کتاب دلیر تنانت ردبنک + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب دلیر

کتاب دلیر

معرفی کتاب دلیر

کتاب دلیر نوشته تنانت ریبانک، با تصویرگری لوری تیمینسکی و ترجمه زینب طاهری داستانی تصویری درباره‌ی شجاعت، رابطه‌ی مادر و دختر و پیدا‌کردن راهی برای انتخاب سرنوشت شخصی است. انتشارات دلتا این کتاب را منتشر کرده است و متن و تصویر در کنار هم ماجرای شاهدختی سرکش را روایت می‌کنند که نمی‌خواهد فقط مطابق قوانین دربار زندگی کند. در این اثر، فضای قلعه، جنگل، جادو و طلسم در کنار کشمکش‌های عاطفی میان مریدا و ملکه الینور قرار گرفته است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب دلیر

کتاب دلیر ماجرای شاهدختی به نام مریدا را روایت می‌کند که در قلعه‌ای باشکوه زندگی می‌کند اما از قوانین سختگیرانه‌ی مادرش ملکه الینور خسته شده است. تنانت ریبانک در این داستان، تضاد میان انتظارات سنتی از یک شاهدخت و خواسته‌های شخصی او را در قالب ماجرایی پر از حادثه، جادو و طنز نشان داده است. در کتاب دلیر ملکه الینور برای شاهدخت بودن قانون‌های زیادی گذاشته است؛ از زود بیدارشدن و مرتب‌بودن تا رفتارهای رسمی در دربار. مریدا در ظاهر تلاش می‌کند این قوانین را رعایت کند اما در خلوت خود فقط زمانی احساس آزادی و شادی دارد که از این چارچوب‌ها فاصله می‌گیرد. با رسیدن او به سن ازدواج، فشارها بیشتر می‌شود و قرار است پسران خاندان‌های بزرگ در مسابقه‌ی تیراندازی شرکت کنند تا برنده با مریدا ازدواج کند.

کتاب دلیر از همین نقطه وارد ماجرایی پرکشمکش می‌شود؛ جایی که مریدا خودش در مسابقه شرکت می‌کند، برنده می‌شود و خشم مادرش را برمی‌انگیزد. پاره‌کردن تابلوفرش خانوادگی، فرار از قلعه، روبه‌روشدن با آتش‌های مرداب و رسیدن به کلبه‌ی جادوگر، داستان را به سمت دنیای جادو و طلسم می‌برد. در ادامه، طلسمی که قرار است نظر ملکه را عوض کند او را به خرس تبدیل می‌کند و حالا مریدا باید هم مادرش را از خطر پادشاه فرگس نجات دهد و هم راهی برای جبران اشتباه خود پیدا کند. در کتاب دلیر رابطه‌ی مادر و دختر، مفهوم سرنوشت، مسئولیت‌پذیری و پذیرش تفاوت‌ها در دل ماجرایی پرتحرک و تصویری رنگارنگ دنبال شده است و شخصیت‌های فرعی مثل برادرهای کوچک مریدا نیز به پیشبرد داستان و لحظات طنزآمیز کمک کرده‌اند.

خلاصه کتاب دلیر

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

در کتاب دلیر مریدا شاهدختی است که از قوانین سخت و انتظارات رسمی مادرش ملکه الینور خسته شده است. وقتی قرار می‌شود برای او همسری از میان پسران خاندان‌های بزرگ انتخاب شود، مریدا در مسابقه‌ی تیراندازی شرکت می‌کند و خودش برنده می‌شود تا از ازدواج اجباری فرار کند. این نافرمانی به مشاجره‌ای شدید با مادرش و پاره‌شدن تابلوفرش خانوادگی منجر می‌شود. مریدا از قلعه فرار می‌کند، آتش‌های مرداب او را به کلبه‌ی جادوگر می‌رسانند و کیکی طلسم‌شده می‌گیرد تا نظر مادرش را عوض کند. اما ملکه به خرس تبدیل می‌شود و پادشاه فرگس گمان می‌کند خرس خطرناکی وارد قلعه شده است. مریدا باید هم از مادرش در برابر شکارچی‌ها محافظت کند و هم پیوندی را که با غرور پاره کرده است ترمیم کند تا طلسم از بین برود.

چرا باید کتاب دلیر را بخوانیم؟

کتاب دلیر با ترکیب ماجرای پرهیجان، جادو، طنز و رابطه‌ی عاطفی مادر و دختر نشان داده است شجاعت فقط در جنگیدن یا تیراندازی نیست بلکه در پذیرفتن مسئولیت اشتباه‌ها و تلاش برای ترمیم رابطه‌ها هم معنا پیدا می‌کند. این اثر در قالب داستانی فانتزی به موضوعاتی مثل استقلال، گفت‌وگو میان نسل‌ها و احترام به تفاوت‌ها پرداخته است.

خواندن کتاب دلیر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب دلیر به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های فانتزی، ماجراجویی‌های شاهزاده‌ها، روایت‌های پرتصویر و موضوعاتی مثل شجاعت، استقلال و رابطه‌ی مادر و دختر علاقه‌مند هستند یا به‌دنبال متنی داستانی برای گفت‌وگو درباره‌ی احساسات و مسئولیت‌پذیری با کودکان و نوجوانان‌اند. 

بخشی از کتاب دلیر

«یک شاهدخت صبح‌ها زود بیدار می‌شود. یک شاهدخت صبور، محتاط و مرتب است. ملکه الینور یک‌عالمه قانون برای شاهدخت بودن گذاشته بود. دخترش مریدا حالش از همه‌ی آن‌ها به‌هم می‌خورد. او فقط وقتی تک‌وتنها بود احساس آزادی می‌کرد و از ته‌دل خوشحال بود. مریدا قرار بود روزی ملکه شود. حالا هم که به سن ازدواج رسیده بود ملکه الینور فکر می‌کرد بهتر است خیلی زود آستین بالا بزند و همسر مناسبی برایش پیدا کند. مریدا داد زد: «ازدواج؟» پسرهای بزرگ سه پادشاه را دعوت کردند تا توی مسابقه‌ی تیراندازی شرکت کنند. برنده‌ی مسابقه با مریدا ازدواج می‌کرد! مریدا دلش نمی‌خواست با هیچ‌کدام از آن‌ها ازدواج کند. برای همین خودش هم توی مسابقه شرکت کرد و برنده شد! ملکه الینور بدجوری عصبانی شد. اخم‌های مریدا هم رفت توی‌هم. او همیشه‌ی خدا تلاش می‌کرد خواسته‌های مادرش را برآورده کند. یکهو مریدا از کوره دررفت. شمشیرش را کشید و تابلوفرش باارزش خانوادگی‌شان را پاره کرد؛ شکافی درست وسط تصویر خودش و مادرش! بعد پرید روی اسبش و از قلعه دور شد. وقتی به حلقه‌ای از سنگ‌های باستانی رسید نورهای آبی چشمک‌زنی را دید. آن‌ها آتش مرداب بودند. آتش‌های مرداب کم‌کم تعدادشان بیشتر شد، مسیر را نشانش دادند و او را به‌سمت جنگل بردند.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۱۰٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۴ صفحه

حجم

۱۰٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۴ صفحه

قیمت:
۱۹,۵۰۰
تومان