
دانلود و خرید کتاب صوتی ستاره من
معرفی کتاب صوتی ستاره من
کتاب صوتی ستاره من نوشتهی زهره یزدانپناه روایتی داستانی و پیوسته از زندگی شهید محمدعلی رجایی است که نشر سماوا آن را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی علی عبدلپور منتشر شده است. این کتاب صوتی از همان سطرهای آغازین شنونده را به دل یک شب بیخوابی میبرد؛ شبی که محمدعلی رجایی دفترچهی یادداشتهایش را ورق میزند و در کوچهپسکوچههای خاطراتش فرو میرود. از همین نقطه، روایت زندگی او از کودکی در قزوین تا سالهای مبارزه، زندان، مسئولیتهای پس از انقلاب و سرانجام حادثهی ۸ شهریور ۱۳۶۰ بهتدریج پیش چشم مخاطب جان میگیرد. در این کتاب صوتی، زندگی رجایی نه بهصورت گزارش خشک تاریخی بلکه در قالب صحنهها، گفتوگوها و لحظههای پرجزئیات روایت شده است؛ از فقر و یتیمی و کار در بازار قزوین تا شاگردی در مغازهها، مهاجرت به تهران، ورود به نیروی هوایی، آشنایی با آیتالله طالقانی، تدریس در مدرسه، ازدواج، فعالیت در نهضت آزادی، سالهای زندان و شکنجه، و سپس نخستوزیری و ریاستجمهوری. روایت، همزمان که مسیر رشد فکری و معنوی او را دنبال میکند، فضای اجتماعی و سیاسی هر مقطع را نیز از دل تجربههای شخصی او نشان میدهد. ستاره من با تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره، روابط خانوادگی، دغدغههای معلمی، شیوهی برخورد با شاگردان، زندانیان، همکاران و مردم عادی، تصویری نزدیک و ملموس از رجایی بهعنوان انسانی از دل طبقات محروم ارائه میدهد؛ انسانی که در اوج قدرت سیاسی نیز سبک زندگی ساده و نگاه مسئولانهاش به مردم را حفظ کرده است. این کتاب صوتی برای مخاطبانی که به روایتهای زندگیمحور و صمیمی از چهرههای تاریخی علاقهمندند، تجربهای شنیداری سرشار از تصویر، حس و گفتوگو فراهم کرده است.
درباره کتاب ستاره من
کتاب ستاره من با روایتی خطی و در عینحال پرپرش و خاطرهمحور، زندگی شهید محمدعلی رجایی را از کودکی تا لحظهی شهادت دنبال میکند. در این کتاب صوتی، نقطهی آغاز، شبی است که رجایی از بیخوابی به پشتبام خانه پناه میبرد، به ستارهها خیره میشود و دفترچهی یادداشتهایش را باز میکند. از همین قاب، شنونده وارد کودکی او در قزوین میشود؛ جایی که مرگ پدر، فقر، کار طاقتفرسا در زیرزمین خانه و بازار قزوین، و تلاش مادر برای حفظ آبرو، فضای اصلی زندگی را شکل میدهد. کتاب ستاره من در ادامه، نوجوانی رجایی را در بازار، رهاکردن درس برای کمک به خانواده، نماز در مسجد بازار، سفرهای دوچرخهای به امامزادهها، و نخستین جرقههای مسئولیتپذیری اجتماعی او را در قالب صحنههایی زنده و گفتوگوهای کوتاه نشان میدهد. در میانهی کتاب ستاره من، روایت به تهران میرسد؛ به کار در مغازههای مختلف، ورود به نیروی هوایی، آشنایی با جلسات مذهبی و سیاسی، دیدار با آیتالله طالقانی، و سپس معلمشدن در بیجار و تهران. کتاب در