«سقوط شادیبخش» نام مجموعه داستانهای کوتاهی از نویسنده مطرح چینی- آمریکایی، ها جین، با ترجمه علی هداوند است. این نویسنده تحسین شده بعد از مهاجرت به ایالات متحده رشته زبان انگلیسی را تا مدرک دکترای نویسندگی خلاق ادامه داد و تمام آثار خود را به زبان انگلیسی منتشر میکند؛ با این وجود داستانهای او در چین و بیشتر در شهر خیالی موجی رخ میگذرند. جین تاکنون دو بار برای رمانهای «انتظار» و «آشغال جنگ» جایزه کتاب ملی امریکا و پن/فاکنر را از آن خود کرده است. او با دریافت این جایزه در ردیف نویسندگان معروف دیگری همچون «فیلیپ راث» و «جان ادگار وایدمن» قرار گرفت که تاکنون دوبار موفق به دریافت این جایزه معتبر ادبی به ارزش ۱۵ هزار دلار شدهاند. «تازه داماد»، «در دریاچه»، «مجنون» و «یک زندگی آزاد» از دیگر آثار این نویسنده است. کتابهای «دیوانگی»، «انتظار » «سقوط شادی بخش» و چند داستان کوتاه او، تاکنون به زبان فارسی ترجمه شدهاند.
مضمون ۱۰ داستان کوتاه این مجموعه، دلمشغولیها و گرفتاریهای روزمره زندگی و مشکلات اجتماعی در دنیای متمدن است. ها جین در اغلب داستانهایش جامعه چین را نقد میکند.
در داستان «حقوق بازنشستگی» میخوانید:
«چند روز از خانه نرفتم بیرون و تلویزیون تماشا کردم. فیلمهای تایوانی و کرهیی را دوست داشتم، اما میخواستم کمی انگلیسی یاد بگیرم، به همین دلیل سریال «همهٔ بچههای من» و «بیمارستان عمومی» را تماشا میکردم که چیزی هم نمیفهمیدم. دوستی را واسطه کردم و با پدرلورنز و کشیش کلیسای خودمان دربارهٔ از دست دادن شغلم صحبت کردم. او گفت نباید امیدم را از دست بدهم. به من اطمینان داد که: «امیدت به خدا باشه، به زودی کار گیر مییاری.» گفت: «فعلاً باید از بیکاریات استفاده کنی و در کلاسهای انگلیسی اینجا شرکت کنی.»
پاسخی ندادم و پیش خودم گفتم: «گفتنش ساده است.» در این سن و سال چگونه میتوانم زبان دیگری را از صفر شروع کنم و یاد بگیرم. حتی ترتیب الفبای آن هم یادم نمانده بود. کاش سی سال جوانتر بودم!»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب سقوط شادی بخش و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
میگفت: «هر کس به اندازهٔ کافی کتاب بخونه، میتونه تاریخدان بشه.» میگفت: «میخوای چه کاره بشی؟ استاد؟ هر کسی میتونه بیشتر از استاد پول دربیاره.» وقتی پدرم حرف میزد من ساکت میشدم، چون میدانستم تا وقتی در رشتهٔ علوم انسانی تحصیل میکنم متعلق به خودم هستم. از نظر من، پدرم یک هنرنشناس واقعی بود. باعث خجالت او بودم و دوستانش مرا به چشم یک بازنده نگاه میکردند. میدانستم دیگر امیدی به من ندارد. این موضوع اذیتم نمیکرد؛ برایم مهم نبود که مُدرس کمدرآمدی باشم.
maryrad
۱
تو رشتهٔ تاریخ تنها چیزی که لازم داری وقت و یک کتابخونهٔ درست و حسابیه
maryrad
۰
مهاجران بسیار زیادی در اینجا زندگی و کار میکنند و آدم وقتی اینطرف و آنطرف میرود، نیازی به انگلیسی حرف زدن ندارد.
maryrad
۰
گفت: «کاملاً درسته، شما چی تدریس میکنین؟»
«ادبیات امریکا.»
«اشتاینبک رو هم تدریس میکنید؟»
«گاهی؛ موشها و آدمهای اونو تدریس کردم.»
«من آثار اونو دوست دارم؛ مخصوصاً شرق بهشت را.» اشتیاق الکس، راشینگ را آشفته کرد؛ او میدانست که بیشتر مدرنیستها از اشتاینبک خوششان نمیآید.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
عالی بود . نسبت به کلی کتاب که بزرگشون میکنن تو فضا مجازی و فروش بالای میگیرن . این کتاب گمنام واقعن ارزش خوندن داره. داستان های تازه و جذاب.