
دانلود و خرید کتاب صوتی افسانهی محبت
معرفی کتاب صوتی افسانهی محبت
کتاب صوتی افسانهی محبت نوشتهی صمد بهرنگی داستانی بلند و تمثیلی دربارهی عشق، خودخواهی، فداکاری و دگرگونی درونی است که نشر کافه گویا آن را منتشر کرده است. این کتاب صوتی با گویندگی سروش سامع شنونده را به دنیای پادشاهان، شاهزادهخانمها، چوپانها و لالههای کوهستان میبرد و در دل همین فضای افسانهای از معنای محبت و بهای آن حرف میزند. روایت از دل یک قصهی ظاهراً ساده شروع میشود؛ قصهی دختر پادشاهی که در ناز و نعمت بزرگ شده و نوکری به نام قوچعلی که همهی زندگیاش را وقف او کرده است. اما همین قصه بهتدریج به افسانهای چندلایه تبدیل میشود که در آن رؤیای عشق، رنج تنهایی، بیخوابی، سفر به کوهستان، جنگلهای جادویی و دگرگونی شخصیتها در هم تنیده شده است. در این کتاب صوتی افسانهی محبت نهتنها رابطهی قوچعلی و دختر پادشاه روایت شده است بلکه سرگذشت لاله، هفت برادر آهنگر، دخترعموهایشان و جنگلی که با محبت و فداکاری ساخته شده نیز به داستان افزوده شده است. صمد بهرنگی در این اثر از زبان قصهگویی عامیانه استفاده کرده است تا مفاهیم عمیقتری مثل ارزش انسانها، فاصلهی طبقاتی، غرور و معنای واقعی دوستداشتن را نشان دهد. گویندگی سروش سامع فضای شفاهی و قصهگویی کنار کرسی را زنده کرده است و شنیدن این کتاب صوتی را به تجربهای شبیه نشستن پای یک نقالی طولانی و پرماجرا تبدیل کرده است.
درباره کتاب افسانهی محبت
کتاب افسانهی محبت با ساختاری قصهگو و زنجیرهای، از همان جملهی آشنای روزی روزگاری پادشاهی بود آغاز میشود و شنونده را وارد جهانی میکند که در آن همهچیز از دل یک افسانهی ظاهراً کودکانه بیرون میآید اما بهتدریج ابعاد جدیتری پیدا میکند. صمد بهرنگی در این کتاب صوتی ابتدا زندگی دختر پادشاه را تصویر کرده است؛ دختری ششهفت ساله که در رفاه کامل، میان کنیزها، کلفتها، نوکرها و اسباببازیهای بیشمار بزرگ میشود و نوکری به نام قوچعلی همهی کارهای او را با میل انجام میدهد. از الکدلک طلایی و نقرهای گرفته تا استخرهای شیر و گلاب، گرگهای گرسنهی باغ، حکیمهای دربار و دستورهای سختگیرانهی دختر، همه در کنار هم فضایی میسازند که در آن غرور و خودپسندی به اوج رسیده است. در همین فضاست که اعتراف ساده و صادقانهی قوچعلی به عشقش، با سیلی و تحقیر پاسخ داده میشود و او مثل سگ از قصر بیرون انداخته میشود. کتاب افسانهی محبت در ادامه از این نقطهی تلخ عبور میکند و به چند بخش پیدرپی و درهمتنیده میرسد. در بخشی از کتاب صوتی، شنونده با رؤیاهای تکراری دختر پادشاه روبهرو میشود که در آنها همیشه قوچعلی را میبیند و هر بار میان میل به بازی و یادآوری مقام شاهزادهخانمیاش سرگردان است. سپس ماجرای کبوتر سخنگو و معاملهی عجیب خواب دختر با او، بیخوابی طولانی و دیوانهوار شدن دختر، ورود حکیم پیر و غریبه و پیشنهاد افسانهی محبت بهعنوان تنها درمان، مسیر داستان را عوض میکند. از اینجا به بعد، قصه به کوهستان میرود؛ جایی که قوچعلی نزد پدر چوپان و خواهرش لاله زندگی میکند. بخشهای مربوط به مرگ پدر، بزرگشدن قوچعلی و لاله، گمشدن بز، دیدن هفت اسب سفید، رسیدن به جنگل خلوت با هفت قصر، آشنایی با هفت برادر آهنگر و دخترعموهایشان و فداکاری لالهی سرخ، هرکدام مثل فصلهای نانوشتهی کتاب عمل کردهاند. در پایان این زنجیره، افسانهی محبت بهصورت قصهای در دل قصه، از زبان چوپان جوان برای دختر پادشاه بازگو میشود و شنونده درمییابد که چوپان همان قوچعلی است که با نقابهای مختلف، از کبوتر تا حکیم پیر، مسیر دگرگونی دختر و بازگشت خواب و محبت را هموار کرده است.
خلاصه کتاب افسانهی محبت
در کتاب افسانهی محبت محور اصلی داستان بر مفهوم محبت بیچشمداشت و تأثیر آن بر انسانها استوار شده است. قصه از رابطهی یکطرفهی قوچعلی و دختر پادشاه شروع میشود؛ جایی که قوچعلی نوکری است کمی بزرگتر از دختر که همهی کارهای او را با شوق انجام میدهد: از آوردن توپ و چوب الکدلک طلا و نقره تا خبرکردن کنیزها، خزانهدار اسباببازیها و آشپز مخصوص. او پشت در میخوابد تا کسی مزاحم خواب دختر نشود و در دلش عاشق اوست، بیآنکه برای دوستداشتنش دلیلی بجوید. وقتی بالاخره راز دلش را میگوید و از دختر میخواهد در آینده همسرش شود، با تحقیر و خشونت روبهرو میشود؛ دختر او را نوکر بیارزش میخواند و دستور میدهد مثل سگ از قصر بیرونش کنند. از اینجا دو خط داستانی شکل میگیرد. در یک سو دختر پادشاه است که هر سال خودپسندتر میشود، نگاه دیگران را ناپاک میداند، برای تفریح گرگهای گرسنه نگه میدارد، در استخرهای شیر و گلاب شستشو میکند و هیچکس را لایق همصحبتی نمیبیند. بااینحال در خوابهای تکراریاش همیشه قوچعلی را میبیند؛ ابتدا او را پس میزند اما در ادامه دستش را میگیرد و با او بازی میکند و درست در لحظهای که قوچعلی از عشقش میگوید، دوباره به یاد شاهزادهخانمبودن میافتد و خواب با فریاد و سیلی به هم میریزد. در سوی دیگر، قوچعلی است که از قصر رانده شده و به کوهستان نزد پدر چوپان و خواهر همسنوسالش، لاله، میرود. مرگ پدر، زندگی سخت در کوه، چراندن گوسفندان، و بزرگشدن قوچعلی و لاله تا ۱۷–۱۸ سالگی، چهرهی دیگری از زندگی را نشان میدهد؛ جایی که محبت در کار و همراهی روزمره معنا پیدا میکند. ماجرای گمشدن بز و رسیدن قوچعلی به چشمهای که بز در آن میلرزد، مقدمهی ورود به بخش تازهای از افسانه است. قوچعلی در ادامه هفت اسب سفید را میبیند که از چشمه آب برمیدارند و به جنگلی خلوت با هفت قصر میروند. او آنها را دنبال میکند و درمییابد که این اسبها و کبوترهای سفید، درواقع هفت برادر آهنگر و دخترعموهایشان هستند که از شهری دور آمدهاند. یکی از برادرها سرگذشت خود را تعریف میکند: از پدر شمشیرساز، زندان سنگین زیرزمین، ساختن شمشیری که زندان را میشکافد، نامهی دخترعموها، لالهی سرخ سر تپه که نشانی راه را میدهد و درعینحال از چیدهشدن سر باز میزند تا تخمش را در سراسر تپهها بپاشد و زمین را دوباره پر از لاله کند. شنونده در این بخش با معنای دیگری از محبت روبهرو میشود؛ محبتی که به شکل فداکاری لالهی سرخ و بعدتر در کار و زندگی لالهی چوپان و جوان آهنگر جلوهگر میشود. قوچعلی وقتی میفهمد جوان آهنگر عاشق لالهی چوپان شده است، بدون حسادت او را به خواهرش میسپارد و خودش تنهایی را انتخاب میکند. عروسی در جنگل، حضور جانوران، بازگشت دامادها و عروسها به شهر و ماندن قوچعلی کنار گوسفندان، مرحلهای است که در آن او بیش از پیش به تنهایی و درعینحال به عمق محبتش پی میبرد. از اینجا تصمیم تازهای میگیرد: بازگشت به زندگی دختر پادشاه، نه برای انتقام بلکه برای «آدمکردن» او. قوچعلی اینبار از محبتش شکل دیگری میسازد؛ خود را به صورت کبوتر درمیآورد، بر درخت انار کنار استخر شیر مینشیند و با تعریفکردن از زیبایی بدن دختر، او را به گفتوگو میکشاند. معاملهی عجیب خواب، گرفتن خواب دختر و بردن آن، آغاز بیخوابی و دیوانگی دختر، و سپس بازگشت قوچعلی در نقش حکیم پیر و غریبه که تنها درمان را افسانهی محبت میداند، همه حلقههای یک نقشهی طولانی است. در بخش پایانی، چوپان جوان که همان قوچعلی است، در قصر خلوت کنار دختر مینشیند و افسانهی محبت را برای او تعریف میکند؛ افسانهای که درواقع همان داستان زندگی خودشان است، از روزی روزگاری پادشاهی بود تا بیرونکردن قوچعلی از قصر، رفتن او به کوهستان، لاله، جنگل، هفت برادر آهنگر و بازگشت دوبارهاش بهصورت کبوتر و حکیم. دختر پادشاه در حین شنیدن قصه کمکم متوجه میشود که چه بر سر قوچعلی آمده و چه اندازه به محبت او نیاز داشته است. اعتراف دختر به این نیاز، درخواستش برای رفتن با قوچعلی و پذیرفتن زندگی مثل «همه»، و سیبی که قوچعلی به او میدهد تا بخورد و به خواب شیرین فرو برود، نقطهای است که در آن افسانهی محبت معنای خود را کامل میکند: محبتی که از تحقیر و راندن آغاز شده، از کوه و جنگل و فداکاری گذشته و درنهایت به بیداری و دگرگونی دل میرسد.
چرا باید کتاب افسانهی محبت را بشنویم؟
کتاب صوتی افسانهی محبت از دل یک قصهی طولانی و پرپیچوخم، معنای محبت را در چند سطح مختلف نشان میدهد؛ از عشق یکطرفهی نوکری فقیر به دختر پادشاه گرفته تا فداکاری لالهی سرخ برای زندهماندن لالهها، همراهی لالهی چوپان با برادرش و پذیرش عشق جوان آهنگر، و درنهایت دگرگونی دختر پادشاه که از خودپرستی مطلق به نیاز به همراهی و زندگی مشترک میرسد. شنیدن این کتاب صوتی فرصتی است برای دنبالکردن این مسیرهای گوناگون محبت و دیدن اینکه چگونه دوستداشتن میتواند هم رنجآور باشد و هم نجاتبخش. در افسانهی محبت تضاد میان قصر و کوهستان، ناز و نعمت و سختی کار، گرگهای باغ و گوسفندان کوه، استخر شیر و چشمهی کوهستان، و خوابهای شیرین و بیخوابیهای دیوانهوار، فضایی ساخته است که شنونده در آن مدام میان دو جهان رفتوآمد میکند. این رفتوآمد کمک میکند تا ارزشهایی مثل همصحبتی، همدلی، کارکردن کنار هم و دیدن انسانها فراتر از طبقه و مقام برجسته شود. در عین حال، ساختار قصه در قصه و حضور شخصیتهایی مثل حکیم پیر، چوپان جوان، هفت برادر آهنگر و کبوتر سخنگو، شنیدن کتاب را برای کسانی که به روایتهای چندلایه و تمثیلی علاقه دارند جذاب میکند. این کتاب صوتی همچنین تصویری از تنهایی انسان مغرور ارائه کرده است؛ دختری که همهچیز دارد اما از نداشتن همصحبت رنج میبرد و درنهایت حاضر میشود از عنوان شاهزادهخانمیاش بگذرد تا بتواند مثل دیگران زندگی کند. در مقابل، قوچعلی نمونهی انسانی است که محبتش را از شکل وابستگی کور به شکل آگاهانهتری از مراقبت و هدایت تبدیل میکند. شنیدن افسانهی محبت میتواند برای کسانی که به دنبال قصهای طولانی برای همراهی در مسیر، کار یا استراحت هستند تجربهای متفاوت باشد؛ قصهای که هم حالوهوای افسانههای قدیمی را دارد و هم سؤالاتی دربارهی ارزش انسان، فاصلهی طبقاتی و معنای واقعی دوستداشتن پیش میکشد. گویندگی سروش سامع در این کتاب صوتی حالوهوای شفاهی و محفلگونهی قصه را تقویت کرده است؛ لحن او در بازگویی دیالوگها، خطابهای تکرارشوندهی ای دختر زیبا و ای کبوتر خوشصحبت و تغییر فضا میان قصر و کوهستان، شنیدن افسانهی محبت را به تجربهای نزدیک به نشستن پای یک قصهگوی قدیمی تبدیل کرده است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به شنیدن کتاب صوتی افسانهی محبت به کسانی پیشنهاد میشود که به قصههای بلند و افسانهای علاقه دارند و دوست دارند در دل یک روایت پرماجرا، معنای عشق، فداکاری و دگرگونی شخصیتها را دنبال کنند. این کتاب صوتی به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد میشود که به داستانهای تمثیلی دربارهی فاصلهی طبقاتی، غرور و ارزش انسانها کنجکاو هستند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که در جستوجوی متنی برای شنیدن دستهجمعی در جمعهای خانوادگی یا دوستانهاند و میخواهند قصهای طولانی و پراتفاق را با هم تجربه کنند.
زمان
۴۴ دقیقه
حجم
۴۰٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۴۴ دقیقه
حجم
۴۰٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد