
دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی مکس پین (فصل اول ـ بخش هشتم)
معرفی کتاب صوتی سریال صوتی مکس پین (فصل اول ـ بخش هشتم)
کتاب صوتی 8-1 سریال صوتی مکس پین نوشتهی سم لیک با گویندگی گروه گویندگان، شنونده را وارد دنیای تیره و بارانی نیویورک میکند؛ جایی که مرز میان قانون، انتقام و خیانت هر لحظه جابهجا میشود. این قسمت از سریال، ادامهی ماجراهای کارآگاه مکس پین است که در میانهی درگیریهای مافیا، قاچاق اسلحه و گذشتهی پرخون خودش گرفتار شده است. استودیو نوار این کتاب صوتی را با گویندگی چندصدایی و فضاسازی صوتی پرجزئیات منتشر کرده است تا حالوهوای خشن و سینمایی داستان بهخوبی به شنونده منتقل شود. در این قسمت، مکس درگیر پروندهای است که از یک انبار اسلحه و پیغامگیر تلفن شروع میشود و تا کلوپ شبانهی راگناراک و رستوران ودکا ادامه پیدا میکند. شنونده در طول این کتاب صوتی با شخصیتهایی مثل ولادیمیر، مونا ساکس، وینترسون و وینی روبهرو میشود که هرکدام در شبکهای از معاملات اسلحه، مافیا و پلیس حضور دارند. 8-1 سریال صوتی مکس پین بر پایهی مونولوگهای درونی مکس، صحنههای تیراندازی، بازجویی، تعقیبوگریز و گفتوگوهای پلیسی پیش میرود و فضایی شبیه یک فیلم نوار جنایی را در قالب صوتی بازسازی کرده است.
درباره کتاب 8-1 سریال صوتی مکس پین
کتاب صوتی 8-1 سریال صوتی مکس پین ادامهی خط داستانی شخصیتی است که سم لیک خلق کرده است؛ پلیسی تنها که میان احساس گناه، انتقام و وظیفه گیر افتاده است. در این قسمت، داستان از یک انبار اسلحه و پیغام ضبطشده روی تلفن شروع میشود و به صحنهای خشن در اتاقی دیگر میرسد؛ جایی که مکس تلاش میکند جان زنی را که برای ولادیمیر کار میکند نجات دهد اما دوباره با مرگ روبهرو میشود. این تکرار ناتوانی در نجاتدادن دیگران، بهویژه زنان، به یکی از محورهای فکری مکس تبدیل شده است و او در مونولوگهایش انسانها را به چند دسته تقسیم میکند؛ کسانی که آینده را میسازند، کسانی که گذشته را از نو میسازند و کسانی که بین این دو گیر افتادهاند. کتاب صوتی 8-1 سریال صوتی مکس پین در همین فضای ذهنی پیش میرود و نشان میدهد مکس خود را نه صاحب گذشته میداند و نه صاحب آینده. در ادامهی کتاب صوتی 8-1 سریال صوتی مکس پین، داستان از صحنهی جنایت به ادارهی پلیس و گفتوگوی مکس با وینترسون و براوورا کشیده میشود. شنونده در این بخش با ساختار پروندههای پلیس، نقش آنی فاین بهعنوان دلال مجاز اسلحه، سه گروه تحت رهبری ولادیمیر و حضور مونا ساکس بهعنوان مظنون اصلی آشنا میشود. سپس روایت به کلوپ سابق راگناراک و طرح ولادیمیر برای تبدیل آن به رستوران ودکا میرسد؛ جایی که حملهی مسلحانهی نیروهای وینی، صحنههای تیراندازی، محاصره و نجاتدادن ولادیمیر را رقم میزند. این قسمت از سریال در چند بخش و صحنهی مجزا پیش میرود: انبار اسلحه و قتل زن سیاهپوست، مواجههی دوباره با مونا در آسانسور، جلسهی ادارهی پلیس، بررسی پروندهی مونا و کمپانی اسکویکی، و سپس نبرد خونین در راگناراک. هر بخش با تمرکز بر یک موقعیت مشخص طراحی شده است تا شنونده همزمان هم درگیر تعلیق داستانی شود و هم با ذهن آشفته و نگاه تلخ مکس نسبت به عدالت، پول، مرگ و وفاداری همراه بماند.
خلاصه کتاب 8-1 سریال صوتی مکس پین
در این قسمت، مکس پین وارد اتاقی میشود که شبیه انبار اسلحه است؛ جایی که مهمات و سلاحهای مختلف چیده شدهاند و یادآور این نکتهاند که بخش مهمی از کار ولادیمیر قاچاق اسلحه است. صدای پیغامگیر تلفن او را بهسوی میزی کنار پنجره میکشاند. پیغام ضبطشده از طرف ولادیمیر برای آنی فاین است؛ پیغامی که در آن از غیبت ناخواستهاش عذرخواهی کرده است و تأکید کرده است اگر اتفاقی افتاد فقط کافی است اراده کند تا خودش را برساند. ناگهان صدای جیغ یک زن و فریاد مردی شنیده میشود و مکس متوجه میشود صدا از اتاق کناری میآید. صحنه ابتدا شبیه یک تبلیغ تلویزیونی به نظر میرسد اما خشونت آن نشان میدهد با یک شکنجهی واقعی طرف است. هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! مکس در را باز میکند و خودش را بهعنوان پلیس نیویورک معرفی میکند. زنی سیاهپوست به صندلی بسته شده و مردی با لباس مخصوص کمپانی اسکویکی او را تهدید کرده است. در لحظهای کوتاه هر دو شلیک میکنند؛ مرد کشته میشود اما قبل از افتادن، زن را هم میکشد. مکس دوباره شاهد مرگ زنی است که شاید میتوانست نجاتش دهد و این مرگ را کنار خاطرهی مونا و دیگر زنان از دسترفته میگذارد. او در ذهنش انسانها را دستهبندی میکند و به این نتیجه میرسد که خودش نه گذشتهای دارد و نه آیندهای. با رسیدن نیروهای کمکی، مکس بهسوی آسانسور باربری میرود و ناگهان مونا را میبیند؛ زنی که قبلاً تصور میکرد مرده است. مونا آشفته و بزرگسالتر از قبل به نظر میرسد و در حالی که عقبنشینی میکند میگوید نباید اینطور همدیگر را ببینند. در آسانسور بسته میشود و مکس برای دومین بار شاهد ناپدیدشدن او در آسانسور است. بعد از این صحنه، داستان به ادارهی پلیس منتقل میشود؛ جایی که مکس روبهروی وینترسون و براوورا نشسته است. آنی فاین بهعنوان دلال مجاز اسلحه معرفی میشود و مشخص میشود سه گروه تحت رهبری ولادیمیر فعالیت میکنند: گروه مرتبط با نیروهای روس، گروه مافیا و گروهی که لباسهای کمپانی لوازم بهداشتی اسکویکی را به تن دارند. نام کافمن بهعنوان رئیس این گروه سوم مطرح میشود. در پروندهی وینترسون، مونا ساکس مظنون اصلی است اما مکس دیدن دوبارهی او را پنهان میکند و از وظیفهی پلیسی خود فاصله میگیرد. همزمان اداره در حال جستوجو دربارهی کمپانی اسکویکی و کافمن است. مکس اداره را ترک میکند تا با ولادیمیر صحبت کند و خبرهای مربوط به آنی فاین را به او برساند. ولادیمیر کلوپ شبانهی راگناراک را خریده و در حال تبدیل آن به رستوران ودکا است. وقتی مکس به محل میرسد صدای شلیک گلولهها را میشنود و متوجه میشود افراد وینی به آنجا حمله کردهاند. او از در پشتی وارد ساختمان در حال بازسازی میشود؛ جایی که سطلهای رنگ، مصالح ساختمانی و الوارها همهجا را پر کردهاند. در راه پلهها با جنازهای روبهرو میشود و سپس با مایک آشنا میشود؛ مردی با ظاهر نظامی که برای ولادیمیر کار میکند. مایک توضیح میدهد که آنها در کار تجارت اسلحهاند و آن شب وینی و افرادش به آنها حمله کردهاند. مکس و مایک بهسوی ورودی اصلی میروند؛ جایی که ولادیمیر پشت بلوکهای بتنی گیر افتاده و همهی افرادش کشته شدهاند. وینی و دو نفر از افرادش آمادهی حملهاند. مکس خودش را معرفی میکند و زیر پوشش آتش مایک بهسوی ولادیمیر میدود و کنار او پناه میگیرد. درگیری بالا میگیرد، یکی از افراد وینی کشته میشود و خود وینی زیر پوشش نفر آخر بهسوی خروجی عقبنشینی میکند. خشاب ولادیمیر تمام میشود و زخم کتفش او را ضعیف کرده است. وینی هنگام فرار تهدید میکند که این پایان ماجرا نیست و بعداً حساب مکس و ولادیمیر را میرسد. مکس میخواهد تعقیبش کند اما ولادیمیر او را منصرف میکند. وقتی اوضاع کمی آرام میشود، مکس متوجه میشود مایک کشته شده و کنار سطلهای رنگ افتاده است. او به این فکر میافتد که زندگی و مرگ بعضیها به زندگی و مرگ یک نفر دیگر گره خورده است و تمام کسانی که آن شب برای محافظت از ولادیمیر جان دادهاند در همین دسته قرار میگیرند. ولادیمیر درحالیکه سیگار میکشد از آنی بهعنوان زنی بیگناه یاد میکند و وینی را خلافکاری میداند که مافیا برای بازار سیاه اسلحه روی او حساب کرده است. او از رؤیای رستوران ودکا و ثروتی که در آینده انتظارش را میکشد حرف میزند و به مکس یادآوری میکند که روز قبل هم قرار بوده همدیگر را ببینند. مکس تأکید میکند که باید ظاهر یک پلیس در حال انجام وظیفه را حفظ کند و نمیتواند هر زمان که ولادیمیر بخواهد سر قرار حاضر شود. در پایان، مکس محل را ترک میکند و ولادیمیر با سیگار و زخمی که روی کتفش است به دیوار تکیه میدهد.
