آنتونیو مردی جوان ساکن جزیرهٔ ژئس است که «دهنطلا» لقب دارد؛ زیرا میتواند آوازهایی بخواند و سخنانی بگوید که زنها را فریب دهد. در یک روز پاییزی ماتلو، دوست ملوانش، نزد او آمد. ماتلو دو پسر دوقلو داشت که یکی از آنها در حادثهای مرده و دیگری «بسون موقرمز» نام دارد (بسون در فرانسه یعنی برادرِ دوقلو). بسون در ماه ژوئیه برای تهیهٔ الوار چوب به سرزمین روبیارد در کوهستانِ مشرف به رودخانه رفت و دیگر بازنگشت. ماتلو فکر میکند بسون مرده یا شاید در آب غرق شده باشد. ولی در واقع بسون عاشق یکی از دخترهای خاندان مودرو شده، همهچیز را رها کرده تا با او ازدواج کند و با این کار دشمنی افرادی را علیه خود برانگیخته است.
ماتلو که صبرش بهسر آمده در یک شب پاییزی بهسراغ آنتونیو میرود تا از وی درخواست کند که با هم به جستوجوی پسرش بروند. آنها در تاریکی شب به خانهٔ ماتلو میرسند و به ژونی، زن ماتلو، میگویند قصد دارند پسرش را پیدا کنند.
این آغاز یک سفر اودیسهوار از میان جنگلها، دشت و کوهستان است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب سرود جهان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
بد نیست، از اون کتاباییه که آخر هر شب قبل خواب ی مقداریشو میخونی و بعد میخوابی- توصیفش از فضاها قشنگ و لطیفه و میشه راحت تصور کرد فضای توصیف شده رو- فقط یکم متن گنگ بنظر میاد که نمیدونم...بیشتر
در سرزمین روبیارد نوعی پرنده بود که «هولدر» نام داشت. نقش پرنده طوری بود که انگار جلیقهای به رنگ آهن و کراواتی طلاییرنگ پوشیده بود. این پرندهها بهار را در گلو داشتند. آنها شاهد عبور تیهوها بودند. میدانستند که پشت سر آنها برف خواهد بارید. یکدیگر را صدا زدند تا همگی با هم بهسوی منزگاه زمستانیشان رهسپار شوند.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
بد نیست، از اون کتاباییه که آخر هر شب قبل خواب ی مقداریشو میخونی و بعد میخوابی- توصیفش از فضاها قشنگ و لطیفه و میشه راحت تصور کرد فضای توصیف شده رو- فقط یکم متن گنگ بنظر میاد که نمیدونم...بیشتر