«سلام پاخی» قصه کوتاهی نوشته آزیتا رضایی همامی است. دختری که در آپارتمانی تنها زندگی میکند هر روز به یاد روزهایی که در خانه پدری بود و مادرش باقیمانده غذاهای سفره را برای پرندهها میریخت، به پاخترهایی که روی تراس خانهاش مینشینند غذا میدهد. این پرندهها خیلی ذهن او را مشغول میکنند تا این که روزی یکی از این پاخترها زبان باز میکند و با او حرف میزند:
«مادرم آن روزها سهم پرندهها رو از سفره برایشان روی پشتبام میبرد. این روزها هم هنوز سهمشان را میدهد بیآنکه برایش مهم باشد آن پرنده مقیم کجاست. ایران یا کمی دورتر... مادرم میگوید پرنده مرز نمیشناسد ...نمیدانم چرا ولی من بااینکه از پاخترهایی که تراس خانهام سر راهشان است میترسم ولی سهمشان را از سفرهخانهام برایشان میگذارم و از پشت شیشه بهآرامی میگویم: سلام پاخی.......
بعدازاینکه مهمانها همگی رفتند آنقدر خسته بودم که فقط دلم میخواست بخوابم. وقتیکه تنها زندگی میکنی و گاهی به بهانهای همه دوست و آشنا و فامیل را برای شام دعوت میکنی بااینکه خسته شدی ولی بادل آرام و شاد و بی آنکه آشفتگیهای شبانه و بیخوابی به سراغت بیاید سریعاً خوابت میبرد و دقیقاً همهچیز از فردای مهمانی آغاز میشود. دیدن آنهمه پلوی سفید که از شام دیشب بجا مانده بود واقعاً آزاردهنده بود. وقتی تنها زندگی میکنی نمیدانی باآنهمه برنج پختهشده چکار باید کرد.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب سلام پاخی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب