
دانلود و خرید کتاب صوتی دقیقا چه بگوییم
معرفی کتاب صوتی دقیقا چه بگوییم
کتاب صوتی دقیقا چه بگوییم نوشتهی فیل ام جونز با ترجمهی بهاره پژومند و گویندگی علیرضا عدالتی کتابی است که بر یک سؤال بسیار مشخص تمرکز کرده است: در موقعیتهای حساس گفتوگو، دقیقا چه کلماتی باید به زبان آورده شود تا نتیجهی مکالمه به نفع گوینده پیش برود. نویسنده که سالها در حوزهی فروش، بازاریابی و تعاملات تجاری تجربه اندوخته است از دل مشاهدهی تفاوت میان افراد موفق و ناموفق به این جمعبندی رسیده که «انتخاب واژهها» یکی از تفاوتهای کلیدی آنها است. نشر شمشاد این کتاب صوتی را منتشر کرده است و متن آن بر پایهی مجموعهای از «کلمات جادویی» بنا شده که مستقیماً با بخش ناخودآگاه ذهن شنونده ارتباط برقرار میکنند و تصمیمگیری را برای او سادهتر میکنند. در این کتاب صوتی فیل ام جونز توضیح داده است که چگونه تغییرات بسیار جزئی در واژگان میتواند نتیجهی یک مکالمه را کاملاً عوض کند. او از تجربهی انتشار کتاب قبلی خود با عنوان کلمات جادویی شروع کرده است و نشان داده که شنونده چگونه میتواند با بهکارگیری آگاهانهی برخی ساختارهای زبانی، احتمال «بله» شنیدن را بالا ببرد و از فضای مبهم «شاید» فاصله بگیرد. کتاب صوتی دقیقا چه بگوییم مجموعهای از فصلهای کوتاه و کاربردی است که هرکدام روی یک عبارت مشخص تمرکز کردهاند و نشان دادهاند آن عبارت در چه موقعیتهایی و با چه هدفی میتواند استفاده شود تا مکالمه به سمت تصمیم، اقدام و نتیجه حرکت کند.
درباره کتاب دقیقا چه بگوییم
کتاب صوتی دقیقا چه بگوییم با تمرکز بر نقش زبان در تصمیمگیری، شنونده را وارد دنیای «کلمات جادویی» میکند؛ کلماتی که به گفتهی فیل ام جونز مستقیماً با ذهن ناخودآگاه مخاطب در ارتباط قرار میگیرند و او را به سمت انتخابی مشخص سوق میدهند. نویسنده در سخن آغازین توضیح داده است که چگونه در سالهای کار و مطالعه دربارهی روابط انسانی و تعاملات تجاری متوجه شده که افراد موفق، علاوهبر نگرش و تلاش، یک ویژگی مشترک دیگر هم دارند: آنها میدانند دقیقا چه بگویند، چگونه بگویند و چطور بیشترین اثر را از کلمات بگیرند. در این کتاب صوتی، او این تجربه را به مجموعهای از فصلهای کوتاه تقسیم کرده است که هر فصل روی یک ساختار زبانی مشخص تمرکز دارد؛ ساختارهایی مثل «مطمئن نیستم این مناسب شما باشد اما»، «چقدر ذهنتان باز و بیتعصب است»، «چه میدانید»، «چه احساسی دارید اگر»، «فقط تصور کنید» و دهها عبارت دیگر که در موقعیتهای مختلف فروش، مذاکره، پیشنهاد همکاری، پیگیری، پاسخ به اعتراض و جمعبندی مکالمه به کار میآیند. در کتاب صوتی دقیقا چه بگوییم هر فصل با توضیح روانشناسی پشت یک عبارت شروع شده است، سپس نمونههایی واقعی از کاربرد آن در مکالمات روزمرهی کاری و شخصی آورده شده است. فصلهایی مانند «مطمئن نیستم این مناسب شما باشد اما»، «ذهن باز و بیتعصب»، «چه میدانید»، «چه احساسی دارید اگر»، «فقط تصور کنید»، «چه زمانی برایتان مناسب است»، «حدس میزنم هنوز فرصت نکردهاید»، «جایگزینیهای ساده»، «سه گزینه دارید»، «دو دسته آدم»، «شرط میبندم کمی شبیه من هستید»، «اگر… آنوقت»، «نگران نباشید»، «اکثر افراد»، «خبر خوب این است که»، «مرحله بعدی این است که»، «چه چیزی باعث میشود این حرف را بزنید»، «قبل از اینکه تصمیمتان را بگیرید»، «اگر من بتوانم آنوقت شما هم میتوانید»، «کافی است»، «فقط یک چیز دیگر»، «لطفی کوچک» و «محض کنجکاوی» هرکدام یک موقعیت مشخص را هدف گرفتهاند؛ از شروع مکالمه بدون ایجاد مقاومت گرفته تا پیگیری مؤدبانه، از خنثیکردن بهانهها تا هدایت فرد مردد به سمت تصمیم، و از کاهش اضطراب مخاطب تا استفاده از حس دین و قدردانی برای درخواست کمک یا معرفی. نویسنده در پایان کتاب نیز نکتهای تکمیلی دربارهی پاسخدادن به سؤالات سخت مطرح کرده است و نشان داده که همیشه لازم نیست توضیح فنی و پیچیده داده شود، بلکه گاهی یک پاسخ ساده مثل «عالی کار میکند» میتواند هم نگرانی را کم کند و هم مکالمه را در مسیر سازنده نگه دارد.
