
دانلود و خرید کتاب صوتی عمارت مگنولیا
معرفی کتاب صوتی عمارت مگنولیا
کتاب عمارت مگنولیا نوشتهی فیونا دیویس با ترجمهی سمر میرزاخانی نافچی و گویندگی فاطمه آل عباس، روایتی چندلایه از زندگی زنان در دو دورهی متفاوت تاریخی را پیش روی شنونده قرار میدهد. این کتاب صوتی با محوریت عمارتی تاریخی در نیویورک، داستانهایی موازی از دهههای مختلف را روایت میکند و بهواسطهی شخصیتهای اصلی خود، پیوندی میان گذشته و حال برقرار میسازد. نشر دیجیتال آوای موج کتاب آن را منتشر کرده است. نسخهی صوتی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب عمارت مگنولیا
کتاب عمارت مگنولیا با قلم فیونا دیویس، داستانی را در دو بازهی زمانی روایت میکند: نیویورک ۱۹۱۹ و نیویورک ۱۹۶۶. این اثر با محوریت عمارتی باشکوه و اسرارآمیز، زندگی دو زن را در دو دورهی متفاوت به تصویر میکشد. در یک سوی داستان، لیلیان کارتر، مدل هنری جوانی است که پس از مرگ مادرش با مشکلات مالی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکند و ناخواسته درگیر ماجرای قتلی مرموز میشود. در سوی دیگر، ورونیکا وبر، مدل بریتانیایی دههی شصت، برای عکاسی به نیویورک آمده و با گذشتهی رازآلود عمارت و ساکنانش روبهرو میشود. دیویس با بهرهگیری از جزئیات تاریخی و فضاسازی دقیق، پیوندی میان هنر، هویت، زنانگی و رازهای پنهان در دل یک عمارت تاریخی برقرار کرده است. روایت کتاب با جابهجایی میان دو زمان، لایههای مختلفی از روابط انسانی، فشارهای اجتماعی و جستوجوی معنا را آشکار میکند و شنونده را به کشف ارتباط میان شخصیتها و رازهای عمارت دعوت میکند.
خلاصه کتاب عمارت مگنولیا
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! کتاب عمارت مگنولیا با دو روایت موازی پیش میرود. در سال ۱۹۱۹، لیلیان کارتر، مدل هنری جوان، پس از مرگ مادرش در نیویورک تنها مانده و برای گذران زندگی به مدل شدن برای مجسمهسازان و هنرمندان روی آورده است. او درگیر مشکلات مالی، قضاوتهای اجتماعی و روابط پیچیده با صاحبخانه و دیگران میشود. یک قتل در ساختمان محل سکونتش رخ میدهد و لیلیان ناخواسته به عنوان شاهد اصلی و مظنون احتمالی وارد ماجرایی پرتنش میشود. او برای فرار از اتهام و ساختن آیندهای تازه، تصمیم میگیرد به هالیوود برود و زندگیاش را از نو بسازد. در سال ۱۹۶۶، ورونیکا وبر، مدل بریتانیایی، برای یک پروژهی عکاسی به نیویورک آمده و در عمارت فریک، که حالا به موزه تبدیل شده، اقامت میکند. او با چالشهای حرفهای، رقابت با مدلهای دیگر و تلاش برای اثبات خود در دنیای مد روبهرو است. ورونیکا بهتدریج با گذشتهی عمارت و رازهایی که در دیوارهای آن نهفته است، آشنا میشود. روایت کتاب با جابهجایی میان این دو زن و دو دورهی زمانی، پیوندهای پنهان میان گذشته و حال را آشکار میکند و نشان میدهد چگونه سرنوشت افراد مختلف در دل یک مکان تاریخی به هم گره میخورد.
چرا باید کتاب عمارت مگنولیا را بشنویم؟
کتاب عمارت مگنولیا با روایت دوگانه و فضاسازی دقیق، تجربهای متفاوت از شنیدن داستانهای تاریخی و معاصر را فراهم میکند. این کتاب صوتی با پرداختن به موضوعاتی چون هویت، زنانگی، هنر و فشارهای اجتماعی، شنونده را به سفری میان دو دورهی زمانی میبرد و امکان همذاتپنداری با شخصیتهایی از طبقات و دغدغههای گوناگون را فراهم میسازد. روایت موازی و رازآلود کتاب، کنجکاوی شنونده را برمیانگیزد و او را به کشف ارتباط میان شخصیتها و عمارت تاریخی دعوت میکند. همچنین، پرداختن به جزئیات زندگی زنان در بسترهای اجتماعی متفاوت، فرصتی برای تأمل دربارهی نقش زنان در تاریخ و جامعه فراهم میآورد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب به علاقهمندان داستانهای تاریخی، دوستداران روایتهای چندلایه و کسانی که به موضوعات مربوط به هویت، هنر و زنانگی علاقه دارند پیشنهاد میشود. همچنین به شنوندگانی که به دنبال داستانهایی با فضای رازآلود و پیوند میان گذشته و حال هستند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب عمارت مگنولیا
«وسط کارگاه ایستاده بود، یک دستش را مثل هنرمندان باله بالا گرفته و دست دیگرش را کنارش آویزان کرده بود و با خودش حساب میکرد تا کِی میتواند به بهانهٔ بازداشت بودن صاحبخانهاش از زیر پرداخت اجاره دربرود. اگر آقای واتکینز را فوراً آزاد میکردند، مجبور میشد تا جور کردن اجارهٔ آپارتمان یکخوابهای که در ساختمان مسکونی پنجطبقهٔ رو به فروپاشیاش در خیابان شصتوپنجم کرایه کرده بود، او را بپیچاند. کار راحتی نبود چون آقای واتکینز و همسرش نزدیک به لابی طبقهٔ همکف زندگی میکردند. البته نیمهٔ پر لیوان این بود که زوج واتکینز صبح در یکی از آن دعواهای بدشان روی همدیگر را کم کرده بودند و دادوبیدادشان کمابیش چهلوپنج دقیقه ساختمان را برداشته بود که بالاخره سکوت حکمفرما شد. کمی بعد، لیلیان در راه محل کارش پلیسها را دید که از پلههای جلوی ساختمان بالا میرفتند. شاید این بار مردک اعصابخردکن را یکی دو روز نگه میداشتند تا حساب کار دستش بیاید. البته لیلیان دلش برای زن یکدنده و لجبازش نمیسوخت. خانم واتکینز در همان نگاه اول از او بدش آمده بود، مخصوصاً بعد از آنکه فهمیده بود برای درآوردن خرجش چه کار میکند.»
زمان
۱۶ ساعت و ۲۰ دقیقه
حجم
۲ گیگابایت, ۸۱٫۸ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱۶ ساعت و ۲۰ دقیقه
حجم
۲ گیگابایت, ۸۱٫۸ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد