داستان چه دیر در مورد زندگی دو انسان است که در شلوغی شهر با روحیاتی در تضاد هم، نا امید از همه جا یکدیگر را پیدا میکنند. این داستان درباره دغدغههای یک زن امروزی و مشکلات او صحبت میکند. مهکامه رحیم زاده نویسنده رمان یلدا، رهایی و مجموعه داستانهای اتاق صورتی و ردپای حلزون است.
از متن کتاب:
غروبِ روز چهارشنبه بود. در پی یک روز پرکار، روی کاناپه دراز کشیده بودم و کتاب میخواندم. صدای زنگ در را شنیدم. نیکو بود. در راهرو را باز کردم و به انتظارش ایستادم. پلهها را سنگین و لَخت، مثل زنان باردار، بالا آمد. قلبم از دیدنش فشرده شد. بعد از آن ماجرا، هر وقت او را میدیدم، چنین حالی به من دست میداد. حاضر بودم هر کاری که از توانم برمیآید، انجام دهم تا او را این طور خسته و غمگین نبینم.
جلو رفتم و صورت رنگپریده و سردش را بوسیدم و حالش را جویا شدم. سرش را پایین انداخت و گفت که بد نیست، اما هنوز نمیتواند چهارشنبهها عصر در خانه بند شود. بغلش کردم. سرش را روی شانهام گذاشت. پشتش را نوازش کردم و به او اطمینان دادم که گذشت زمان همه چیز را عادی خواهد کرد.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب چه دیر... و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
ازخانم نویسنده ای که شاگردی کلاس های نویسندگی استاد گلشیری رو کردن بعیده همچین کتابی با نثر ضعیف وارد بازار کنن
۰
محمد
توصیه نمیکنم.
۱۴۰۳/۰۱/۲۷
سوژه ی بسیار خوبی رو به ساده ترین و دم دست ترن سرانجام رسوند و حیف این چالش که نویسنده هیچ تلاشی برای حل و یا به تصویر کشیدن دردها و شادی های محتمل آیندش نکرد . به نظر من...بیشتر
۰
علی حسین پور
۱۳۹۵/۰۶/۳۱
من این رومان رو خوندم واقعا واسه ناشر متاسفم واسه وزارت ارشاد خییلی متاسفم واسه دولت مردا بینهایت متاسفم که تواین کشور اسلامی همچین مزخرفاتی چاپ میشه وبعد به مردم ما داده میشه اونوقت میگن چرا فحشا ترویج داده میشه...بیشتر
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
ازخانم نویسنده ای که شاگردی کلاس های نویسندگی استاد گلشیری رو کردن بعیده همچین کتابی با نثر ضعیف وارد بازار کنن
سوژه ی بسیار خوبی رو به ساده ترین و دم دست ترن سرانجام رسوند و حیف این چالش که نویسنده هیچ تلاشی برای حل و یا به تصویر کشیدن دردها و شادی های محتمل آیندش نکرد . به نظر من...بیشتر
من این رومان رو خوندم واقعا واسه ناشر متاسفم واسه وزارت ارشاد خییلی متاسفم واسه دولت مردا بینهایت متاسفم که تواین کشور اسلامی همچین مزخرفاتی چاپ میشه وبعد به مردم ما داده میشه اونوقت میگن چرا فحشا ترویج داده میشه...بیشتر
خیلی خوب عالی نوشته شد بود