
دانلود و خرید کتاب صوتی قصههای شبانهی شاه و پریان
معرفی کتاب صوتی قصههای شبانهی شاه و پریان
کتاب صوتی قصههای شبانهی شاه و پریان نوشتهی برادران گریم مجموعهای از چند افسانهی کلاسیک اروپایی است که در قالب روایتی یکدست و پیوسته برای شنیدن بازنویسی شده است. در این کتاب صوتی شنونده با جهان پررمزوراز پادشاهان، جادوگران، روباههای سخنگو، جوانان جستوجوگر و دختران گرفتار در طلسم روبهرو میشود؛ جهانی که در آن هر انتخاب کوچک میتواند سرنوشت قهرمانان را عوض کند. نشر کافه گویا آن کتاب را با ترجمهی محمدحسین همت و با گویندگی محمد نجفی منتشر کرده است و متن افسانهها بهگونهای تنظیم شده که برای شنیدنِ پیاپی و شبانه مناسب باشد. در قصههای این کتاب صوتی، عناصر آشنای افسانهای مثل پرندهی طلایی، اسب جادویی، قلعهی متروک در دل جنگل، ساحرهی پیر، گل سحرآمیز و موجودات خوشاقبال یا بداقبال کنار هم قرار گرفتهاند و هر قصه در عین سادگی، ساختار و منطق درونی خودش را حفظ کرده است. شنونده در طول اثر با چند روایت مستقل روبهرو است که هرکدام دنیای مخصوص به خود را دارند اما در همهی آنها موضوعاتی مثل وفاداری، آزمون، فریب، طمع، قناعت و رهایی از طلسم تکرار میشود. این کتاب صوتی بیش از آنکه بر توصیفهای طولانی تکیه کند بر پیشبرد ماجرا، گفتوگوها و کنش شخصیتها تمرکز کرده است تا شنیدن آن برای مخاطب در هر سنی جذاب و قابلدنبالکردن باشد.
درباره کتاب قصههای شبانهی شاه و پریان
کتاب صوتی قصههای شبانهی شاه و پریان مجموعهای از چند افسانه است که برادران گریم نوشتهاند و در آن چند قصهی مشهور و کمتر شنیدهشده در کنار هم قرار گرفته است. در متن ارائهشده سه داستان اصلی دیده میشود: ماجرای پرندهی طلایی و سه پسر باغبان، داستان هانس خوششانس و قصهی جوریندا و جوریندل. هر سه قصه در فضایی افسانهای و در سرزمینی نامعلوم میگذرند که در آن پادشاهان، قلعهها، جنگلهای عمیق، جادو و موجودات سخنگو حضور دارند. در بخش مربوط به پرندهی طلایی، ساختار قصه بر سفر قهرمان استوار شده است؛ پسر کوچک باغبان برای یافتن پرندهی طلایی راهی سرزمینهای ناشناس میشود، با روباهی سخنگو آشنا میشود، چندبار بهخاطر نافرمانی از توصیههای او گرفتار میشود و در نهایت با ترکیبی از کمک جادویی و تجربهی شخصی به هدفش نزدیک میشود. در این بخش، شنونده با چند مکان و موقعیت متفاوت روبهرو است: باغ پادشاه و درخت سیبهای طلایی، روستایی با دو مسافرخانهی متضاد، قلعهی پرندهی طلایی، اصطبل اسب طلایی، قلعهی شاهدخت اسیر و در نهایت بازگشت به سرزمین پادشاه. در ادامهی کتاب صوتی قصههای شبانهی شاه و پریان داستان هانس خوششانس روایت شده است؛ قصهای که در آن هانس پس از سالها کار، دستمزد خود را بهصورت بستهای نقره میگیرد و در مسیر بازگشت به خانه، این نقره را پلهپله با اسب، گاو، گوسفند، غاز، سنگ چاقوتیزکنی و در نهایت هیچ چیز عوض میکند. این قصه با تکرار الگوی معامله و گفتوگو با آدمهای مختلف جلو میرود و شنونده را با نوعی طنز تلخ و در عین حال شاد روبهرو میکند؛ طنزی که در آن هانس هر بار تصور میکند «بهترین معاملهی ممکن» را انجام داده است. در بخش پایانی، داستان جوریندا و جوریندل قرار دارد؛ قصهای عاشقانه و تیرهتر که در آن یک ساحرهی پیر در قلعهای وسط جنگل زندگی میکند، دختران را به پرنده تبدیل میکند و در قفس نگه میدارد و مردان را در فاصلهی صد قدمی قلعه خشک میکند. این قصه با تصویر ۷۰۰ قفس و ۷۰۰ پرنده، خواب پیشگویانهی جوریندل، جستوجوی هشتروزهی او برای یافتن گل بنفشهی سحرآمیز و ورود دوبارهاش به قلعهی ساحره پیش میرود. هر سه داستان در آن کتاب با ساختاری کلاسیک، تکرارهای آهنگین و صحنههای مشخص و قابلتصور تنظیم شدهاند که برای شنیدن پشتسرهم مناسب است.
خلاصه کتاب قصههای شبانهی شاه و پریان
در کتاب صوتی قصههای شبانهی شاه و پریان چند محور اصلی در دل افسانهها تکرار شده است: آزمون، انتخاب، قناعت، وفاداری و رهایی از طلسم. در قصهی پرندهی طلایی، ماجرا از باغ پادشاه و درخت سیبهای طلایی شروع میشود؛ جایی که هر شب یکی از سیبها ناپدید میشود. سه پسر باغبان مأمور مراقبت از درخت میشوند و فقط پسر کوچک است که نیمهشب بیدار میماند و پرندهای با پرهای طلایی را میبیند. او یکی از پرهای پرنده را برای پادشاه میبرد و همین پر، که ارزشش از تمام ثروت پادشاهی بیشتر دانسته میشود، آغازگر سفری طولانی میشود. پادشاه فقط به داشتن خود پرنده راضی است و پسران باغبان یکییکی راهی جستوجو میشوند. دو برادر بزرگتر در همان ابتدای راه، در روستایی با دو مسافرخانه، فریب ظاهر را میخورند و در مسافرخانهی مجلل میمانند و مأموریت را فراموش میکنند. پسر کوچک اما به توصیهی روباه سخنگو اعتماد میکند، سوار بر دم او میشود و به قلعهها و سرزمینهای مختلف میرسد. در هر مرحله روباه به او هشدار میدهد که فریب ظاهر را نخورد: پرنده را در قفس چوبی رها کند، برای اسب طلایی از زین چرمی استفاده کند و به شاهزاده خانم اجازهی خداحافظی ندهد. پسر هر بار در لحظهی آخر بهخاطر میل به زیبایی و «بهتر کردن» ظاهر ماجرا، از دستور سرپیچی میکند و همین نافرمانیها باعث میشود دستگیر شود و هر بار مأموریتی سختتر بر دوشش گذاشته شود: آوردن اسب طلایی، نجات شاهدخت و حتی کندن تپهای عظیم در هشت روز. روباه چندبار او را نجات میدهد، تپه را بهجای او حفر میکند و در نهایت نقشهای میچیند تا پسر هم پرنده، هم اسب و هم شاهدخت را بهدست بیاورد. با وجود هشدار روباه که میگوید هیچکس را از اعدام نجات نده و کنار رودخانه ننشین، پسر دوباره از سر دلسوزی و سادگی برادران دزدش را آزاد میکند و کنار رودخانه مینشیند. برادران او را به آب میاندازند و خودشان با پرنده و اسب و شاهدخت به کشورشان برمیگردند. روباه باز هم او را نجات میدهد، پسر در هیئت مردی فقیر به دربار میرود، حقیقت را آشکار میکند، برادران مجازات میشوند و او با شاهدخت ازدواج میکند. در پایان، روباه که بارها راهنمای او بوده، از پسر میخواهد او را بکشد و سر و پاهایش را قطع کند و وقتی این کار انجام میشود، روباه به شکل انسان و برادر گمشدهی شاهدخت در میآید. در داستان هانس خوششانس، محور اصلی برعکس قصهی پرندهی طلایی است. هانس پس از سالها کار، بستهای نقره به اندازهی سرش میگیرد و در راه بازگشت به خانه، این نقره را با اسب عوض میکند چون فکر میکند سواریگرفتن از اسب بهتر از حمل بار سنگین است. بعد از افتادن از اسب و ترس از خطر، اسب را با گاوی که «هر روز شیر و کره و پنیر میدهد» عوض میکند. وقتی میفهمد گاو خشک است و حتی او را به زمین میزند، گاو را با گوسفند قصاب عوض میکند. بعد، با ترساندنش از اینکه گوسفند ممکن است «گوسفند حاکم» و دزدیشده باشد، گوسفند را با غاز عوض میکند و در نهایت غاز را هم با سنگ چاقوتیزکنی میدهد تا به خیال خودش همیشه بتواند پول دربیاورد. در پایان، وقتی سنگ از دستش در رودخانه میافتد، بهجای حسرت، احساس رهایی و خوشبختی میکند و با سبکبالی کامل به خانهی مادرش میرسد. در این قصه، معیار «سود» و «ضرر» کاملاً وارونه است و هانس در هر مرحله از دستدادن را نوعی پیشرفت میبیند. در جوریندا و جوریندل، فضا تیرهتر و احساسیتر است. قلعهای قدیمی در دل جنگل، ساحرهای که روزها به شکل جغد یا گربه در میآید و شبها پیرزن میشود، مردان را در فاصلهی صد قدمی قلعه خشک میکند و دختران زیبا را به پرنده تبدیل میکند و در قفس میاندازد. جوریندا و جوریندل، دو جوانی که قرار است ازدواج کنند، در جنگل قدم میزنند و ناخواسته به قلعه نزدیک میشوند. جوریندا به بلبل تبدیل میشود و جوریندل در جای خود خشک میشود. بعد از آزادشدن، جوریندل مدتی طولانی در روستایی دیگر چوپانی میکند اما رؤیایی میبیند که در آن گل بنفشهای با مرواریدی در میانش، کلید شکستن طلسم است. او هشت روز بهدنبال این گل میگردد، آن را پیدا میکند و با آن وارد قلعه میشود. گل باعث میشود طلسم فاصلهی صد قدمی بیاثر شود و ساحره نتواند به او نزدیک شود. جوریندل با لمس قفسها، پرندگان را آزاد میکند، جوریندا دوباره به شکل انسانی برمیگردد و ۷۰۰ دختر دیگر هم از قفسها آزاد میشوند. قصه با بازگشت جوریندا و جوریندل به خانه و ازدواجشان تمام میشود و تصویر قلعهای که دیگر پر از قفس و آواز اجباری نیست در ذهن شنونده میماند.
