
دانلود و خرید کتاب صوتی خانه ناکام ما
معرفی کتاب صوتی خانه ناکام ما
کتاب صوتی خانهی ناکام ما نوشتهی گروه نویسندگان مجموعهای از داستانهای بسیار کوتاه است که هرکدام در چند خط یا چند پاراگراف شکل گرفتهاند و در عین کوتاهی، موقعیتهایی شدید، تکاندهنده و گاهی هولناک را پیش چشم شنونده میگذارند. استودیو نوار آن کتاب را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی تایماز رضوانی و سیما تاجیک منتشر شده تا تنوع صدا و لحن، بافت چندصدایی این مجموعه را پررنگتر کند. در مقدمه، از این گفته شده که این داستانها حاصل یک تجربهی جمعیاند؛ تجربهای که در آن نویسندگان مختلف تصمیم گرفتهاند داستانهای برقآسا بنویسند؛ داستانهایی که در حداکثر ۲۵۰ کلمه شکل میگیرند و مستقیم سراغ لحظهی اوج میروند. در ادامه، شنونده با روایتهایی روبهرو میشود که از دل زندگی روزمره، سوگ، خشونت، فروپاشی، تنهایی، افسردگی، خودویرانگری و گاهی طنز تلخ بیرون کشیده شدهاند. خانهی ناکام ما از همان داستان نخست، با تصویر خانهای که در سیل مرده و خانوادهای که در حال بیرونکشیدن تکهتکهی زندگیشان از زیر گل هستند، حالوهوای کلی مجموعه را نشان میدهد: تمرکز بر لحظههایی که همهچیز در آنها به نقطهی بحرانی رسیده است. این کتاب صوتی برای شنوندهای که حوصلهی روایتهای طولانی ندارد و در عوض دوست دارد در زمان کوتاه، ضربهی عاطفی یا فکری شدیدی دریافت کند، میتواند تجربهای متفاوت باشد.
درباره کتاب خانهی ناکام ما
کتاب صوتی خانهی ناکام ما با یک مقدمه شروع میشود که در آن از «داستانهای برقآسا» حرف زده شده است؛ داستانهایی که در چند خط یا حداکثر ۲۵۰ کلمه شکل میگیرند و قرار است در کوتاهترین زمان ممکن، به قلب ماجرا بزنند. گروه نویسندگان در آن مقدمه توضیح دادهاند که این متنها حاصل نوشتن جمعی است؛ داستانهایی که از «قلب» مخاطبان آمده و بر دل گردآورندگان نشسته و درنهایت در قالب یک کتاب صوتی در نوار ثبت شده است. در ادامه، مجموعهای از داستانها پشتسرهم قرار گرفتهاند که هرکدام نویسندهی جداگانهای دارند؛ از جمله شبنم چادری، محمدمهدی پیروزان، حمیدرضا، علیرضا طارردی، کعبه میرهاشمی، امیررضا بنیکمالی و معین طلا. هر داستان در فضایی مستقل میگذرد اما درونمایههای مشترکی مثل مرگ، سوگ، افسوس، خشونت، خودتخریبی، شکست عاطفی و دلزدگی از جهان در آنها تکرار میشود. کتاب صوتی خانهی ناکام ما از چندین داستان کوتاه کوتاه تشکیل شده که هرکدام مانند یک برش تند از زندگی شخصیتها عمل کرده است. در داستان خانه ناکام ما نوشتهی شبنم چادری، سیل خانهای را میکشد و خانوادهای سهنفره در حال بیرونکشیدن بقایای زندگیشان از زیر گل هستند. در داستانی دیگر، شخصیتی در آستانهی خودکشی، با شیطان گفتوگو میکند و صحنهی سقوطش به شکلی دورانی و کابوسوار تکرار میشود. در پرس نوشتهی حمیدرضا، کارگری که از شیفت شب و خاطرهی تلخ گذشتهاش زخم خورده، با دستگاه پرس بازی خطرناکی راه میاندازد که به فاجعه ختم میشود. در قهر نوشتهی علیرضا طارردی، راوی از رابطهای میگوید که با بیپاسخماندن صداها و نامهها به نقطهی سکوت و جدایی رسیده است. داستان مثل هیچکس نوشتهی کعبه میرهاشمی، از دختری میگوید که میخواست «خودش» بماند اما در رابطهای عاطفی آنقدر از خودش گذشت که دیگر شبیه گذشتهاش نشد. سیل نوشتهی امیررضا بنیکمالی، وسواس و فروپاشی ذهنی راوی را از خلال لک یک عینک دنبال میکند که کمکم به درون چشم و مغز او راه پیدا میکند. در قرص مسهل نوشتهی معین طلا، راوی در میان زنجیرهای از تصاویر، از دلزدگی عمیق از آدمها و رؤیای نابودی جمعی حرف زده است. این تنوع داستانها و صداها، در کنار گویندگی تایماز رضوانی و سیما تاجیک، از آن کتاب مجموعهای چندلحن ساخته که هر داستانش در عین کوتاهی، تصویری پررنگ و ماندگار از یک لحظهی بحرانی به شنونده میدهد.
خلاصه داستان خانهی ناکام ما
در خانهی ناکام ما، مقدمه توضیح میدهد که این کتاب صوتی بر پایهی داستانهای برقآسا شکل گرفته است؛ متنهایی که در چند خط یا حداکثر ۲۵۰ کلمه، یک موقعیت کامل را میسازند. دغدغهی اصلی آن کتاب، ثبت لحظههایی است که در آنها زندگی به نقطهی انفجار رسیده؛ جایی که سوگ، خشم، ترس، دلزدگی یا ناامیدی به اوج خود رسیده و دیگر امکان پنهانکردنشان نیست. در داستان خانه ناکام ما نوشتهی شبنم چادری، راوی از خانهای میگوید که «هفت روز است مرده»؛ خانهای که در سیل زیر گل رفته و حالا خانواده با کمک اهالی روستا، تکهتکهی آن را از زیر خاک بیرون میکشند. دیوارهای تازهرنگشده، درِ جدید حمام، فرش قسطی، لباس عید و عیدیهای توی جیب، همه بهعنوان نشانههای زندگی و امیدی که تازه شکل گرفته بود، حالا مثل دلورودهی گاو همسایه که پایین رودخانه پیدا شده، بیرون ریختهاند. پدر از «چلهی عزا» حرف زده است و از اینکه هر سوگی زمانی دارد و تمام میشود، اما در لحن راوی، سنگینی فقدان و حس ناتمامماندن زندگی خانه، همچنان باقی است. در داستانی با نویسندگی محمدمهدی پیروزان، شخصیتی را میبینیم که سیگاری روشن میکند، کنار پنجره میایستد و با شیطان گفتوگو میکند. او تصمیم گرفته خودش را از بالا پرت کند تا به کسی ثابت کند روی حرفش ایستاده است. صحنهی سقوط، جمعشدن مردم، آمدن پلیس و آمبولانس و حضور همان «او» که قرار است شاهد باشد، در ذهن راوی پیشخور میشود. اما روایت با یک چرخش، دوباره به لحظهی قبل از پریدن برمیگردد؛ گویی این سقوط، در ذهن او بارها و بارها تکرار میشود و شیطان در گوشهی اتاق، فقط لبخند میزند. در پرس نوشتهی حمیدرضا، رضا کارگری است که پشت دستگاه پرس ۱۰ تن کار میکند. از وقتی بهخاطر شیفت شب، بلایی سر زن و دختر کوچکش آمده، از شب و از خودش متنفر شده است. او عمداً شیفت شب میماند تا خودش را عذاب بدهد و با دستگاه پرس «شوخی» میکند؛ سرش را زیر پرس میبرد و بیرون میآورد و با حرص دکمه را میزند. راوی که همکار اوست، دیوانگی را در چشمهایش میبیند. وقتی مدیر ناگهانی وارد کارگاه میشود، رضا در اوج این بازی خطرناک، اینبار سرش را بیرون نمیکشد و دکمه را فشار میدهد؛ صدای تق دستگاه با جیغ و پاشیدن خون همراه میشود و مرز شوخی و خودویرانگری از بین میرود. در قهر نوشتهی علیرضا طارردی، راوی از رابطهای میگوید که در آن بارها صدا زده، نوشته، گریه کرده و تلاش کرده ارتباط را حفظ کند اما طرف مقابل هیچکدام را ندیده یا نخواسته ببیند. در پایان، راوی رفته و حالا خانهاش پر از نامههای بازنشدهی طرف مقابل است؛ گویی قهر، دوطرفه و دیرهنگام شده و هر دو در سکوت خودشان گیر افتادهاند. در مثل هیچکس نوشتهی کعبه میرهاشمی، دختری موفرفری و پرانرژی معرفی میشود که همیشه میخواسته «خودش» باشد و حتی رؤیای نوشتن داستانی با عنوان مثل هیچکس را در سر داشته است. او میگوید در هیچ شرایطی عوض نمیشود، اما در یک رابطهی عاطفی، آنقدر از خودش میگذرد تا بتواند ادامه بدهد که دیگر شبیه گذشتهاش نمیماند. داستان، تضاد میان شعار «خودت باش» و فشارهای عاطفی و اجتماعی را نشان داده است. سیل نوشتهی امیررضا بنیکمالی، از استعارهی «کاسهی صبر» شروع میکند و آن را به سیلی تبدیل میکند که همهچیز را ویران میکند. راوی از لک عینکش شروع میکند؛ آن را میشوید، پاک