«ملک جمشید» یکی از کتابهای مجموعه ادبیات عامه است.
در بخشی از این کتاب که در سده ۱۳ هجری نگاشته شده است، میخوانیم:
«جهانآرای پری از جا برخاست و کنیزی را گفت: «بزم بیارایید و شاهزاده را مشغول کنید تا من بیایم.» و شبیه کبوتری شد و به فلک پرواز کرد تا در بارگاه به زمین آمد و از جلد کبوتر بیرون آمد و برابر شهبال شاه زمین بوسید. شهبال شاه گفت: «ای فرزند، کجا بودی و احوالت چون است؟»
جهانآرا عرض کرد: «پدر جان، در باغ بودم و مژدهای برای شما آوردهام.»
پادشاه گفت: «چه مژده داری؟»
دختر عرض کرد: «پدر جان، ملک جمشید پادشاهزاده زیرباد که طلسم حمام بلور را شکست و افغان دیو را کشت و مرا از طلسم نجات داد به این ولایت آمده است و در باغ من منزل دارد و میخواهد به طلسم آصف رفته سوسن جادو و اکوان دیو را بکشد و ماه عالمگیر دختر ملک نعمان شاه و ملک داراب پسر پادشاه سراندیب را نجات دهد.»
چون پادشاه این سخن را شنید از شادی سه مرتبه از روی تخت برخاست و نشست و گفت: «ای امیران، من آرزو داشتم این جوان آدمیزاد را ببینم و خدمتی که به من کرده است تلافی بنمایم. شکر خدا را که این آرزوی مرا اجابت فرمود.» بعد رو به وزیر کرد و گفت: «ای وزیر، بگو شهر را آذین بندند و تختی مرصع بردار و برو به باغ و ملک جمشید را با احترام تمام بردار و بیاور.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب ملک جمشید: طلسم آصف و طلسم حمام بلور و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
به مجرّد نگاه کردن هزار تیر از کمانخانه ابروان آن شوخچشم جستن کرد و تا پر و سرخی بر جگرش قرار گرفت؛
حنانه
۱
دردی است بر دلم که گر از پیش آب چشم
بردارم آستین بدود تا به دامنم
حنانه
۰
دارم از دست تو شب تا صبح ای عالیجناب
ناله همدم باده خون مطرب فغان راحت عذاب
روز بر من چار چیز از عشق میآورد هجوم
صبح محنت ظهر ماتم عصر غم شام اضطراب
چار چیز از چار عضوم بردهای از یک نگاه
صبرم از دل هوشم از سر جان ز تن از دیده خواب
عشق در بحری مرا افکند ای یاران که هست
ناخدا دل آب خون لنگر نفس کشتی حباب
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
خیلی کتاب خوب و هیجان انگیزیه واقعا ارزش داشت خیلی عالی بود ممنونم از طاقچه🌹🌹🌹🌹👌👌👌👌
خیلی خوب و روان بود ... جوریه که تو بخوای کتاب رو ول کنی اون ولت نمیکنه خخخ
داستان جذاب و گیرایی داشت