با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
قصه های چهار توله سگ

دانلود و خرید کتاب قصه های چهار توله سگ

۴٫۰ از ۱ نظر
۴٫۰ از ۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب قصه های چهار توله سگ  نوشته  فرزانه جاوید  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب قصه های چهار توله سگ

کتاب قصه های چهار توله سگ نوشته فرزانه جاوید است. این کتاب داستانی کودکانه و جذاب است که کودک شما را به روستا و طبیعت می‌برد.

درباره کتاب قصه های چهار توله سگ

این کتاب داستان‌های شیرین و بامزه‌ای از چند توله سگ است که با مادرشان در کنار یک مزرعه زندگی می‌کنند. آن‌ها در مزرعه مراقب مرغ و خروس‌ها هستند و با هم بازی می‌کنند. کتاب قصه های چهار توله سگ داستان جالبی دارد و کودکانی که قصه دوست دارند از آن بسیار لذت می‌برند.

خواندن کتاب قصه های چهار توله سگ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کودکان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب قصه های چهار توله سگ

بچه‌های نازنین تو این باغ قشنگ کلبه‌ای بود که توی اون پیرزنی مهربون تنها زندگی می‌کرد . کنار کلبه‌ی پیرزن دوسه تا لونه بود که تو یکیش مرغ و خروسای قشنگی با جوجه‌هاشون زندگی می‌کردند و در لونه‌های دیگه دو تا سگ یکی قهوه‌ای یکی سفید با چهارتا توله سگ کوچولو به نام‌های: «تپل، فندقی، فنقلی و فلفلی» زندگی می‌کردند.

یه روز صبح که خورشید خانم از اونور کوه‌های بزرگ سرش و بالا آورد و به باغ و جنگل و دریا سلام کرد مادر توله‌ها خمیازه‌ای کشید و از جا بلند شد و رفت تو لونه‌ی کوچیک توله سگ‌ها و واق واق کنان شروع کرد به بیدار کردن توله سگ‌های کوچولوش و گفت:

«عجب صبح قشنگی

چه روز رنگارنگی

خورشید مو طلایی

امروز خیلی قشنگی

توله سگا که خوابن

مامان و بابا بی تابن

به فکر توله سگا

به فکر نون و آبن

واق واق واق بیدار شین

بیدار شین دس به کار شین

پاشین که وقت خواب نیس

پاشین مشغول کار شین»

ای بابا انگار نه انگار که سگِ مادر با توله‌هاش بود. همین‌طور که داشت به دورو برش نگاه می‌کرد یک دفعه چشمش به روباهی بزرگ افتاد که به سمت باغ می‌اومد.آخه توی اون باغ لونه‌ی چند تا مرغ و خروس زیبا هم بود که در کنار کلبه‌ای چوبی ساخته شده بود. صاحب اون کلبه پیرزنی مهربون بود. وقتی سگ به اطرافش خوب نگاه کرد و مطمئن شد که روباه به اون سمت میاد رو به لونه‌ی توله‌هاش کرد و گفت: «حالا باید چه جوری از رختخواب جداشون کنم ؟ چیکار کنم و چی کار کنم؟ »

آهان فهمیدم....

واق واق واق بیدار شین/ روباه اومد همین جاس!

نزدیکه خونمونه / حالا چوب دستی کجاس؟؟

می‌خوام چلاقش بکنم/ تا درس عبرتی شه

بره واسه همیشه/ اینورا پیداش نشه؟

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۶ صفحه
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۸/۱۰
شابک۹۷۸-۶۲۲-۲۰۹-۳۸۸-۴
تعداد صفحات۱۶صفحه
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۸/۱۰
شابک۹۷۸-۶۲۲-۲۰۹-۳۸۸-۴