معرفی و دانلود رایگان کتاب عبدالقادر گیلانی
تصویر جلد کتاب عبدالقادر گیلانی
off

کتاب عبدالقادر گیلانی

نوع کتاب
۴.۶ امتیاز(از ۴۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
عبدالقادر گیلانی
انتشارات: 
طاقچه

معرفی کتاب عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) متولد۴۷۰ الی ۴۹۱ هجری قمری و درگذشته به سال- ۵۶۰ یا۵۶۲ هجری قمری، از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی در طاقچه برگرفته از وبگاه گنجور است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب عبدالقادر گیلانی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابعبدالقادر گیلانی
موضوعشعر کهن، شعر کلاسیک
نویسندهعبدالقادر گیلانی
انتشاراتطاقچه
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۱۸ مگابایت
قیمت کتابرایگان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

سید احسان ح ب
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۳۱

آن حبیب ذات سبحانی قندیل نورانی باز اشهب یکه تاز دنیای عشق و عاشقی که آتشی برجان عشاق عالم زد آن غواص دریای تصوف و عرفان یعنی محی الدین عبدالقادر گیلانی

۲
کاربر 1403487
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۱۲

ایمان دارم به ایشان.در ضمن در شعر دارم امید‌؛ یه بیت رو ننوشتین.اون بیت هست: ناامیدا از خود و از جمله خلق جهان از همه نومیدم اما از تو می دارم امید

۰
کاربر ۳۳۵۵۴۸۴
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۱۰

عالی بی نظیر

۰
kh.reza.p.t
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۰

عالی سلام و درود خدا بر ایشان، اولیای بزرگ الهی

۰
kamrang
۱۳۹۷/۰۹/۰۵

😔🤧

۰
Milad Nouhi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۰۶

عالی

۰
کاربر 7266767
۱۴۰۲/۰۷/۰۲

متشکرم بسیارعالی است دستتان دردنکند

۰
کاربر 8571695
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۳۰

یا غوث گیلانی

۰
کاربر 8776854
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۱۴

غزالیات زیبایی داشت خیلی زیبا و پر معنی بودن

۰
پناه...66B
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۱۶

عالی،دلنشین،شیوا،عمیق،،،،احسنت

۰

بریده‌هایی از کتاب

min
۱۸
این که با مردم مدارا می کنم از بهر توست ورنه کی پروا بود ازقول بدگویان مرا
rain_88
۷
با احد در لحد تنگ بگوئیم که دوست آشنایم توئی و غیر تو بیگانه ما
rain_88
۷
چو سلطان یار دزدان شد بشارت ده تو دزدان را نه دست و پای می برند نه زندانست ونه داراست
کاربر ۳۱۷۱۴۷۱
۷
گرتو طلبی داری ، بیداری شبها کو با ذکر خدا بودن در خلوت تنها کو آن دوست ، زِ هر ذرّه، خود را به شما بنمود در مشرق و در مغرب، یک دیده بینا کو هرچیز کزو جُستی ، بهر تو مهیا کرد تو هیچ نمی گوئی کان خالق اشیاء کو بسیار گنه کردی از حق تو نترسیدی از ترس عذاب حق ، نالیدن شبها کو چون گوئی تو یا الله ، گوئیم به تو لبّیک این بنده نوازیها ، جز حضرت ما را کو برخود نکنی رحم و من بر تو کنم رحمت دستگیر گنه کاران غیر از کرم ما کو بیننده و شنونده ،جز من کس دیگر نِه بی سمع و بصر چون من ،بیننده شِنوا کو من اوّل و من آخر ،من ظاهر و من باطن جمله منم و جز من، یکذرّه تو بنما کو از غایت پیدائی پنهان بُوَم این دانم پیدای چنان پنهان ، می گو که تو آیه کو ذات و صفت اسمم چون خلق به ظاهر کرد هرآن تو بدان بنگر ،کان مُظهِر اشیا کو
msadeq
۶
غلام حلقه بگوش رسول ساداتم ره نجات نموده حبیب آیاتم کفایت است ز روح رسول و اولادش همیشه در دو جهان جمله مهمّاتم زغیر آل نبی اگر حاجتی طلبم روا مباد یکی از هزار حاجاتم دلم ز حبّ محمّد پر است و آل مجید او گواه حال من است این همه حکایاتم چو ذرّه ذرّه شود این تنم به خاک لحد تو بشنوی صلوات از جمیع ذرّاتم
min
۶
طواف کعبه کن حاجی مرا بگذار در کویش که حجّ اکبر عاشق طواف کوی دلدار است
msadeq
۵
گناه بی حدّ من بین تو یا رسول الله شفاعتی بکن و محو کن خیاناتم
محمد ثریا
۴
رحمتت باغیست پر نعمت منم طوّاف
kamrang
۳
جامه جان چاک شد در وادی عشق وهنوز هرطرف صد خارغم بگرفته دامان مرا همچو من یارب که گردد بی نصیب از وصل یار ای که دور انداختی از صحبت جانان مرا
kamrang
۱
آه دردآلود مردم جان جانها را بسوخت سینه مجروح هر مجنون و شیدا را بسوخت درجگرهای کباب این آه من زد آتشی آه زین آه جگرسوزی که دلها را بسوخت