چندین فصل به نقش رجایی بهعنوان معلم میپردازد؛ از کلاسهای ریاضی و انگلیسی تا برخورد او با شاگردان فقیر، بیمار، خبرچین، و نوجوانانی که صبحها عدسی میفروشند. بخشهای مفصلی نیز به سالهای زندان در کمیته مشترک، قصر و اوین اختصاص یافته است؛ جایی که شکنجه، سلول انفرادی، ارتباط با دیگر زندانیان از پشت دیوار، تلاوت قرآن برای آرامکردن همبندان، و بحثهای اعتقادی با هواداران سازمان مجاهدین خلق روایت شده است. در فصلهای پایانی، کتاب به دوران پس از انقلاب، مسئولیت در آموزشوپرورش، نمایندگی مجلس، نخستوزیری، اختلافات با بنیصدر، سبک کار و زندگی رجایی در نخستوزیری و ریاستجمهوری، و سرانجام حادثهی انفجار ۸ شهریور میرسد. عناوین فصلها در متن بهصورت مستقیم نیامدهاند اما میتوان محورهایی مانند «کودکی در قزوین»، «بازار تهران»، «نیروی هوایی»، «معلمی در بیجار»، «زندان و انفرادی»، «مدرسه رفاه»، «نخستوزیری» و «ریاستجمهوری» را بهعنوان ستونهای اصلی ساختار کتاب تشخیص داد که هرکدام با صحنهها و گفتوگوهای متعدد پر شدهاند.
خلاصه کتاب ستاره من
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! کتاب صوتی ستاره من از یک شب بیخوابی شروع میشود؛ شبی که محمدعلی رجایی پس از خبر یک فاجعه، خواب به چشمش نمیآید، نماز میخواند، به پشتبام میرود، به ستارهها خیره میشود و دفترچهی یادداشتهایش را باز میکند. از اینجا، روایت به کودکی او در قزوین برمیگردد؛ به روزی که در چهار سالگی پدرش کربلایی عبدالصمد را در نزدیکی امامزاده شاهزاده حسین دفن میکنند، خانهی کوچکشان پر از رفتوآمد عزاداران میشود و بعد از رفتن همه، مادر میماند و دو بچهی یتیم. فقر، کار مادر در زیرزمین تنگ و تاریک، پوست ترکخوردهی انگشتانش، و اصرار محمدعلی نوجوان برای کارکردن و کمک به خانواده، نخستین تصویرهای پررنگ کتاب است. رجایی در بازار قزوین شاگرد مغازهی خرازی دایی و بعد شاگرد مغازههای دیگر میشود، درس را رها میکند، اما نماز جماعت مسجد بازار و زیارت امامزادهها را رها نمیکند. بعدها همراه برادرش محمدحسین به تهران میآید، در بازار آهنفروشی کار میکند، بعد با دوستش محمد شیروانی به خرید و فروش ظروف روی در محلههای فقیرنشین میپردازد و از همانجا رنج مردم محروم در دلش مینشیند. آگهی استخدام نیروی هوایی را میبیند، با برادرش دربارهی تعهد پنجساله و مسئلهی ایمان گفتوگو میکند و وارد ارتش میشود؛ جایی که همزمان با خدمت، درسش را ادامه میدهد، با جلسات مذهبی و سیاسی آشنا میشود، به دیدار نواب صفوی میرود، در پادگان با حیفومیل در آشپزخانه مقابله میکند و رشوه را رد میکند. روایت سپس به پیشنهاد آیتالله طالقانی برای رفتن به معلمی میرسد. رجایی به بیجار اعزام میشود، در مدرسهای فقیر در حاشیهی شهر، هم ریاضی و هم انگلیسی درس میدهد، با شاگردانی روبهرو میشود که مادران بیمار، سفرههای خالی و لباسهای کهنه دارند. او برای رئیس شهربانی انگلیسی درس میدهد، با بچههای مدرسه خداحافظی میکند و برای ادامهی تحصیل به تهران برمیگردد. در تهران، دانشجوی آمار میشود، در مدرسه کمال تدریس میکند، در جلسات تفسیر قرآن آیتالله طالقانی، نشستهای فکری در خانههای مختلف و شکلگیری نهضت آزادی حضور دارد. ازدواج با عاطفه، زندگی در خانهی کوچک و نیمهساز نارمک، مهریهی ۸۰۰۰ تومانی، و سادگی زندگی مشترک، بخش دیگری از روایت است. با اوجگرفتن فعالیتهای سیاسی، رجایی نشریات نهضت آزادی را به قزوین میبرد، در ترمینال دستگیر میشود، ۵۰ روز در زندان شهربانی میماند، در همانجا برگههای امتحانی شاگردانش را تصحیح میکند و با تعهد به دوری از فعالیت سیاسی آزاد میشود، هرچند در دل میداند که سیاستش از دیانتش جدا نیست. سالها بعد، ساواک او را دوباره بازداشت میکند؛ اینبار در کمیته مشترک. شکنجه، کشیدن ناخنها، سوزاندن کف پا، سلول انفرادی، غذای بد، و ارتباط با سلولهای کناری از طریق مورس، و آشنایی با سیدعلی خامنهای در سلول مجاور، از پررنگترین بخشهای کتاب است. رجایی در زندان برای همبندان قرآن میخواند، کلاس تفسیر و نهجالبلاغه میگذارد، با هواداران سازمان مجاهدین خلق دربارهی حذف بسمالله و انحراف ایدئولوژیک بحث میکند و زندان را به «دانشگاه» تبدیل میکند. پس از آزادی، او در مدرسه رفاه و دیگر مدارس فعال میشود، در شکلگیری تشکیلات اسلامی نقش میگیرد، و با اوجگیری مبارزات مردمی، به استقبال از امام و پیروزی انقلاب میرسد. بعد از انقلاب، ابتدا در آموزشوپرورش مسئولیت میگیرد، سپس با رأی مردم به مجلس میرود، بعد نخستوزیر میشود و در نهایت پس از عزل بنیصدر، ریاستجمهوری را میپذیرد. کتاب، در این بخشها، بیش از آنکه به تصمیمهای کلان سیاسی بپردازد، روی سبک کار و زندگی او تمرکز میکند: خوابیدن روی پتو در اتاق کار، خواندن تکتک نامههای مردم تا نیمهشب، تقسیم یک ساندویچ بین خود و دو پاسدار، نپذیرفتن کولر اهدایی نخستوزیری برای خانه، توضیح به برادرزادهاش که «وقتم مال ۳۶ میلیون نفر است»، و برخورد مهربانانه با پیرمرد روستایی که یقهاش را میگیرد. در فصلهای پایانی، کتاب به اختلافات عمیق او با بنیصدر، کارشکنیها، تحقیرها، و در عینحال سکوت رجایی بهخاطر دستور امام میپردازد. سپس به ترورهای پیدرپی، انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت دکتر بهشتی میرسد؛ حادثهای که بهگفتهی خود رجایی کمرش را میشکند. روایت دوباره به همان شب بیخوابی بازمیگردد؛ رجایی دفترچهاش را میبندد، برای پسرش کمال یادداشتی مینویسد، از ستارهاش در آسمان یاد میکند و صبح روز بعد به جلسهای میرود که در ساختمان نخستوزیری برگزار میشود. انفجار ۸ شهریور، آتش، دود، فریاد «یا حسین»، و پرواز رجایی و باهنر، آخرین صحنههای کتاب است؛ جایی که راوی تأکید میکند منافقین از همان روزی باختند که خدا را از زندگیشان حذف کردند.
چرا باید کتاب ستاره من را بشنویم؟
شنیدن کتاب صوتی ستاره من فرصتی است برای همراهشدن با زندگی محمدعلی رجایی نه در قالب چند سطر زندگینامه، بلکه در شکل یک روایت طولانی، جزئینگر و پر از صحنههای روزمره. این کتاب نشان میدهد که چگونه یک کودک یتیم و فقیر از کوچههای خاکی قزوین، با کار در بازار، نماز در مسجد، معلمی در روستا، زندان و شکنجه، و سپس مسئولیتهای سنگین پس از انقلاب، به شخصیتی تبدیل میشود که در اوج قدرت سیاسی هم سبک زندگیاش را تغییر نمیدهد. در این کتاب صوتی، مخاطب با رجایی در موقعیتهای بسیار متفاوت همراه میشود: وقتی در بازار قزوین شاگردی میکند، وقتی در نیروی هوایی زیر فشار فرماندهان و پیشنهاد رشوه قرار میگیرد، وقتی در بیجار برای بچههای فقیر انگلیسی درس میدهد، وقتی در زندان برای جوانی شکنجهشده قرآن میخواند، وقتی در کلاس درس شاگرد خبرچین را به عیادت میبرد، وقتی در نخستوزیری ساندویچ را با پاسدارانش تقسیم میکند، و وقتی به پیرمرد روستایی اجازه میدهد یقهاش را بگیرد و اعتراض کند. این تنوع موقعیتها، شنونده را با لایههای مختلف شخصیت او آشنا میکند؛ از ایمان و توکل تا نظم، از حساسیت نسبت به فقر تا دقت در بیتالمال. کتاب ستاره من همچنین تصویری از فضای اجتماعی و سیاسی چند دهه را از زاویهی تجربهی یک انسان عادیزاده ارائه میدهد؛ از بازار قزوین و تهران تا پادگانها، مدارس روستایی، سلولهای کمیته مشترک، بندهای قصر و اوین، و در نهایت ساختمان نخستوزیری. شنونده در خلال این روایت، با شیوهی شکلگیری جلسات خانوادگی، حلقههای مطالعه، جلسات تفسیر قرآن، و بحثهای فکری درون زندان آشنا میشود و میبیند که چگونه رجایی در هر موقعیتی، از معلمی تا ریاستجمهوری، خود را «مسئول» میبیند. برای کسانی که میخواهند نسبت میان زندگی شخصی، ایمان، عدالتخواهی و مسئولیت سیاسی را در قالب یک زندگی واقعی لمس کنند، این کتاب صوتی نمونهای روشن و پرجزئیات پیش رو میگذارد. از سوی دیگر، تمرکز کتاب بر روابط خانوادگی رجایی با مادر، همسر و فرزندان، و نیز با برادر و بستگان، بُعد عاطفی روایت را پررنگ کرده است. مخاطب در کنار صحنههای سخت زندان و سیاست، لحظههایی مثل خرید اولین پارچهی پیراهنی برای عاطفه، آرامکردن جمیله در نیمهشب، گفتوگو با کمال دربارهی کتابخواندن، و بوسیدن دستهای ترکخوردهی مادر را هم میشنود. این ترکیب، شنیدن کتاب را برای کسانی که به دنبال شناخت صرفاً سیاسی از رجایی نیستند، جذابتر میکند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی ستاره من به کسانی پیشنهاد میشود که به روایتهای زندگیمحور از چهرههای معاصر علاقهمندند و میخواهند زندگی محمدعلی رجایی را از زاویهای نزدیک و انسانی دنبال کنند. به مخاطبانی که دغدغهی عدالت اجتماعی، سادهزیستی، مسئولیتپذیری و نسبت دین و سیاست را دارند، این کتاب پیشنهاد میشود. همچنین به معلمان، دانشجویان رشتههای علوم انسانی، فعالان فرهنگی و اجتماعی، و نوجوانان و جوانانی که میخواهند الگوی ملموسی از رشد در دل فقر، مبارزه، زندان و مسئولیتهای سنگین بشناسند، شنیدن این کتاب صوتی توصیه میشود.
زمان
۲ ساعت و ۲۲ دقیقه
حجم
۳۲۵٫۱ مگابایت
قابلیت انتقال
دارد
زمان
۲ ساعت و ۲۲ دقیقه
حجم
۳۲۵٫۱ مگابایت
قابلیت انتقال
دارد