شروین وکیلی( -۱۳۵۳)، جامعهشناس و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«ایرانیان، از کهنترین مردمانی بودند که به آسمان نگریستند و بازتابی از باورها و داستانهای جاری در اطرافشان را بر آسمان منعکس کردند. سنت اخترشناسیِ ایرانی، یکی از کهنترین خوشههای دانایی در این زمینه است و جایگاه و نقش ایـرانیان در صورتبندیِ آنچه امروز چشمِ اخترشناسان در آسمان میبیند، بیتردید از دستاوردهای سایرِ تمدنها، بزرگتر و موثرتر بوده است. این در حالی است که میراث نجوم ایرانی در دو قرن گذشته، هم نادیده انگاشته شده و هم به تدریج از یادها رفته است.
پافشاری بر اهمیت و قدمت نجوم یونانی-رومی، با کارکرد هویتبخشی که برای اروپاییان دارد، در حلقههای دانشگاهی رواج بیشتری یافته و حتا در خودِ ایـرانزمین نیز به رسمیت شناخته شده است. تودهی مردم ایـرانی هم به جای آنکه دستِ کم زیربنا و بستر مفهومیِ نجوم باستانیِ خویش را بشناسند، اغلب به طالعبینی و خرافههای مربوط به آسمان روی آورده و احکامِ نجومی را بر حکمت نجوم، ترجیح دادهاند.»
و در بخش دیگری از کتاب میخوانیم:
«پیکربندی و رمزگذاری آسمان شبانه، یکی از دستاوردهای ماندگار تمدن ایرانی است. دستاوردی که در سپیدهدمِ ظهور نخستین دولت فراگیر در فلات ایران، شکلی نهایی به خود گرفت و چندان در هر دو عرصهی علمی و اسطورهشناختی کامیاب و کارساز بود که قالب عمومی تصویر آسمان را تا به امروز تعیین کرده است. آن مغان مهرآیینی که در سالهای گمشدهی هزارهی نخست پ. م به آسمان مینگریستند و با پیشداشتهای دینی و روایتهای اساطیری خویش نقطههای نورانی فراز سرِ خویش را رصد میکردند، به ترکیبی چشمگیر و تکاندهنده از دانشهای دقیقِ روزگار خویش، با روایتها و رمزپردازیهای دینی دست یافتند.
دستاورد ایشان هنوز قالب کلی گاهشماریهای کل جهان را تعیین میکند و نظامِ محاسباتیای که برای استخراج سال خورشیدی به کار گرفتند، کلیت مفهومِ زمان را برای مردمان امروزین تعیین کرده است».
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب اسطورهشناسی آسمان شبانه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
بنده نسخه کاغذی این کتاب رو خوندم ..به شدت توصیه به نخوندنش می کنم ...کتاب پر از اشتباهات اساسی است و نویستده به طور کلی آسمان شب را نمی شناسد ... نتیجه گیری ها و پیش فرضهای اشتباه برای خوانندگان...بیشتر
۳
کاربر 5570944
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
در پیام قبلی پیشنهاد داده بودم کاووشگران علائم و آثار برای رمزگشایی حتما این کتاب را مطالعه کنند و یادم رفت عرض کنم ، واقعا هر آنچه در بالا هست در پایین نیز هست / حیدری هستم با سایت دانش...بیشتر
بر این مبنا، بابل را نمیتوان به عنوان یگانه مرجع و زادگاه دانش اخترشناسی در نظر گرفت. هر چند بیتردید باید آن را عضوی از شبکهی شهرهای تمدنساز ایرانزمین دانست که در این مدت طولانی، تجربهها و دادهها و دستاوردهای خود را با هم تبادل میکردهاند. از درهمآمیختنِ این خزانهی فرهنگی بود که دانش نجوم به معنای واقعی کلمه در عصر هخامنشی پدیدار شد. در این دوران بود که رصد سیارهها و ستارگان، ۱۲ برج و صورتهای فلکی، به شکل امروزین تدوین شدند و چنانکه خواهیم دید، زیربنای زمانی-مکانیِ دنیای امروزین ما (هفته، ماه، ساعت، گاهشماری خورشید، اقلیمهای گوناگون و... ) را پیریزی کردند.
سیاوش
۱
مینوی خرد که متنی زروانی است، آمده که نیک و بدی که به آفریدگان میرسد ناشی از هفتان (هفتاختر) و دوازدهگان (برجهای فلکی) است. همچنین دیدگاهی جبرگرایانه در آن موج میزند که به محتومبودن قضا و قدر تأکید میکند. این دیدگاه، آشکارا ماهیتی زروانی دارد؛ چراکه این عبارت در آن دیده میشود که اهورامزدا با اجازهی زروان بیکرانه بود که دست به آفرینشِ هستی فرازبرد.
آیین مهرپرستانه البته در نهایت، ارادهگراییِ زرتشتی را پذیرفت و بعدتر در شاخههایی مانند آیینِ جوانمردی و قلندری و عیاری، آن را به اوجی چشمگیر رساند و در عرفان خراسانی به نیرومندترین شکل، صورتبندیاش کرد. با این همه عناصر جبرگرایانه و مکانیکی یاد شده همچنان در زمینهاش وجود داشت.
کاربر ۶۰۹۷۷۷۱
۱
او به مفهوم زرتشتی هخامنشی اَشَه (قانون کیهانی حاکم بر هستی) و همتاییِ آن با داد (قانون اجتماعیِ پشتیبانیشده توسط شاه) اشاره میکند
Mediya
۱
ایرانیان، از کهنترین مردمانی بودند که به آسمان نگریستند و بازتابی از باورها و داستانهای جاری در اطرافشان را بر آسمان منعکس کردند. سنت اخترشناسیِ ایرانی، یکی از کهنترین خوشههای دانایی در این زمینه است و جایگاه و نقش ایرانیان در صورتبندیِ آنچه امروز چشمِ اخترشناسان در آسمان میبیند، بیتردید از دستاوردهای سایرِ تمدنها، بزرگتر و موثرتر بوده است.
Mediya
۱
بابل به تنهایی یک تمدنِ مستقل و مجزا نبوده است؛ بلکه به همراه آشور و اوروک و اریدو و شوش و هگمتانه و اَنشان و دهها شهر دیگر، عضوی از مجموعه دولتشهرهای تمدن بزرگ ایرانی محسوب میشده است.
کاربر ۱۴۶۶۲۶۱
۱
این ۶ گاهنبار در میانهی بهار (مَدیوزَرم)، وسط تابستان (مَدیوشَم)، پایان تابستان (پِدیشهَه)، آغاز پاییز (اَیاسَریم)، میان زمستان (مَدیاریم) و پایان زمستان (هَمَسپَهدیم) قرار میگیرند و به ترتیب اختصاص یافتهاند به: اختران، آب، زمین، گیاهان، جانوران و مردمان؛ یعنی کمابیش همان روندِ آفرینش گام به گامِ گیتی را نمایش میدهند.
سیاوش
۰
با وجود این، بابل را نمیتوان خاستگاه دانش نجوم دانست؛ چراکه تمام عناصر اصلیای که این دانش را به علمی فنی و دقیق تبدیل میکنند، در دو موجِ پیاپی، به طور ناگهانی در این سرزمین پدیدار شدند. این دو موج در قرون شانزدهم و هفدهم پ. م و ششم و هفتم پ. م برخاستند و به ترتیب به سیطرهی کاسیها و مادها پارسها بر این قلمرو مربوط میشوند. پس از آن، سیر تحول نجوم بابلی، با روندی پیوسته ادامه یافت و به انباشت دادههای تجربی و دقیقترشدنِ مفاهیم و شاخهزایی در آنها انجامید. این رخدادی بود که در دوران هخامنشیان به انجام رسید و به خوبی در اسناد تاریخیِ بازمانده از این شهر انعکاس یافته است.
سیاوش
۰
با وجود این، همچنان این تمایل در میان نویسندگان اروپایی وجود دارد که هر یک از شهرهای جهان باستان را که موفق به کاوش در آن شدهاند را تمدنی مستقل و مجزا فرض کنند. بر همین مبنا، مثلاً بابل و آشور و شوش و هگمتانه، نمایندگان تمدنهایی مجزا محسوب شدهاند، آن هم به این دلیلِ سادهانگارانه که در دورههایی متفاوت و توسط باستانشناسانی گوناگون و سنتهایی متفاوت حفاری شدهاند و با واژگان و چارچوبهایی متفاوت در موردشان نظریهپردازی کردهاند. این تقریباً شبیه به آن است که یافتههای موجود در شهرهای آبیدوس و ممفیس و هلیوپلیس را در مصر، به تمدنهایی متفاوت مربوط بدانیم، یا فرض کنیم رم و جنوا و میلان و پادوا در قرون وسطا، نمایندگان تمدنهایی متفاوت و مستقل بودهاند.
سیاوش
۰
تمایز اصلی نگرش مهری زروانی با دین زرتشتی، که بعدتر در تمایز تصوف ایرانی و نگاه معتزلی و شیعی به دین نیز تداوم یافت، آن بود که اولی، جبرگرا بود و دومی، بر مبنای ارادهگراییِ سرسختانهای تأسیس شده بود. دیدگاه زرتشتی نیز مانند نگرش معتزلی، به اخلاقی درونزاد و انسانی معتقد بود که پایبندی بدان سخت تعیینکننده بود و ارادهی انسانِ کنشگر برای رعایت آن، پیامدهای هستیشناسانه به دنبال داشت و چیرگی نهایی اهورامزدا بر اهریمن را رقم میزد. این در حالی بود که در نگرش مهری زروانی، چرخ کائنات بدون توجه به کنشهای انسانی میچرخید و از آن تأثیر چندانی نمیپذیرفت.
سیاوش
۰
دید منطق اسطورهشناختیِ ماجراست. اخترانِ آسمانی را میتوان به هزاران شکلِ گوناگون به هم وصل و هر چیزِ معناداری را به شبکهشان منسوب کرد. اینکه در آیینهای باستانی، صورتهای فلکی را گاو و شیر و عقرب تشخیص میدادهاند، شاهدی است که نشان میدهد پیش از تثبیت این اشکال، در مورد این جانوران، اساطیر و رمزگانی داشتهاند و جالب است که تمام این نمادها با عناصر مهرپرستانه ارتباط دارد. این شواهد همگی ما را به این نتیجه میرساند که گویا قبایل آریاییِ دیرینه که وارد فلات ایران و آناتولی شدند، اساطیری مهرپرستانه را با خود آورده بودند که در آن روایتی جانوری و قربانیمدارانه از آفرینش هستی به دست ایزدِ پیمان و خورشید وجود داشته است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
بنده نسخه کاغذی این کتاب رو خوندم ..به شدت توصیه به نخوندنش می کنم ...کتاب پر از اشتباهات اساسی است و نویستده به طور کلی آسمان شب را نمی شناسد ... نتیجه گیری ها و پیش فرضهای اشتباه برای خوانندگان...بیشتر
در پیام قبلی پیشنهاد داده بودم کاووشگران علائم و آثار برای رمزگشایی حتما این کتاب را مطالعه کنند و یادم رفت عرض کنم ، واقعا هر آنچه در بالا هست در پایین نیز هست / حیدری هستم با سایت دانش...بیشتر
بسیار خلاقانه