با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
دیوان اشعار محتشم کاشانی

دانلود کتاب دیوان اشعار محتشم کاشانی

۴٫۹ از ۵۶ نظر
۴٫۹ از ۵۶ نظر

معرفی کتاب دیوان اشعار محتشم کاشانی

ترکیب‌بند با مطلع"باز این چه شورش است..." جز مشهورترین اشعار سروده شده در رابطه با واقعه عاشوراست.

شاعر این اشعار کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است.

وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند.

نقل مشهور در زمینه سرودن ترکیب بند محتشم این است که وی حضرت امیرالمومنین(ع) را در خواب می‌بیند که از او می‌پرسند: " محتشم، چرا برای پسر من حسین(ع) شعری نمی‌گویی؟!" محتشم در جواب ادب کرده و عرض می کند که خود را شایسته مقام شاعری آن حضرت نمی داند٬ ضمن این که اگر بخواهد شعری بگوید واقعا نمی داند از کجا باید شروع کند. حضرت مصرع اول را برای محتشم خوانده و می فرماید این گونه شروع کن: «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» و محتشم می گوید: یک مرتبه از خواب پریدم در حالی که زیر لب زمزمه می‌کردم: «باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است».

دیوان اشعار وی علاوه بر این ترکیب‌بند، شامل غزلیات، قصاید، قطعات و رباعیات است.

وی در ربیع الاول سال ۹۹۶ هجری قمری (به روایتی ۱۰۰۰ هجری قمری) درکاشان درگذشت و قبر او در این شهر قراردارد.

این مجموعه با همکاری گنجور گردآوری شده است

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۵)
🌾ساغر🌾
۱۳۹۵/۰۸/۱۲

بی نظیر❤❤❤❤❤

amir
۱۳۹۵/۰۶/۰۶

خیلی ممنونم ازتون

majid.niknafs
۱۳۹۸/۰۵/۰۳

این کتاب رایگان بود و من امروز با گردونه‌ی طاقچه برنده‌ی دریافت رایگانش شدم😁

Niloofar
۱۳۹۵/۱۲/۲۶

این کشته فتاده به هامون حسین توست.... 😢😢😢😢😭😭😭😭😭😭😭

mohadeseh
۱۳۹۵/۱۰/۰۶

ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند یکباره بر جریده رحمت قلم زنند اشعار عمیق و پر مفهومی داردفوق العاده است

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴۹)
دارد ز خدا خواهش جنات نعیم زاهد به ثواب و من به امید عظیم من دست تهی میروم او تحفه به دست تا زین دو کدام خوش کند طبع کریم
S
ای دل سخن از شه نجف کن
ادریس
باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله در هم است گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب کاشوب در تمامی ذرات عالم است
Basil
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است جن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنند گویا عزای اشرف اولاد آدم است خورشید آسمان و زمین نور مشرقین پروردهٔ کنار رسول خدا حسین کشتی شکست خوردهٔ طوفان کربلا در خاک و خون طپیده میدان کربلا
S
از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا بودند دیو و دد همه سیراب و می‌مکید خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا زان تشنگان هنوز به عیوق می‌رسد فریاد العطش ز بیابان کربلا
سیّد جواد
باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
چڪاوڪ
دارد ز خدا خواهش جنات نعیم زاهد به ثواب و من به امید عظیم من دست تهی میروم او تحفه به دست تا زین دو کدام خوش کند طبع کریم
S
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار موجی به جنبش آمد و برخاست کوه کوه ابری به بارش آمد و بگریست زار زار گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر افتاد در گمان که قیامت شد آشکار آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل گشتند بی‌عماری و محمل شتر سوار با آن که سر زد آن عمل از امت نبی روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار
سیّد جواد
کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت یک شعلهٔ برق خرمن گردون دون شدی کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان سیماب‌وار گوی زمین بی‌سکون شدی کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک جان جهانیان همه از تن برون شدی کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست عالم تمام غرقه دریای خون شدی گر انتقام آن نفتادی بروز حشر با این عمل معاملهٔ دهر چون شدی
S
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان بر پیکر شریف امام زمان فتاد بی‌اختیار نعرهٔ هذا حسین او سر زد چنانکه آتش از او در جهان فتاد پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول این کشتهٔ فتاده به هامون حسین توست وین صید دست و پا زده در خون حسین توست این نخل تر کز آتش جان سوز تشنگی دود از زمین رسانده به گردون حسین توست
سیّد جواد

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۵۴ صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۹/۲۰
تعداد صفحات۳۵۴صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۹/۲۰