خلاصه کتاب دقیقا چه بگوییم
کتاب صوتی دقیقا چه بگوییم مجموعهای از الگوهای زبانی است که هدفشان تأثیرگذاری بر تصمیمگیری دیگران در مکالمات روزمره است. فیل ام جونز در ابتدای کتاب توضیح داده است که ذهن ناخودآگاه چگونه در تصمیمگیری نقش دارد و چرا کلماتی که مستقیماً این بخش از ذهن را هدف میگیرند میتوانند مقاومت را کاهش دهند و فرد را به سمت انتخابی مشخص هدایت کنند. او ذهن ناخودآگاه را شبیه کامپیوتری توصیف کرده است که خروجیاش اغلب «بله» یا «خیر» است و روی «شاید» متوقف نمیشود؛ بنابراین اگر ساختار جملهها بهگونهای طراحی شود که «شاید» را کنار بزند، احتمال رسیدن به نتیجه بالا میرود. در فصلهای بعدی، نویسنده وارد معرفی «کلمات جادویی» میشود. در فصل «مطمئن نیستم این مناسب شما باشد اما» نشان داده شده است که چگونه شروعکردن با ابراز تردید، حس اجبار را از مخاطب میگیرد، کنجکاوی او را برمیانگیزد و با استفاده از کلمهی «اما» تمرکز ذهن را روی بخش پایانی جمله میگذارد. در فصل «ذهن باز و بیتعصب» توضیح داده شده است که بیشتر افراد دوست دارند خود را روشنفکر و بدون پیشداوری بدانند و اگر از آنها پرسیده شود «چقدر ذهنتان باز و بیتعصب است که…» ردکردن پیشنهاد برایشان سختتر میشود. فصل «چه میدانید» راهی برای تغییر جایگاه فرد از «صاحب یقین» به «دارای دانشی محدود» ارائه کرده است تا بدون مشاجره، پایههای باور او به پرسش گرفته شود. در فصل «چه احساسی دارید اگر» نویسنده مفهوم انگیزهبخشی را به دو بخش «پرهیز از خسارت» و «رسیدن به دستاورد» تقسیم کرده است و نشان داده که افراد اغلب برای اجتناب از ضرر بیشتر از کسب منفعت تلاش میکنند. با پرسش «چه احساسی دارید اگر…» شنونده به آیندهای فرضی فرستاده میشود تا احساسات مثبت یا منفی آن وضعیت را تجربه کند و همین تجربهی ذهنی او را به حرکت وادارد. فصل «فقط تصور کنید» بر قدرت تصویرسازی ذهنی تأکید کرده است؛ اینکه هر تصمیمی ابتدا در ذهن گرفته میشود و اگر فرد نتواند خود را در حال انجام کاری ببیند احتمال انجامدادن آن بسیار کم است. عبارت «فقط تصور کنید…» نمایشگر ذهن را روشن میکند و اجازه میدهد مخاطب خودش صحنهی مطلوب یا نامطلوب را بسازد. در فصلهای میانی، کتاب به موقعیتهای عملیتر وارد شده است. «چه زمانی برایتان مناسب است» فرض وجود زمانی مناسب را در ذهن مخاطب جا میاندازد و گزینهی «نه» را از او میگیرد. «حدس میزنم هنوز فرصت نکردهاید» برای پیگیری مؤدبانه به کار رفته است تا هم به مخاطب امکان حفظ آبرو بدهد و هم بهانههای آمادهی او را خنثی کند. در فصل «جایگزینیهای ساده» دو تغییر کوچک پیشنهاد شده است: تبدیل «سوالی دارید؟» به «از من چه سؤالهایی دارید؟» و تبدیل «میتوانم شمارهتان را داشته باشم؟» به «بهترین شماره برای تماس با شما چیست؟» تا مقاومت ناخودآگاه کاهش یابد. در ادامه، فصل «سه گزینه دارید» با ساختن سه انتخاب و برجستهکردن گزینهی مطلوب در انتها، تصمیمگیری را ساده کرده است. «دو دسته آدم» با تقسیم جهان به دو گروه و قرار دادن ویژگی مطلوب در گروه دوم، فرد را به سمت انتخاب آن گروه سوق میدهد. «شرط میبندم کمی شبیه من هستید» برای ساختن توافقهای کوچک و گرفتن تأییدهای پیاپی به کار رفته است تا بعداً ردکردن پیشنهاد اصلی سختتر شود. در فصل «اگر… آنوقت» نویسنده از الگوی شرطی آشنا در کودکی استفاده کرده است تا نشان دهد چگونه میتوان با ساختن جملات «اگر این کار را بکنید آنوقت…» باورپذیری نتیجه را بالا برد. فصل «نگران نباشید» روی کاهش اضطراب تمرکز کرده است؛ دو کلمهای که اگر با اطمینان و آرامش گفته شود میتواند تنش را کم کند و حس کنترل را به مخاطب برگرداند. در «اکثر افراد» نویسنده از تمایل انسان به پیروی از جمع استفاده کرده است: «اکثر افراد در این موقعیت…» تا فرد ناخودآگاه خود را در کنار «اکثر افراد» ببیند. «خبر خوب این است که» و «عالی است» برای برچسبزدن مثبت به موقعیتهای منفی و تغییر جهت انرژی مکالمه به کار رفتهاند. در فصل «مرحله بعدی این است که» نویسنده نشان داده است که چگونه میتوان بدون تحمیل مستقیم، مکالمه را به سمت اقدام مشخص برد و با یک سؤال ساده در انتها، تعهد عملی گرفت. «چه چیزی باعث میشود این حرف را بزنید» ابزاری برای مواجهه با اعتراضها است؛ بهجای بحثکردن، از فرد خواسته میشود دلیل واقعی خود را توضیح دهد تا هم کنترل مکالمه برگردد و هم تصویر دقیقتری از مانع به دست آید. «قبل از اینکه تصمیمتان را بگیرید» برای نگهداشتن گفتوگو و بازکردن فضای بررسی دوبارهی واقعیتها استفاده شده است. در فصل «اگر من بتوانم آنوقت شما هم میتوانید» نویسنده ساختاری شرطی برای خنثیکردن بهانهها ارائه کرده است؛ اگر مانع ادعایی برطرف شود، فرد منطقی دیگر دلیلی برای امتناع ندارد. «کافی است» در موقعیتهایی به کار رفته است که باید بین دو سطح یا دو مقدار انتخاب شود و با پرسش مستقیم مثل «سه بطری برایتان کافی است؟» احتمال انتخاب گزینهی بالاتر افزایش مییابد. «فقط یک چیز دیگر» از الگوی کارآگاه کلمبو الهام گرفته است تا پس از پایان ظاهری جلسه، یک درخواست کوچک و سبک مطرح شود و مکالمه بدون دستاورد تمام نشود. در فصل «لطفی کوچک» نویسنده نشان داده است که بهترین زمان درخواست کمک، لحظهای است که فرد با گفتن «متشکرم» احساس دین میکند. ساختار «میتوانید لطف کوچکی در حق من بکنید؟» تقریباً همیشه پاسخ مثبت میگیرد و بعد میتوان درخواست معرفی، ارجاع یا همکاری کوچک را مطرح کرد. در فصل «محض کنجکاوی» نیز راهی برای مواجهه با پاسخ مبهم «باید فکر کنم» ارائه شده است؛ با مقدمهی «فقط محض کنجکاوی…» میتوان پرسشهای مستقیمتری مثل «دقیقاً دربارهی چه چیزی باید فکر کنید؟» را مطرح کرد بدون اینکه لحن تهاجمی به نظر برسد. در پایان کتاب صوتی دقیقا چه بگوییم نویسنده بر یک نکتهی تکمیلی تأکید کرده است: لازم نیست همیشه پاسخهای فنی و پیچیده به سؤالات داده شود. او از تجربهی فردی در صنعت مخابرات مثال آورده است که وقتی مشتریان میپرسیدند «این فناوری چطور کار میکند؟» بهجای توضیح فنی، پاسخ میداد «عالی کار میکند» و در بیشتر مواقع همین پاسخ برای ادامهی مکالمه کافی بوده است. جمعبندی نهایی کتاب این است که همهی این کلمات سادهاند اما اثرشان زمانی دیده میشود که بارها تمرین شوند، وارد عادت گفتاری شوند و در موقعیتهای واقعی به کار بروند تا شنونده بتواند در مکالمات کاری و شخصی خود مجابکنندهتر و اثرگذارتر عمل کند.
چرا باید کتاب دقیقا چه بگوییم را بشنویم؟
کتاب صوتی دقیقا چه بگوییم برای شنوندهای طراحی شده است که میخواهد بداند در لحظههای حساس گفتوگو، دقیقاً چه جملهای میتواند بیشترین اثر را داشته باشد. این کتاب صوتی بهجای ارائهی توصیههای کلی، روی ساختارهای مشخص زبانی تمرکز کرده است و نشان داده که چگونه تغییر یک یا دو کلمه میتواند نتیجهی مکالمه را عوض کند. شنونده در طول فصلها با بیش از ۲۰ الگوی زبانی آشنا میشود که هرکدام برای موقعیتی خاص طراحی شدهاند؛ از معرفی اولیهی یک ایده یا محصول تا پیگیری، پاسخ به اعتراض، بستن قرارداد، درخواست کمک، گرفتن ارجاع و حتی مدیریت اضطراب مخاطب. شنیدن این کتاب صوتی کمک میکند شنونده نگاه تازهای به نقش «کلمات» در تصمیمگیری پیدا کند و بفهمد که بسیاری از مقاومتها، تعللها و جوابهای مبهم، نتیجهی انتخابهای ناآگاهانه در زبان است. هر فصل علاوهبر توضیح کوتاه دربارهی روانشناسی پشت عبارت، چند نمونهی عملی هم ارائه کرده است تا شنونده بتواند آن را در موقعیتهای مشابه زندگی خود بازسازی کند. تأکید مداوم نویسنده بر تمرین، یادداشتبرداری و ساختن مثالهای شخصی باعث میشود این کتاب صوتی صرفاً در حد شنیدن باقی نماند و به ابزاری برای تغییر عادتهای گفتاری تبدیل شود. ویژگی دیگر این کتاب صوتی تمرکز آن بر موقعیتهای واقعی است؛ موقعیتهایی مثل ترس از ردشدن، نگرانی از پیگیری تماس، مواجهه با جملهی «باید فکر کنم»، تلاش برای گرفتن وقت از افراد پرمشغله، یا درخواست معرفی از مشتریان راضی. شنونده با هر فصل میتواند یک «عبارت آماده» به جعبهابزار ذهنی خود اضافه کند و در مکالمات بعدی آن را امتحان کند. درنهایت، این کتاب صوتی به شنونده نشان میدهد که مجابکردن دیگران الزاماً به معنای فشارآوردن نیست، بلکه میتواند با احترام به حق انتخاب آنها، اما با طراحی هوشمندانهی زبان، انجام شود.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به شنیدن کتاب صوتی دقیقا چه بگوییم به کسانی پیشنهاد میشود که در فروش، بازاریابی، مذاکره، ارائهی خدمات، کارآفرینی یا مدیریت تیم فعالیت میکنند و میخواهند در مکالمات کاری خود اثرگذارتر باشند. همچنین به افرادی پیشنهاد میشود که از ردشدن، تعلل مخاطب یا جوابهای مبهمی مثل «باید فکر کنم» خسته شدهاند و بهدنبال الگوهای مشخص زبانی برای شروع، ادامه و جمعبندی گفتوگو هستند. این کتاب صوتی به دانشجویان و علاقهمندان به مهارتهای ارتباطی، کسانی که زیاد شبکهسازی و گفتوگوهای حرفهای انجام میدهند و افرادی که میخواهند در زندگی شخصی خود هم در درخواست کمک، پیشنهاد همکاری یا حل تعارضها دقیقتر و آگاهانهتر حرف بزنند نیز پیشنهاد میشود.
زمان
۱ ساعت و ۲۹ دقیقه
حجم
۸۱٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱ ساعت و ۲۹ دقیقه
حجم
۸۱٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
قابلیت انتقال
ندارد