نمیشود، عصبانی میشود، عینک را میشکند و بعد انگار لکه به چشم و مغزش منتقل میشود. او با قطره، آب، شیشهپاککن و حتی وایتکس سراغ چشمش میرود تا از شر این لکه خلاص شود، اما فقط وضعیت را بدتر میکند. در پایان، لکه را مثل تیلهای حس میکند که در مغزش قل میخورد و تصمیم میگیرد برای خلاصشدن از آن، به سراغ خود مغز برود. در قرص مسهل نوشتهی معین طلا، راوی پشت میز نشسته، شاملو گوش میدهد و در میان زنجیرهای از تصاویر و تداعیها، از دلزدگی عمیقش نسبت به آدمها حرف میزند. او از کبریت و سیگار و پول و کار و درس، زنجیرهای میسازد که به بنبست میرسد و در نهایت به این نتیجه میرسد که «مردار آدمها» را بیشتر دوست دارد چون حرف نمیزنند. رؤیای او جهانی است که در آن انسانها از بین رفتهاند و فضای سبز بدون حضور آدمها زیباتر شده است. چون راهی برای حذف تدریجی انسانها پیدا نمیکند، در خیال خود قرص مسهل را انتخاب میکند تا کرهی زمین در کثافت غرق شود و همه در آن خفه شوند. این داستان، اوج بدبینی و خشم فروخورده نسبت به جهان انسانی را در قالب تصویری اغراقآمیز و سیاه نشان داده است.
چرا باید کتاب خانهی ناکام ما را بشنویم؟
خانهی ناکام ما مجموعهای از داستانهای بسیار کوتاه است که هرکدام در زمانی بسیار کم شنیده میشوند اما تصویری ماندگار از یک لحظهی بحرانی در ذهن میگذارند. شنونده در این کتاب صوتی با موقعیتهایی روبهرو میشود که در آنها مرگ، سوگ، فروپاشی روانی، خشونت کاری، شکست عاطفی و دلزدگی از جهان، در اوج خود قرار گرفتهاند و همین تمرکز بر نقطهی اوج، ضربهی عاطفی و فکری داستانها را شدیدتر کرده است. تنوع نویسندگان باعث شده لحنها، زاویهدیدها و نوع نگاه به زندگی متفاوت باشد؛ از روایت روستایی و خانوادگی سیل و خانهی ویرانشده تا فضای صنعتی و خشن کارگاه پرس، از گفتوگوی ذهنی با شیطان تا مونولوگ تلخ و سیاه دربارهی نابودی انسانها. این تنوع، در کنار گویندگی تایماز رضوانی و سیما تاجیک، به شنونده امکان میدهد در یک کتاب صوتی کوتاه، با چندین جهان و چند نوع ذهنیت روبهرو شود. برای کسانی که بهدنبال شناخت احساسات تند و مرزهای تاریک ذهن انسان هستند، آن کتاب میتواند فرصتی باشد تا در قالبی فشرده، با ترسها، خشمها، حسرتها و شکستهای شخصیتها روبهرو شوند و شاید در لابهلای این روایتهای کوتاه، ردّی از تجربههای شخصی خود را هم پیدا کنند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن خانهی ناکام ما به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای بسیار کوتاه و ضربهزن علاقه دارند و دوست دارند در زمان کم، با موقعیتهای شدید عاطفی روبهرو شوند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که به موضوعاتی مثل سوگ، فروپاشی روانی، خشونت محیط کار، شکست عاطفی، تنهایی و دلزدگی از جهان حساساند و مایلاند این تجربهها را در قالب روایتهای فشرده و تند دنبال کنند. به علاقهمندان ادبیات کوتاه، نویسندگانی که میخواهند نمونههایی از داستانهای برقآسا ببینند و شنوندگانی که ترجیح میدهند در رفتوآمد یا زمانهای کوتاه روز، چند داستان کامل بشنوند نیز میتوان آن کتاب را پیشنهاد کرد.
زمان
۱۵ دقیقه
حجم
۳۶٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱۵ دقیقه
حجم
۳۶٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد