمی در بخش تصادفی‌ها شده، و تداعی شعر فروغ در لحظه‌ی دیدار، نشان می‌دهد که این سریال صوتی قرار است رابطه‌ای عمیق و پر از کشمکش احساسی را دنبال کند. شنونده در پایان این قسمت با پرسش‌های باز رها می‌شود: این دو چه گذشته‌ای با هم دارند، نام حک‌شده روی کاغذ کاهی چیست و این دیدار چه مسیری را برایشان رقم خواهد زد. برای کسانی که به تجربه‌ی شنیداری چندصدایی علاقه‌مند هستند، حضور گروه گویندگان امکان شکل‌گیری صداهای متمایز برای هر شخصیت را فراهم کرده است. رفت‌وآمد میان زمان‌ها و مکان‌ها، ترکیب فضای شاعرانه با جزئیات روزمره و اشاره به تجربه‌ی مشترک کرونا، این کتاب صوتی را به اثری تبدیل کرده است که هم جنبه‌ی احساسی دارد و هم جنبه‌ی تأمل‌برانگیز درباره‌ی تنهایی، دلتنگی و معنای بودن کنار دیگران.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت اول به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های احساسی و شخصیت‌محور علاقه‌مند هستند و دوست دارند در دل روایت، با تنهایی، دلتنگی و عشق درگیر شوند. این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد می‌شود که تجربه‌ی دوران کرونا، تغییرات روابط انسانی، و حس انزوا برایشان موضوعی قابل لمس است و مایل‌اند بازتاب این تجربه را در قالب داستان دنبال کنند. همچنین به علاقه‌مندان فضای پاییزی، طبیعت شمال، و روایت‌هایی که میان گذشته و اکنون رفت‌وآمد دارند، می‌تواند پیشنهاد شود. به شنونده‌هایی که از سریال‌های صوتی چندقسمتی خوششان می‌آید و دنبال شروع یک داستان دنباله‌دار با محوریت رابطه‌ای عاطفی و پررمزوراز هستند نیز پیشنهاد می‌شود این قسمت اول را بشنوند تا با جهان و شخصیت‌های آن آشنا شوند.

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت اول و شنیدن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب صوتی

نام کتاب:سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت اول
نویسنده:مرضیه سلیمانیان
گوینده:گروه گویندگان
انتشارات:نشر رادیو سودا
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۰/۰۱/۰۱
فرمت کتاب:MP۳
حجم فایل کتاب:۱۰.۹ مگابایت
مدت‌زمان:۱۲ دقیقه
قیمت کتاب:۶۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

MghSaadat
۱۴۰۴/۱۱/۰۴

کامل این سریال رو گوش دادم جز بی‌حسی صدای حافظ در زمان پیری_دیالوگاش احساس کافی رو نمی‌رسوند_بقیه عوامل خوب بودن خسته نباشید 🌹

۰
سمیرا نراقی
۱۴۰۴/۰۷/۱۲

خدا میداند که هر دقیقه میخواستم قطع اش کنم اما نمی‌توانستم با خودم میگفتم تو مک فریدا باز هستی آرتور کانن دویل ! آگا کریستی اینکه سبک تو نیست ! اما خدا میداند که نثر دلکش این قصه مرا میخکوب...بیشتر

۰