معرفی کتاب غم قم
کتاب غم قم نوشتهی نبیل فتحی روایتی است از زندگی سه دانشجوی فلسفه که برای ادامهی تحصیل به شهری مذهبی میآیند و در حیاط یک خانهی قدیمی با هم همخانه میشوند. سنجاق آن را منتشر کرده است. در این کتاب، تجربهی همزیستی، غربت، دوستی و مواجهه با همسایههای مهاجر افغانستانی در فضایی صمیمی و در عینحال رازآلود دنبال میشود. روایت از زاویهدید عارف، یکی از سه همخانه، پیش میرود و بهتدریج لایههای پنهان خانه، حیاط، باغچه و آدمهای ساکن آن آشکار میشود. غم قم بیش از آنکه فقط داستان دانشجویی باشد، به رابطهی انسانها با شهر، خانه، مرگ، رؤیا و ایمان میپردازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب غم قم
کتاب غم قم داستان عارف، منصور و برنا را دنبال میکند؛ سه دانشجوی سال آخر ارشد فلسفه که برای کمکردن هزینهها و فرار از معذببودن در خانهی فامیل، اتاقی پانزدهمتری در حیاط یک خانهی قدیمی اجاره میکنند. نبیل فتحی در این کتاب، از خلال جزئیات روزمرهی زندگی این سه نفر، فضای شهری مذهبی، خوابگاهنداشتن، بنگاههای املاک، دغدغهی اجاره و خرجی، و خستگی رفتوآمد دانشگاه را تصویر کرده است. در کتاب غم قم حیاط مشترک، حوض آبی، باغچهی کوچک و خانهی همسایه بهتدریج به شخصیتهایی زنده تبدیل میشوند. همسایهها گروهی از مهاجران افغانستانیاند؛ اسرار، عیسی و جوانه، که با لهجه، مهماننوازی و سکوت محتاطانهشان وارد زندگی سه دانشجو میشوند. غذاهای تعارفی، سینیهای آبگوشت و برنج، سبد انار، و رفتوآمدهای بیصدا، پیوندی آرام میان دو سوی حیاط میسازد. کتاب غم قم در عین روایت لحظههای سادهای مثل تقسیم نان، برنامهی نوبت ظرفشستن، شوخیهای شبانه، تماسهای تلفنی خانواده و دغدغهی پایاننامه، کمکم به سمت فضایی رازآلود حرکت میکند؛ بیداریهای نیمهشب، صدای آب حوض، سایهی زنی جوان کنار باغچه و لباسهای سوراخ و لکهدار عیسی که «دیگر فرقی نمیکند دوخته شوند یا نه». این اثر با تکیه بر گفتوگوهای خودمانی و توصیفهای حسی، از دل یک زندگی دانشجویی معمولی، پرسشهایی دربارهی غربت، مرگ، سرنوشت و عدالت برای مهاجران بیرون میکشد.
خلاصه داستان غم قم
کتاب غم قم از روزی شروع میشود که عارف و دو دوستش، منصور و برنا، اتاقی کوچک در حیاط خانهای قدیمی اجاره میکنند؛ اتاقی که قرار است پناهگاه سه دانشجوی خسته باشد. آنها با کمترین امکانات، برنامهی نوبتی برای آشپزی و نظافت میچینند و میان گوجه، تخممرغ و برنج، زندگی دانشجوییشان را سر و سامان میدهند. همسایهی حیاطیشان گروهی مهاجر افغانستانی است؛ اسرار، عیسی و جوانه که با سینیهای غذا، سبد انار و حضور بیصدایشان وارد داستان میشوند. بهتدریج، حیاط و باغچه به صحنهی دیدارهای نیمهشب، زمزمهها کنار حوض و گفتوگوهای کوتاه اما عمیق دربارهی کار، مرگ، غربت و امید تبدیل میشود. دغدغهی اجاره، شمارهحساب مسدود صاحبخانه، و رازهای ناگفتهی همسایهها، فضای داستان را میان صمیمیت و ابهام معلق نگه میگذارد.
چرا باید کتاب غم قم را بخوانیم؟
خواندن غم قم فرصتی است برای همراهشدن با زندگی سه دانشجو در شهری مذهبی و دیدن جزئیات روزمرهای که کمکم به پرسشهای عمیقتری دربارهی غربت، مهاجرت، مرگ و ایمان گره میخورند. این کتاب با تمرکز بر یک حیاط مشترک، رابطهی میان میزبانان ایرانی و همسایههای افغانستانی را از نزدیک نشان میدهد و از دل شوخیها، سفرهها و بیداریهای شبانه، تصویری انسانی و چندوجهی از هر دو سوی ماجرا میسازد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن غم قم به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای شهری، تجربهی زندگی دانشجویی، و روایتهای نزدیک از مهاجران افغانستانی علاقهمندند. همچنین برای علاقهمندان به فضاهای محدود اما پرجزئیات، و کسانی که دغدغهی رابطهی ایمان، مرگ و روزمرگی را دارند، انتخاب مناسبی است.
بخشی از کتاب غم قم
«همون لحظه منصور با ذوق گفت: «پیداش کردم!» روی کاغذ، برنامهٔ بلندبالایی نوشته بود. برنا پرسید: حالا امشب نوبت کیه؟ منصور نگاهی به کاغذ کرد، لبخند کجی زد و با همون قیافهٔ بامزهش گفت: ببخشید، تو! برنا که حوصلهٔ بحث نداشت، شونه بالا انداخت و گفت: ــــ باشه. منصور برنامه رو گذاشت روی میز تلویزیون و به سمتم اومد. نگاهی داخل ماهیتابه و ناامیدانه به نایلون نون کرد و گفت: ــــ بچهها، من یه فکری دارم؛ بهتر نیست بریم از همسایه نون بگیریم؟ فردا که نونوایی رفتیم، پسش میدیم. برنا گفت: ــــ هنوز ندیده و سلامی نکرده؛ در بزنیم بگیم نون دارید؟ گفتم: ــــ برنا درست میگه. با همین، امشب رو بگذرونیم. ولی منصور کوتاه بیا نبود و جدی گفت: ــــ اگه شما راضی باشین، من میرم؛ زیاد سخت نگیرید. برنا نگاهی به من کرد و با نیشخند گفت: ــــ فکر میکردم خیلی خجالتی باشه! منصور لبخندی زد و گفت: ــــ آخه به من میخوره پررو باشم؟! نمیبینید مظلومیت از صورتم میباره؟! برنا گفت: ــــ آره، فقط پارچهٔ روی سرت نمیذاره معلوم بشه. از حرفهاشون خندهم گرفته بود. ماهیتابه رو برداشتم تا ببرم بیرون و بذارم روی گاز، که همون لحظه در اتاق زده شد. هر سه با تعجب نگاهی به هم کردیم. منصور، مظلومی که تا چند لحظه قبل داشت داوطلبانه میرفت نون بگیره، همون جا خشکش زده بود.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب غم قم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | غم قم |
|---|---|
| موضوع | رمان، داستان ایرانی |
| نویسنده | نبیل فتحی |
| انتشارات | سنجاق |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۴/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۳.۴۹ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۶۲۲۸۱۸۹۴۷۵ |
| تعداد صفحهها | ۴۶۰ صفحه |
| قیمت کتاب | ۱۱۵۰۰۰ تومان |


نظر شما دربارهٔ این کتاب