کتاب یک داستان عاشقانه زهره زاهدی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب یک داستان عاشقانه

کتاب یک داستان عاشقانه

نویسنده:زهره زاهدی
دسته‌بندی:
امتیاز
۲.۸از ۱۴ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب یک داستان عاشقانه

«یک داستان عاشقانه» نام رمانی به قلم زهره زاهدی است. زاهدی متولد ۱۳۳۰ تهران و دانش‌آموخته‌ی رشته بانک‌داری از دانشگاه آمریکایی بیروت است. او تاکنون حدود ۱۹ عنوان کتاب ترجمه و منتشر کرده که در حوزه روان‌شناسی عمومی, رمان و زندگی فلاسفه جای می‎گیرند. آثاری چون شوکران شیرین, رنج و عشق و موسیقی, خاک و ملکوت و افلاتون, فروتنی در اوج و گوته. بنفشه رستگار، دختر هنرمند پزشکی خوش‌نام است که مادر خود را هنگام تولد از دست داده‌است. او پدرش را نیز در سال‌های جوانی از دست می‌دهد و برای ادامه تحصیل به انگلستان می‌رود. آنجا احمد را ملاقات می‌کند و این آشنایی به ازدواج می‌انجامد. زندگی جدید با تمام دشواری‌ها آغاز می‌شود. احمد که دانشجوی پزشکی است تخصص خود را در رشته اطفال می‌گیرد و آن دو به ایران بازمی‌گردند. اما بنفشه با تغییرات زیادی در خانواده‌اش رو‌به‌رو می‌شود و خود را تنها احساس می‌کند: احمد دهقان همسایۀ دیوار به دیوار او بود، دانشجوی طب. پسری بود سالم و معقول، بارآمده در خانواده‌ای متوسط و پایبند سنت‌ها. شش سال بود که در لندن درس می‌خواند. تنها زندگی می‌کرد، آلودۀ هیچ چیز نبود، ولخرجی نمی‌کرد، حتی اگر پولی در بساط داشت. در زندگی یک هدف بیشتر نداشت، جبران زحمت‌های خانواده که او را با آبرومندی بزرگ کرده و علی‌رغم وجود دو خواهر دم‌بخت و هزینه‌های آتی جهیزیه و ازدواج آنها، او را با دست تنگ به خارج فرستاده بودند تا پزشک و اسباب سربلندی خانواده شود. شبی، طبق معمول مشغول درس خواندن دیروقت بود، که صدای گریۀ آهسته‌ای را از آپارتمان دیوار به دیوارش شنید. آن را دعوای خانوادگی پنداشت و خود را به نشنیدن زد. اما چند شب بعد دوباره صدای آشنای گریه تمرکز او را بر هم زد، و چند شب بعد هم و چند شب بعد هم. مستأصل شده بود و ناگزیر تصمیم گرفت صاحب گریه را بیابد، بلکه کاری بشود کرد. یافتن او ساده بود. هر روز صبح با کوله‌باری از لوازم نقاشی از آپارتمانش خارج می‌شد و سر شب آرام و بی‌صدا به خانه برمی‌گشت. نه دوستی داشت و نه کسی به دیدنش می‌آمد. از دور داد می‌زد که گمشده دارد، ولی احمد معنی گمشده را نمی‌دانست، او هرگز گمشده‌ای نداشت.

نظرات کاربران

شاهد
۱۴۰۳/۰۷/۰۷

بسیار لطیف و زیبا

مادر پسرک
۱۴۰۴/۱۲/۱۴

سرگذشت آدم هایی در گذر سالها از تولد تا رسیدن به ایستگاه پایانی..... تجربه ای ازساختن خانواده و زندگی مشترک. عاشق شدن و عاشق ماتدن.تحمل کردن و گذراندن و کینه و نفرت و... توصیفات و داستان هایی که مشابه یک سریال تلویزیونی

- بیشتر

بریده‌هایی از کتاب

در زندگی هر یک از ما هستند کسانی که از دیده می‌روند اما هرگز از دل نمی‌روند، که ماندگارتر می‌شوند. فریبرز برای بنفشه چنین عزیزی بود.
M.H
از دور داد می‌زد که گمشده دارد، ولی احمد معنی گمشده را نمی‌دانست، او هرگز گمشده‌ای نداشت.
مادر پسرک
احمد که در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بود، با روی خوش به این فداکاری تن داد، اما تاوانش را جور دیگری از بنفشه بازگرفت: محبت او در دلش سست شد. بنفشه اما، ازخودگذشتگی احمد را به حساب عشق سوزان او گذاشت و روز به روز دلبسته‌تر شد.
مادر پسرک
این بار از تکنیسین‌های اورژانس هم کاری ساخته نبود. آن جا که از دل انسان‌ها خون می‌چکد، از دست هیچ کس کاری ساخته نیست.
مادر پسرک
- او از خیلی چیزها ناراحت است. او از خود زندگی ناراحت است.
مادر پسرک

حجم

۲۰۶٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۲۸۸ صفحه

حجم

۲۰۶٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۲۸۸ صفحه

قیمت:
۹۴,۰۰۰
تومان