معرفی کتاب روزی مردی برخاست؛ زندگینامهی داستانی حضرت آیتالله طالقانی
در کتاب «روزی مردی برخاست »، زندگینامهی داستانی حضرت آیت الله طالقانی را به قلم محمدرضا محمدی پاشاک بخوانید.
پاشاک در این کتاب چنان که خود میگوید همه زندگی این بزرگ را روایت نکرده است بلکه گذری است و نظری. چراکه زندگی بزرگی مانند آیت الله طالقانی را به راحتی نمیتوان نوشت.
او در این اثر بخشی از اطلاعت مورد نظرش را از کتاب «ابوذر زمان» نوشته علی محمدی به دست آورده است. بخشی دیگرهم مجموعهای است از اطلاعات به دست آمده از اسناد نهضت آزادی، روزنامههای کیهان و اطلاعات، خاطرات آقای ولیالله چهپور و کسانی که به ایشان علاقهمند بودند و اطلاعاتی داشتند:
«اعلامیههای امام خمینی به دست طالقانی میرسید. شهرها رنگ و بوی دیگری پیدا کرده بودند. جوانانی در گوشه وکنار بلند شده بودند. گاهی خبر میرسید عدهای در دانشگاهها دست به تظاهرات زدهاند.
روزی گفتند: «جوانی، یک امریکایی را زده است.»
سید طالقانی بیرون آمد و گفت: «مسجد هدایت را آب و جارو کنید.»
گفتند: «شاه زندان اوین را آماده کرده است.»
گفت: «حیفم میآید دیدار نکنم.»
مسجد هدایت رونق گرفت و سید فریاد زد: «این آتش که شعلهور شده، حاصل خون جوانان است, فریاد تبعیدشدگان و آوارهها. نگذارید خاموش شود. شاه میگوید هر کس نمیخواهد از مملکت برود. او دومیلیون طرفدار را کافی میداند به او میگویم ما سیوچهارـ پنج میلیون نفریم.
حزب رستاخیز راه انداخته. این رستاخیز جنایتکاران است. همان صبحی که قرآن فرموده نزدیک است. خوف نکنید و به ماندۀ این جرثومه فساد بتازید. زندان ساخته زیر کوه و جوانان ملت را به گلوله میبندد. نگذارید خونشان پایمان شود. پیران خونین جگر! سربازان خمینی بزرگ شدهاند یک قدم دیگر، همه را از بند رها میکند.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب روزی مردی برخاست؛ زندگینامهی داستانی حضرت آیتالله طالقانی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
نام کتاب
روزی مردی برخاست؛ زندگینامهی داستانی حضرت آیتالله طالقانی
سید گفت: «خندههای شما را فراموش کردهام. کسی نیستم که نصیحت کنم، ولی زندگی هم خوف است و هم رجا. امید در کنار یأس معنا دارد وگرنه گس و بیمزه میشود. خدا هم از دل کوچک و غمزدۀ ما خبر داشت که امامزمان (عج) را برد تا روزی که همه چیز مهیای بازگشتش شود. او نشانه درخشان امید ماست.
نظر شما دربارهٔ این کتاب