با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
ابد + ده سال

دانلود و خرید کتاب ابد + ده سال

مجموعه خاطرات امیر سرتیپ دوم؛ اکبر فتورایی

۴٫۰ از ۲ نظر
۴٫۰ از ۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب ابد + ده سال  نوشته  هادی عابدی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب ابد + ده سال

ابد + ده سال، مجموعه خاطرات امیر سرتیپ دوم؛ اکبر فتورایی است. هادی عابدی کار مصاحبه و تدوین این اثر را انجام داده است.

درباره کتاب ابد + ده سال

در این کتاب ابتدا خاطرات دوران کودکی راوی را می‌خوانید و در ادامه با چگونگی پیوستنش به ارتش آشنا می‌شوید. ادامه کتاب هم به خاطراتی از فعالیت‌های نظامی و مذهبی فتورایی در دوران پهلوی پرداخته می‌شود.

خواندن ابد + ده سال را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

علاقه‌مندان به تاریخ معاصر و سرگذشت‌نامه‌خوانی

بخشی از کتاب ابد + ده سال

شهریور سال ۵۹ به همراه همسر و دوست و همکارم آقای محمددوست که افسر نیروی هوایی بود به مشهد مقدس مشرف شدیم. آقای محمددوست خانه‌ای در مشهد داشت که این مسافرت را در منزل وی ساکن بودیم.

روز اول مهر ماه به تهران بازگشتیم. در طول مسیر ایستگاه راه‌آهن تا منزل، ازدحام جمعیت در مقابل نانوایی‌ها توجه ما را سخت به خود جلب کرد. با تعجب علت آن را از راننده تاکسی که ما را به مقصد می‌رساند، سؤال کردم. گفت: «مگر خبر نداری جنگ شده؟» پرسیدم: «جنگ کی با کی؟» با پوزخند پاسخ داد: «بَه، آقا رو، کی با کی نه، کجا با کجا.» و دوباره با همان لحن ادامه داد: «دیروز هواپیماهای عراقی مهرآباد رو بمب‌باران کردند، خبرش تو همه روزنامه‌ها و از رادیو پخش شده.»

آذربایجان غربی به دلیل هم مرز بودن با عراق یکی از نقاط جنگی محسوب می‌شد، مضاف بر آن از ابتدای انقلاب، گوشه‌گوشهٔ این منطقه در اثر تحرکات گروه‌های ضد انقلاب دچار ناامنی بود، از آن‌جا که بومی این منطقه قلمداد می‌شدم و در شرایطی که زادگاهم در خطر هجوم دشمن قرار گرفته بود، دیگر خود را مجاز به باقی ماندن در تهران نمی‌دانستم، از این رو استعفای خود از ریاست کمیته تصفیه ارتش، به همراه درخواست اعزامم به منطقه آذربایجان غربی را تسلیم مقامات ارشدتر نمودم.

خیلی زود با استعفا و درخواست انتقالم موافقت شد و من به ارومیه بازگشتم. چند روزی از بازگشتم به ارومیه نگذشته بود که صبح یک روز سرد پاییزی خبر حملهٔ دموکرات‌ها به پادگان لشگر از طریق خیابان برق که در پشت پادگان واقع بود به من رسید. به سرعت سوار خودرو جیپ ارتشی که در اختیارم بود شدم و خود را به پادگان رساندم.

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۱۶ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۱۲/۱۴
شابک۹۷۸-۶۰۰-۱۷۵-۸۵۸-۴
تعداد صفحات۲۱۶صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۱۲/۱۴
شابک۹۷۸-۶۰۰-۱۷۵-۸۵۸-۴