جملات زیبای کتاب یک داستان عاشقانه | طاقچه
تصویر جلد کتاب یک داستان عاشقانه

بریده‌هایی از کتاب یک داستان عاشقانه

نویسنده:زهره زاهدی
دسته‌بندی:
امتیاز
۲.۶از ۱۷ رأی
۲٫۶
(۱۷)
احمد که در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بود، با روی خوش به این فداکاری تن داد، اما تاوانش را جور دیگری از بنفشه بازگرفت: محبت او در دلش سست شد. بنفشه اما، ازخودگذشتگی احمد را به حساب عشق سوزان او گذاشت و روز به روز دلبسته‌تر شد.
مادر پسرک
در زندگی هر یک از ما هستند کسانی که از دیده می‌روند اما هرگز از دل نمی‌روند، که ماندگارتر می‌شوند. فریبرز برای بنفشه چنین عزیزی بود.
M.H
از دور داد می‌زد که گمشده دارد، ولی احمد معنی گمشده را نمی‌دانست، او هرگز گمشده‌ای نداشت.
مادر پسرک
این بار از تکنیسین‌های اورژانس هم کاری ساخته نبود. آن جا که از دل انسان‌ها خون می‌چکد، از دست هیچ کس کاری ساخته نیست.
مادر پسرک
- او از خیلی چیزها ناراحت است. او از خود زندگی ناراحت است.
مادر پسرک

حجم

۲۰۶٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۲۸۸ صفحه

حجم

۲۰۶٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۲۸۸ صفحه

قیمت:
۹۴,۰۰۰
۳۷,۶۰۰
۶۰%
تومان