چرا باید کتاب 8-1 سریال صوتی مکس پین را بشنویم؟
کتاب صوتی 8-1 سریال صوتی مکس پین برای شنوندهای جذاب است که به دنبال ترکیب اکشن، فضای تیرهی شهری و مونولوگهای درونی یک قهرمان خسته است. این قسمت نهتنها صحنههای تیراندازی، تعقیب و درگیری در مکانهایی مثل انبار اسلحه و کلوپ راگناراک را پیش چشم میآورد بلکه ذهن آشفتهی مکس را هم نشان میدهد؛ جایی که احساس گناه، پرسش از عدالت و ناتوانی در نجاتدادن دیگران مدام تکرار میشود. در این کتاب صوتی، شنونده با شبکهای از روابط پیچیده روبهرو میشود: پلیسی که حقیقت را پنهان میکند، قاچاقچی اسلحهای که همزمان هم متحد است و هم خطرناک، زنی که مظنون اصلی پرونده است اما در ذهن مکس جای دیگری دارد، و مافیایی که با چهرهی وینی و کافمن وارد میدان شده است. تنوع صحنهها از اتاق بازجویی و ادارهی پلیس تا ساختمان در حال بازسازی و رستوران آیندهی ودکا، باعث میشود شنیدن این قسمت شبیه دنبالکردن چند اپیزود از یک سریال جنایی باشد. برای کسانی که به فضاسازی صوتی اهمیت میدهند، این کتاب صوتی نمونهای است که در آن صدای باران، آژیر پلیس، شلیک گلولهها، صدای آسانسور و گفتوگوهای چندنفره کنار هم قرار گرفتهاند و به شکلگیری حالوهوای نوار جنایی کمک کردهاند. در عین حال، لایهی شخصی داستان یعنی کشمکش مکس با گذشته، احساس دیررسیدن، و پرسش از اینکه انسانها به کدام دسته تعلق دارند، باعث میشود این قسمت فقط یک ماجرای پلیسی ساده نباشد و شنونده را به فکرکردن دربارهی انتخابها، وفاداری و بهای نجاتدادن دیگران وادارد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی 8-1 سریال صوتی مکس پین به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای جنایی شهری، مافیا، پلیس و قاچاق اسلحه علاقه دارند. همچنین به علاقهمندان فضای نوار، شخصیتهای خاکستری، قهرمانان تنها و روایتهایی که در آن مونولوگهای درونی و درگیریهای ذهنی نقش پررنگی دارند پیشنهاد میشود. به دوستداران بازی مکس پین و کسانی که از شنیدن صحنههای اکشن، تیراندازی و تعقیبوگریز در قالب کتاب صوتی لذت میبرند نیز میتوان این قسمت را پیشنهاد کرد. و درنهایت به شنوندگانی که دنبال یک سریال صوتی دنبالهدار با شخصیتهای تکرارشونده، روابط پیچیده و فضای بارانی و خشن نیویورک هستند، این کتاب صوتی میتواند انتخاب مناسبی باشد.
زمان
۲۳ دقیقه
حجم
۵۴٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲۳ دقیقه
حجم
۵۴٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
قابلیت انتقال
ندارد