چرا باید کتاب قصههای شبانهی شاه و پریان را بشنویم؟
کتاب صوتی قصههای شبانهی شاه و پریان چند ویژگی دارد که شنیدن آن را جذاب میکند. نخست اینکه سه قصهی اصلی آن هرکدام لحن و حالوهوای متفاوتی دارند: ماجرای پرندهی طلایی بیشتر بر سفر، آزمون و خیانت و وفاداری متمرکز است؛ هانس خوششانس بر طنز، وارونگی معیارهای سود و زیان و قناعت؛ و جوریندا و جوریندل بر عشق، ترس، اسارت و رهایی. این تنوع باعث میشود شنونده در طول کتاب صوتی با تکرار یکنواخت روبهرو نشود و هر بخش تجربهی تازهای بههمراه داشته باشد. دوم اینکه در آن کتاب، ساختار تکرارشوندهی افسانهها بهخوبی حفظ شده است: سه برادر و سه تلاش، سه معاملهی پیاپی، هشدارهایی که نادیده گرفته میشوند، مأموریتهایی که هر بار سختتر میشوند و در نهایت گرهگشاییای که هم به کمک عنصر جادویی و هم بهواسطهی تصمیم شخصیتها رخ میدهد. این الگوها برای شنیدن بسیار مناسباند چون ریتم و پیشبینیپذیری دلنشینی ایجاد میکنند و در عین حال کنجکاوی را زنده نگه میدارند. سوم اینکه قصهها در عین سادگی، لایههایی از معنا را در خود دارند: در پرندهی طلایی، اعتماد و نافرمانی، در هانس خوششانس، سبکبارشدن و رهاکردن، و در جوریندا و جوریندل، پایداری در جستوجوی رهایی. شنونده میتواند فقط از ماجراها لذت ببرد یا در حاشیهی آنها به این مضمونها هم فکر کند. نکتهی دیگر این است که این کتاب صوتی برای شنیدن شبانه طراحی شده و هر قصه را میتوان بهعنوان یک واحد مستقل شنید؛ یعنی لازم نیست همهی کتاب در یک نوبت تمام شود. روایت ماجراها بر کنش و گفتوگو تکیه دارد و صحنهها بهگونهای چیده شدهاند که تصویرسازی ذهنی برای شنونده آسان باشد؛ از باغ سیبهای طلایی و قلعهی ساحره گرفته تا جادهای که هانس در آن مدام در حال معامله است. برای کسانی که به افسانههای کلاسیک علاقهمندند یا دوست دارند نسخهای شنیداری از قصههایی را داشته باشند که سالها در فرهنگهای مختلف بازگو شدهاند، این کتاب صوتی میتواند فرصتی برای بازگشت به حالوهوای قصهگویی سنتی باشد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی قصههای شبانهی شاه و پریان به کسانی پیشنهاد میشود که به افسانهها و قصههای کلاسیک علاقه دارند و دوست دارند روایتهایی پر از جادو، سفر، قلعه، پادشاه و ساحره را دنبال کنند. همچنین به خانوادههایی پیشنهاد میشود که بهدنبال قصههایی برای شنیدن مشترک در زمان استراحت یا پیش از خواب هستند. این کتاب صوتی برای نوجوانان و بزرگسالانی که به دنبال متنی خیالانگیز برای فاصلهگرفتن کوتاه از روزمرگیاند نیز مناسب است و به کسانی پیشنهاد میشود که دوست دارند در قالب قصه، دربارهی قناعت، وفاداری، فریب ظاهر و رهایی از ترس فکر کنند.
زمان
۴۳ دقیقه
حجم
۴۰٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۴۳ دقیقه
حجم
۴۰٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد