با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب آس و پاس در پاریس و لندن اثر جورج اورول

دانلود و خرید کتاب آس و پاس در پاریس و لندن

۴٫۴ از ۲۱ نظر
۴٫۴ از ۲۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب آس و پاس در پاریس و لندن  نوشته  جورج اورول  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب آس و پاس در پاریس و لندن

«آس و پاس در پاریس و لندن» اولین کتاب جورج اورول است. این اثر در سال ۱۹۳۳ منتشر شد و اورول برای چاپش دردسرهای زیادی کشید چون خیلی‌ها آن را رد کردند و حتی نزدیک بود جورج آن را بسوزاند. این اثر شرح حال خود اورول است که در روزهایی که در دو شهر لندن و پاریس به فقر گذشته بود. دوره‌ای که او در کنار آدم‌های فرودست جامعه‌ گذرانده بود. کتاب دو بخش دارد. بخش اول درباره روزهای زندگی او در پاریس است. آنجا در یک آشپزخانه کار می‌کرد و بخش دوم روزهای اورول در لندن را شرح می‌دهد، زمانی که در قامت یک ولگرد آس‌ و پاس در خیابان‌ها زندگی می‌کرد. اگرچه اورول را با مزرعه حیوانات و ۱۹۸۴ می‌شناسید اما بعضی می‌گویند «آس و پاس در پاریس و لندن» خواندنی‌ترین کتاب او است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۹)
Mathilda
۱۳۹۸/۰۲/۲۰

داستانی بسیار جالب و تامل برانگیز درباره بدبختی ها و مشکلات قشر فقیر جامعه. توصیه میکنم بخونید. 😊🍀

donya
۱۳۹۹/۰۱/۱۵

کتاب خوب و آموزنده و پر محتوایی و داستان خوبی داره هر چند تلخه دوس داشتم چون با خوندنش نگاهم نسبت به بعضی مسائل تغییر کرد 👌😍

mahdi
۱۳۹۸/۰۲/۱۹

یک روایت بسیار جذاب از زندگی در گاهی خوشی ، اغلب غم

Sara Amiripour
۱۳۹۹/۰۸/۱۰

واقعا جذاب بود و بسیااار غم انگیز و تاثیرگذار

mostafa1985
۱۳۹۹/۰۹/۱۷

"آس‌وپاس در پاریس و لندن" حتماً به پای "به یاد کاتالونیا" و "مزرعه‌ (قلعه) حیوانات" و "۱۹۸۴" نمی‌رسد. با این حال، اوروِل از نویسندگانی‌ست که همیشه توصیه‌اش می‌کنم!

م.دهقان
۱۴۰۰/۰۵/۰۹

روایتی سرشار از سختی و سختی و سختی ، در یک کلمه نمایش فلاکت! در کنار پی بردن به برخی تفاوت های فرهنگی. به همه توصیه نمی کنم. اما اگر فکر می کنیم مرفه نیستیم و بدبختیم ، بد نیست بخوانیم!

mahsa.doustdar
۱۳۹۹/۰۲/۱۱

به جهت فهموندن دنیای فقر به یک آدم متوسط؛ معرکه بود!

mahdi2004
۱۳۹۸/۱۲/۲۲

این کتاب رو با قیمت یک پنجم قیمت شما البته با تخفیف از یه نرم افزار دیگه خریدم همون کتاب با یه مترجم دیگس، حالا من نمیدونم چرا شما قیمت هارو انقد بالا میزارید واقعا قیمت کتاب در حالت بدون

- بیشتر
کاربر ۱۵۴۹۹۲۲
۱۳۹۹/۰۱/۱۳

یه حق اشتراک بگیرید سالانه یا ماهانه از تنوع کتاب بیشتر بتواند استفاده کنند، شاید من خودم خوشم نیومد،

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۱)
به نظر من، این گرایش که مدام کار بیهوده بتراشیم، نهایتآ به دلیل ترس از عوام است. عوام (مطابق این طرزفکر) چنان حیوان‌های پستی هستند که اگر وقت فراغت داشته باشند، خطرناک خواهند بود؛ امن‌تر آن است که آن‌ها را آن‌قدر مشغول نگه داریم که فرصت فکرکردن نداشته باشند. اگر نظر آدم ثروتمندی را که اتفاقآ از نظر فکری صادق هم باشد، دربارهٔ بهبود شرایط کاری بپرسید، جوابی شبیه این خواهد داد: «ما می‌دانیم که فقر ناخوشایند است؛ درواقع چون این‌قدر از ما دور است، کم وبیش لذت می‌بریم از این‌که با فکرکردن به ناخوشایندی‌اش خودمان را زجر بدهیم. اما از ما انتظار نداشته باشید کاری برایش بکنیم.
صبا بانو:)
این اشتباه است که فکر کنیم وقتی کسی کارش را از دست می‌دهد، فقط نگران ازدست‌دادن دستمزدش است. درست برعکس، یک مرد بی‌سواد که عادت به کارکردن با وجودش آمیخته، به خودِ کارکردن بیش‌تر احتیاج دارد تا به پول. آدم تحصیلکرده می‌تواند با بطالت تحمیل‌شده، که یکی از بدترین مصیبت‌های فقر است، سر کند. اما مردی مثل پدی، که هیچ وسیله‌ای برای پرکردن زمان ندارد، کارش را که بگیری همان‌قدر بدبخت است که وقتی سگی را به زنجیر می‌بندی. به همین دلیل حرف مفت است که وانمود کنیم نسبت به کسانی که «به خاک سیاه نشسته‌اند» باید بیش‌تر از دیگران احساس ترحم داشت. کسی که واقعآ لایق ترحم است آدمی است که از ابتدای زندگی در خاک سیاه بوده و با ذهنی خالی و بی‌توشه با فقر روبه‌رو می‌شود.
صبا بانو:)
در حال حاضر، حس می‌کنم چیزی بیش از لایهٔ سطحی فقر را ندیده‌ام. با این حال، می‌توانم یکی دو چیز را که قطعآ از فقر آموخته‌ام بشمارم. دیگر هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم خیابان‌خواب‌ها اراذلی دائم‌الخمرند، از گداها انتظار ندارم به خاطر سکه‌ای که کف دستشان گذاشته‌ام سپاسگزارم باشند، تعجب نمی‌کنم اگر مردی بیکار انرژی نداشته باشد، سپاه رستگاری را تأیید نمی‌کنم، لباس‌هایم را به گرو نمی‌گذارم، دست کسی را که تراکت پخش می‌کند رد نمی‌کنم و در یک رستوران شیک از غذایم لذت نمی‌برم.
صبا بانو:)
در هر عقب‌نشینی ناچار باید چیزی را جا بگذاری. ناپلئون را در برزینا به یاد بیاور! کل ارتشش را جاگذاشت.»
Zahra
با همهٔ این حرف‌ها، حتی ظرفشورها، هرقدر هم که شأنشان پایین باشد، نوعی غرور دارند. غرورشان غرور آدم‌های زحمتکش است، غرور آدم‌هایی که برای دیگران مساوی‌اند با کار کار کار و باز هم کار. در آن سطح، تنها قابلیتی که می‌توانی به دست آوری این است که مثل گاو کار کنی و خسته نشوی
Zahra
آدم‌های عجیب وغریبی در هتل پیدا می‌شدند. کلا حومهٔ پاریس پاتوق آدم‌های عجیب وغریب است؛ آدم‌هایی نیمه‌دیوانه و گرفتار تنهایی که دیگر تلاش هم نمی‌کنند عادی یا محترم باشند. فقر آن‌ها را از قیدوبند آداب معمول معاشرت رها کرده، همان‌طور که پول آدم‌ها را از قیدوبند کار رها می‌کند.
mahsa.doustdar
رفته، برای همیشه رفته. فقر، کمبود، ناامیدی از شور انسانی! مگر در واقعیت هم عمر دورهٔ اوج عشق چقدر است؟ هیچ. یک آن، شاید یک ثانیه. یک ثانیه خلسه و بعد از آن خاک، خاکستر، هیچ و پوچ.
mahsa.doustdar
یکی از همان روزها، سروکلهٔ جوانی ایتالیایی در هتل پیدا شد که ادعا می‌کرد حروفچین است. از قماشی بود که آدم تکلیفش را با آن‌ها نمی‌داند، چون خط ریش پاچکمه‌ای داشت که هم نشانهٔ ولگردبودن است و هم نشانهٔ روشنفکربودن. و هیچ‌کس در هتل نمی‌دانست این جوان را در کدام دسته قرار دهد.
mahsa.doustdar
شما ملال و دردسرهای حقیر و آغاز گرسنگی را کشف می‌کنید، اما خاصیت رهایی‌بخش فقر هم بر شما آشکار می‌شود: این واقعیت که فقرْ آینده را از بین می‌برد. این حرف کم وبیش واقعیت دارد که هرچقدر پولتان کم‌تر باشد، نگرانی‌تان هم کم‌تر است. وقتی از دار دنیا سیصد فرانک دارید، بزدلانه‌ترین ترس‌ها احاطه‌تان می‌کند. وقتی فقط سه فرانک دارید، همه‌چیز برایتان علی‌السّویه است، چون این سه فرانک شما را تا فردا زنده نگه می‌دارد و اساسآ نمی‌توانید به بعد از فردا فکر کنید. حوصله‌تان سررفته، اما ترسی ندارید. افکار مبهمی در سرتان می چرخد ــ «قاعدتآ تا یکی دو روز آینده از گرسنگی می‌میرم. هولناک است، نه؟» ــ و بعد ذهنتان به موضوعات دیگری پرت می‌شود.
Zahra
هرچقدر پولتان کم‌تر باشد، نگرانی‌تان هم کم‌تر است. وقتی از دار دنیا سیصد فرانک دارید، بزدلانه‌ترین ترس‌ها احاطه‌تان می‌کند. وقتی فقط سه فرانک دارید، همه‌چیز برایتان علی‌السّویه است، چون این سه فرانک شما را تا فردا زنده نگه می‌دارد و اساسآ نمی‌توانید به بعد از فردا فکر کنید. حوصله‌تان سررفته، اما ترسی ندارید. افکار مبهمی در سرتان می چرخد ــ «قاعدتآ تا یکی دو روز آینده از گرسنگی می‌میرم. هولناک است، نه؟» ــ و بعد ذهنتان به موضوعات دیگری پرت می‌شود.
Zahra

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۳۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۷,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۲/۰۲
شابک۹۷۸۹۶۴۲۰۹۱۹۴۲‬‬
تعداد صفحات۲۳۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۷,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۲/۰۲
شابک۹۷۸۹۶۴۲۰۹۱۹۴۲‬‬