«ریشه در رفتن» مجموعه ۱۰ داستان کوتاه نوشته حمید اصلانیان است.
خلیج، ریشه در رفتن، جایی میان صخرهها، آئورا، زیر چرخ نیلوفری، گلهای نسیان، خاکستری، قرمز، مهر گیاه، به درخت دور و تولد نام داستانهای این مجموعه است.
بخشی از «ریشه در رفتن» را میخوانید:
«صورتش را چسبانده بود به سردی ستون غذاخوری و نور چراغ نئون افتاده بود جلوی پایش. از داخل غذاخوری همهمهٔ مسافرها میآمد. افسر پلیس داشت مدارک راننده را نگاه میکرد. شاگرد داد زد: تعاونی ۱۴، ماکو، بازرگان.
سه زن با چادر مشکی از پشت غذاخوری جایی که باید توالت میبود آمدند و رفتند طرف شاگرد. بعد در عقب باز شد و رفتند بالا. صبر کرد تا زنها بالا رفتند. رفت طرف شاگرد: این در رو بزن. میخوام ساکم رو بردارم.
شاگرد در صندوق بار اتوبوس را باز کرد و تا کمر داخل شد. بعد ساک سبز را داد دستش. بند ساک را انداخت روی شانهاش و رفت سوی دیگر جاده. از پشت صدای شاگرد را شنید: کجا میری؟ داریم راه میفتیمها.
جلوی تابلوی شهرک ایستاد. پول ماشین را داد و رفت طرف نگهبانی. از پنجره نگاه کرد. کسی را داخل ندید. غبار صبح و مه، هوا را سفید کرده بود. بوی مه را داد تو و ته حلقش مزهٔ شوری حس کرد. لای در را باز کرد و رفت داخل. نوک درختها فقط پیدا بود. آرام رفت کنار دیوار اتاقک دربانی. کسی داخل نبود. ساک را گذاشت کنار پایش روی پله. همین که خواست بنشیند از داخلِ مه مردی ظاهر شد. حالت آشنای چهره لبخندی به لبش آورد. توی سفیدی مه، موهای نگهبان سفیدتر از همیشه بود. گفت: سلام.
به نظر نمیرسید شناخته باشد. سری تکان داد و راهش را گرفت برود داخل اتاقک. خواست آشنایی بدهد. ماند چه بگوید، از کجا شروع کند. آن هم بعد این همه سال. چند سال میشد؟ ده یا بیشتر؟»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب ریشه در رفتن و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب