کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد (جلداول: دره طلسم شده ـ قسمت سوم ـ بخش دوم) + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد (جلداول: دره طلسم شده ـ قسمت سوم ـ بخش دوم)

دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد (جلداول: دره طلسم شده ـ قسمت سوم ـ بخش دوم)

انتشارات:احمدرضا صالحی
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد (جلداول: دره طلسم شده ـ قسمت سوم ـ بخش دوم)

کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت03؛ بخش02 نوشته‌ی احمدرضا صالحی ادامه‌ی ماجراهای آریا در سرزمین پریان است؛ جایی میان میدگارد و دنیای جادویی که هر لحظه‌اش می‌تواند به کشف تازه‌ای ختم شود. در این بخش از سریال، شنونده وارد شبی خاص و به‌یادماندنی می‌شود؛ شب تولد تینا که بهانه‌ای است برای کنار هم آمدن پری‌ها، آشکارشدن گوشه‌هایی از گذشته‌ی قطمیر و روشن‌ترشدن جایگاه آریا در این جهان ناآشنا. نشر احمدرضا صالحی آن کتاب را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی گروه گویندگان منتشر شده است؛ گروهی پرشمار که هرکدام نقش یکی از شخصیت‌ها را بر عهده گرفته‌اند و فضای یک مهمانی شلوغ، پرگفت‌وگو و سرشار از احساس را برای شنونده زنده می‌کنند. تمرکز این قسمت بیش از هر چیز بر روابط عاطفی میان آریا، تینا و قطمیر است؛ از زحمت شبانه‌ی آریا برای پختن کیک تولد گرفته تا لحظه‌های احساسی دیدن لباس سارا و یادآوری خاطراتی که سال‌ها در دل قطمیر پنهان مانده است. در کنار این فضای صمیمی، حضور ناگهانی افریت‌ها، اشاره به مقام و گذشته‌ی قطمیر در دربار و تصمیم او برای بازگشت به میدگارد، لایه‌ای جدی‌تر و پررمزوراز به ماجرا می‌دهد و شنونده را برای ادامه‌ی سریال آماده می‌کند.

درباره کتاب سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت03؛ بخش02

کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت03؛ بخش02 در ادامه‌ی روایت احمدرضا صالحی از ماجراجویی‌های آریا در دنیای پریان، روی یک روز و شب به‌خصوص متمرکز شده است؛ روز تولد تینا. در این قسمت، داستان از یک موقعیت ساده و روزمره شروع می‌شود: آریا با سماجت مسئولیت پختن کیک تولد را بر عهده می‌گیرد و در آشپزخانه‌ای بدون گاز و برق، با زغال و سینی‌های فلزی کیکی چندطبقه درست می‌کند. همین موقعیت ظاهراً ساده، بهانه‌ای می‌شود برای نشان‌دادن پشتکار، علاقه و حس تعلقی که آریا نسبت‌به تینا و قطمیر پیدا کرده است. در ادامه، شنونده وارد فضای آماده‌سازی مهمانی، انتخاب لباس تینا، و لحظه‌ی پرتنش و احساسی دیدن لباس سارا به تن او می‌شود؛ لحظه‌ای که گذشته‌ی قطمیر و غم پنهان او درباره‌ی همسر از دست‌رفته‌اش به سطح می‌آید. در همین بخش، صالحی با چند صحنه‌ی کوتاه نشان داده است که تینا در آستانه‌ی بلوغ و بزرگ‌شدن قرار دارد و رابطه‌ی او با پدربزرگش در حال عبور از مرحله‌ای تازه است. در بخش دوم کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت03؛ بخش02 فضای داستان از صمیمیت خانوادگی به یک مهمانی کوچک اما مهم در میان پری‌ها گسترش پیدا می‌کند. حدود ۳۰ مهمان به کلبه می‌آیند، زنان و دختران دور هم جمع می‌شوند، مردان دور میز بزرگ درباره‌ی مسائل سیاسی دنیای پریان گفت‌وگو می‌کنند و آریا فرصت پیدا می‌کند با چهره‌های تازه آشنا شود. در همین مهمانی است که شنونده برای نخستین‌بار با افریت‌هایی روبه‌رو می‌شود که چهار نسل است به خاندان قطمیر خدمت می‌کنند؛ موجوداتی سیاه‌پوش با چشمانی به رنگ آتش که هم ترسناک‌اند و هم کاملاً مطیع. قطمیر در جمع دوستانش از گذشته‌ی خود پرده برمی‌دارد: او فرزند یکی از وزرای دربار و قاضی میدگارد بوده و حالا تصمیم گرفته برای مراسم سوزاندن خواهرش و سر و سامان‌دادن به خانه‌ی اجدادی به میدگارد بازگردد. این تصمیم، همراه با توضیح او درباره‌ی رسم سوزاندن مردگان در میان پری‌ها و مقایسه‌ی آن با دفن مردگان در میان انسان‌ها، پلی میان دو جهان می‌سازد و شنونده را برای ورود به مرحله‌ی بعدی سفر آریا آماده می‌کند. پایان این قسمت با اعلام حرکت صبح فردا به‌سوی خانه‌ی اجدادی و اشاره‌ای کوتاه به اتاقی طلسم‌شده در قلعه‌ی خاندان زناهر، تعلیقی تازه برای قسمت بعد ایجاد کرده است.

خلاصه کتاب سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت03؛ بخش02

در این بخش از سریال، محور اصلی داستان یک روز و شب خاص است: تولد پانزده‌سالگی تینا. آریا که چیزی برای هدیه‌دادن ندارد، تصمیم می‌گیرد با تمام توانش کیک تولد او را خودش درست کند. نبودن گاز و برق در آشپزخانه او را وادار می‌کند با زغال و سینی‌های فلزی راهی برای پختن کیک پیدا کند. او خمیر را در سینی‌ها می‌ریزد، با فاصله‌دادن زغال‌ها حرارت را تنظیم می‌کند و با قرار دادن سینی خالی زیر و روی سینی کیک، حرارت را غیرمستقیم می‌کند تا خمیر آرام بپزد. نتیجه‌ی یک شب بی‌خوابی، چهار سینی کیک است که روی هم قرار می‌گیرند و به شکل یک کیک چهارطبقه با خامه و دانه‌های گیلاس تزئین می‌شوند؛ کیکی که قرار است هدیه‌ی آریا به تینا باشد. صبح روز تولد، آریا خسته و بی‌خواب به اتاقش می‌رود اما تینا سر می‌رسد و او را به اتاق خودش می‌برد. شنونده در این صحنه با اتاق روشن و پرنقاشی تینا آشنا می‌شود. تینا مضطرب است و چیزی را فراموش کرده، اما آریا برای حفظ غافلگیری کیک، وانمود می‌کند که موضوع را نمی‌داند و بحث را به صدازدن او توسط قطمیر منحرف می‌کند. وقتی هر دو به آشپزخانه می‌رسند، تینا با دیدن کیک شگفت‌زده می‌شود و واکنش احساسی او، همراه با توضیح آریا که این کیک را به‌عنوان هدیه‌ی تولد ساخته، رابطه‌ی عاطفی میان آن دو را پررنگ‌تر می‌کند. بعد از آن، قطمیر و تینا درباره‌ی شام بحث می‌کنند و در نهایت قرار می‌شود سه نوع غذا برای مهمانی آماده شود؛ هرکدام از آنها یکی از بهترین غذاهایی را که بلد است درست کند. بخش بعدی روی آماده‌سازی غذا و خاطرات قطمیر متمرکز است. او همراه آریا غذایی با گوشت پرنده، حلقه‌های گوجه‌فرنگی، نخودفرنگی و روغن زیتون و سرکه‌ی هفت‌ساله آماده می‌کند. هنگام نگاه‌کردن به سینی غذا، قطمیر به یاد شبی می‌افتد که سارا، همسرش، همین غذا را در اولین شب زندگی مشترکشان برایش درست کرده بود. این یادآوری، دلتنگی و غم پنهان او را آشکار می‌کند و شنونده را با عمق رابطه‌ی او و سارا آشنا می‌سازد. در ادامه، آریا و قطمیر صندلی‌ها و میزها را برای مهمانی در اتاق نشیمن می‌چینند. آریا خسته است اما به‌محض صدازدن تینا به طبقه‌ی بالا می‌رود و در انتهای راهرو با صحنه‌ای روبه‌رو می‌شود که او را مبهوت می‌کند: تینا با لباس سفید و شال طلایی مادربزرگش، سارا، ظاهر شده است. موهای طلایی تینا و لباس بلند و درخشان، او را شبیه تصویری زنده از گذشته می‌کند. آریا در برابر این زیبایی کلماتش را گم می‌کند. در همین لحظه قطمیر از راه می‌رسد، شانه‌های تینا را می‌گیرد و با صدایی شکسته از خدا برای دیدن این روز تشکر می‌کند؛ اما اشک در چشمانش جمع می‌شود و به‌سرعت از پله‌ها پایین می‌رود. تینا با بغض به اتاقش برمی‌گردد و لباس را عوض می‌کند. کمی بعد، او نزد پدربزرگش می‌آید، عذرخواهی می‌کند و قطمیر در آغوش‌گرفتن او توضیح می‌دهد که ناراحت نیست و فقط دیدن او در آن لباس، شباهتش به سارا را به‌شدت یادآوری کرده است. در نهایت از او می‌خواهد دوباره همان لباس را بپوشد، چون «خیلی به او می‌آید». با غروب خورشید مهمان‌ها می‌رسند. تعدادشان از ۳۰ نفر بیشتر نمی‌شود و بیشترشان دوستان قدیمی قطمیر و سارا هستند که حالا به احترام خاطره‌ی آنها آمده‌اند. زنان و دختران دور میزها جمع می‌شوند و مدام حرف می‌زنند، مردان دور میز بزرگ درباره‌ی مسائل سیاسی دنیای پریان بحث می‌کنند و آریا ابتدا تنهاست اما بعد تینا او را به جمع دوستانش می‌برد و چند دختر جوان را به او معرفی می‌کند. پیش از آنکه این آشنایی ادامه پیدا کند، قطمیر آریا را به میز مردان صدا می‌زند تا در جریان «شرایط این روزها» قرار بگیرد. در گفت‌وگوی مردان، شنونده می‌فهمد که قطمیر قصد دارد به میدگارد برگردد. او توضیح می‌دهد که اهل این سرزمین نیست، پدرانش در میدگارد به دنیا آمده و همان‌جا مرده‌اند و حالا خبر رسیده که تنها خواهرش که در خانه‌ی اجدادی زندگی می‌کرد از دنیا رفته است. او باید برای مراسم سوزاندن او و رسیدگی به املاک خانوادگی به آنجا برود و قیم پسری شود که نزد خواهرش زندگی می‌کرده است. در همین جمع، یکی از پریان با دیدن افریت‌هایی که به قطمیر خدمت می‌کنند، درباره‌ی هویت او کنجکاو می‌شود. قطمیر توضیح می‌دهد که پدرش وزیر دربار بوده و خودش پیش از آمدن به اینجا قاضی میدگارد بوده است؛ توضیحی که جایگاه بالای او را در سلسله‌مراتب دنیای پریان روشن می‌کند. افریت‌ها با یک ضربه‌ی کف دست قطمیر ظاهر می‌شوند، با سرعتی باورنکردنی غذاها را می‌آورند، میز را می‌چینند و بعد از شام، با اشاره‌ی یکی از زنان، کیک را می‌آورند. یکی از افریت‌ها با بالاگرفتن دستش شمع‌ها را یکی‌یکی روشن می‌کند اما قطمیر او را متوقف می‌کند تا آریا خودش شمع‌ها را روشن کند. آریا با شمعدان طلایی همه‌ی شمع‌ها را روشن می‌کند، تینا در کنار کیک می‌ایستد، نگاهی به پدربزرگ و آریا می‌اندازد، چشمانش را می‌بندد و با یک بازدم عمیق شمع‌ها را خاموش می‌کند. تشویق مهمان‌ها، تقسیم سریع کیک توسط افریت‌ها و نگاه‌های تحسین‌آمیز دختران و زنان به آریا، نشان می‌دهد که زحمت او بی‌نتیجه نمانده است. نیمه‌شب، بعد از رفتن مهمان‌ها، افریت‌ها با سرعت کلبه را به حالت اول برمی‌گردانند. آریا و تینا به درخواست قطمیر نزد او می‌نشینند و او شروع به توضیح‌دادن می‌کند: افریت‌ها چهار نسل است به خانواده‌ی او خدمت می‌کنند و تا امروز در خانه‌ی اجدادی در میدگارد بوده‌اند، چون سارا نمی‌خواست آنها را به این کلبه بیاورد. او تأیید می‌کند که خبر مرگ خواهرش همان شبی رسیده که آریا وارد کلبه شده بود و توضیح می‌دهد که به‌خاطر رابطه‌ی پیچیده‌شان، خودش را در مرگ او مقصر می‌داند. سپس اعلام می‌کند که فردا صبح زود همگی به‌سوی خانه‌ی اجدادی حرکت می‌کنند و بهتر است فقط وسایل شخصی‌شان را بردارند. در مسیر رفتن به اتاق‌ها، آریا از تینا درباره‌ی رسم سوزاندن مردگان می‌پرسد و تینا با مقایسه‌ی آتش و خاک، به این نتیجه می‌رسد که پری‌ها از آتش آفریده شده‌اند و باید به آتش برگردند و انسان‌ها از خاک. آریا از خستگی بی‌هوش روی تخت می‌افتد و در پایان، راوی با جمله‌ای کوتاه شنونده را به قسمت بعد می‌برد؛ جایی که صحبت از قلعه‌ی خاندان زناهر، اتاقی طلسم‌شده و ممنوع و رویارویی تینا با افریتی است که اجازه‌ی ورود به آن اتاق را نمی‌دهد.

چرا باید کتاب سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت03؛ بخش02 را بشنویم؟

کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت03؛ بخش02 بیش از آنکه بر نبرد و هیجان بیرونی تکیه کند، روی لحظه‌های احساسی و روابط میان شخصیت‌ها تمرکز کرده است. شنونده در این قسمت با سه لایه‌ی مهم روبه‌رو می‌شود: صمیمیت و دوستی میان آریا و تینا، غم و خاطرات پنهان قطمیر و ساختار اجتماعی و آیینی دنیای پریان. صحنه‌ی پختن کیک با امکانات محدود، آماده‌سازی غذا و مهمانی، و واکنش مهمان‌ها به کیک، تصویری ملموس از تلاش آریا برای پیدا کردن جای خودش در این خانواده ارائه می‌دهد. در کنار این فضای گرم، حضور افریت‌ها، اشاره به مقام قضاوت قطمیر در میدگارد، رسم سوزاندن مردگان و تصمیم برای بازگشت به خانه‌ی اجدادی، جهان داستان را گسترده‌تر و جدی‌تر می‌کند. شنونده هم‌زمان هم یک شب تولد پر از خنده و شرم و ذوق را می‌شنود و هم با لایه‌هایی از سوگ، مسئولیت خانوادگی و تفاوت دو جهان آشنا می‌شود. این ترکیب، آن کتاب را به حلقه‌ای مهم در زنجیره‌ی سریال تبدیل کرده است؛ حلقه‌ای که هم از نظر عاطفی نقطه‌ی اوج دارد و هم از نظر داستانی، مسیر قسمت‌های بعد را مشخص می‌کند.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت03؛ بخش02 به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های فانتزی با حضور پری‌ها، افریت‌ها و دنیایی میان انسان و موجودات جادویی علاقه‌مند هستند. همچنین به مخاطبانی پیشنهاد می‌شود که دنبال ماجراهایی با محوریت روابط خانوادگی، بلوغ عاطفی نوجوانان و ترکیب لحظه‌های شاد و غمگین در یک فضای جادویی هستند. کسانی که قسمت‌های قبلی سریال میدگارد را دنبال کرده‌اند، برای درک بهتر گذشته‌ی قطمیر و نقطه‌ی عطف سفر به میدگارد، از شنیدن این بخش سود بیشتری می‌برند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۳۹ دقیقه

حجم

۸۹٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۲

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۳۹ دقیقه

حجم

۸۹٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۲

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۵,۰۰۰
تومان