
کتاب ستاره های دوست داشتنی، امام زین العابدین (ع)
معرفی کتاب ستاره های دوست داشتنی، امام زین العابدین (ع)
کتاب ستارههای دوست داشتنی، امام زین العابدین (ع) نوشتهی محسن هجری داستان پسربچهای است که هر شب با راهنمایی ماه به دیدن ستارههایی ویژه میرود و در این سفرها با زندگی و منش امام زین العابدین (ع) آشنا میشود. انتشارات شهرقلم آن را منتشر کرده است و تصویرگری آن را میترا عبدالهی انجام داده است. در این کتاب هر ستاره نمادی از یک خصلت اخلاقی و رفتاری است که در زندگی امام دیده میشود و قهرمان داستان در هر دیدار نکتهای تازه یاد میگیرد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ستاره های دوست داشتنی، امام زین العابدین (ع)
کتاب ستارههای دوست داشتنی، امام زین العابدین (ع) با ترکیب فضای خیالانگیز آسمان شب و ماجرای سفر به ستارهها به زندگی و سیرهی امام زین العابدین (ع) پرداخته است. محسن هجری در این کتاب پسربچهای را روایت کرده است که هر شب روی پشتبام خانه میرود، با ماه گفتوگو میکند و به کمک نوری آسمانی به مهمانی ستارهها میرود. هر ستاره در کتاب ستارههای دوست داشتنی، امام زین العابدین (ع) نمایندهی یک خصلت یا یک ماجرای مهم از زندگی امام است؛ مثل ستارهی محبت، ستارهی تلاش، ستارهی شجاعت و ستارهی نیایش. در هر دیدار، قهرمان داستان با شخصیتی روبهرو میشود که یا خود امام است یا یاران نزدیک او مثل کمیل و از رفتار و گفتار آنها نکتهای دربارهی مهربانی، حق همسایه، احترام به آموزگار، کمک به نیازمندان و پرهیز از آزار دیگران یاد میگیرد. کتاب ستارههای دوست داشتنی، امام زین العابدین (ع) در قالب چندین شب و چند ستاره پیش میرود و هر بخش مانند یک سفر کوتاه و مستقل است که در عین حال به سفرهای قبلی پیوند دارد. در خلال این دیدارها به ماجراهایی مثل دلجویی از دشمن، سفارش به مهربانی با همسایهها، رعایت آرامش دیگران در کوچه و خانه، و حق مهمان و آموزگار اشاره شده است. انتشارات شهرقلم با تصویرگری رنگی و توصیفهای سادهی فضایی، حالوهوای آسمان، ماه و ستارهها را در کتاب ستارههای دوست داشتنی، امام زین العابدین (ع) بهگونهای آورده است که ماجراها هم شبیه رؤیا به نظر میرسند و هم به زندگی روزمرهی کودکان و نوجوانان نزدیکاند.
خلاصه کتاب ستاره های دوست داشتنی، امام زین العابدین (ع)
در کتاب ستارههای دوست داشتنی، امام زین العابدین (ع) پسربچهای هر شب وقتی دلش تنگ میشود به پشتبام میرود و به آسمان خیره میشود. ماه از او میپرسد که آیا دوست دارد به ستارهها سفر کند و به او میگوید برای این سفر نیازی به سفینه و فضانوردی نیست؛ فقط باید چشمهایش را به آسمان بدوزد تا نوری او را با خود ببرد. هر شب این نور او را به دیدن یک ستاره میبرد که در حقیقت نشانهی یکی از ویژگیهای اخلاقی امام زین العابدین (ع) است. در این دیدارها او با کمیل و دیگر یاران روبهرو میشود، از ستارهی محبت دربارهی آزارنرساندن به همسایهها میشنود، از ستارهی تلاش و شجاعت درس میگیرد و از ستارهی نیایش دربارهی حق آموزگار و احترام به دیگران میآموزد. بهتدریج نگاه او به همسایه، مهمان، دشمن، بیمار و همکلاسیها تغییر میکند.
چرا باید کتاب ستاره های دوست داشتنی، امام زین العابدین (ع) را بخوانیم؟
کتاب ستارههای دوست داشتنی، امام زین العابدین (ع) با زبانی داستانی و فضایی خیالانگیز، مفاهیم اخلاقی و دینی را در قالب ماجراهای شبانه و دیدار با ستارهها نشان داده است. این کتاب کمک میکند مفهومهایی مثل حق همسایه، احترام به آموزگار، مهربانی با دشمن و توجه به نیازمندان در قالب تصویر و قصه در ذهن مخاطب بنشیند و به رفتار روزمره پیوند بخورد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب ستارههای دوست داشتنی، امام زین العابدین (ع) به کودکان و نوجوانانی پیشنهاد میشود که به داستانهای دینی و شخصیتهای اهلبیت علاقه دارند. همچنین به والدین و مربیانی پیشنهاد میشود که بهدنبال قصههایی برای گفتوگو دربارهی اخلاق، مهربانی و مسئولیتپذیری با بچهها هستند. «هر شب که دلم تنگ میشد به پشتبام میرفتم و به آسمان نگاه میکردم. ستارهای بود که از همهی ستارهها بزرگتر و پرنورتر بود. از من پرسید: دوست داری به ستارهها سفر کنی؟ پرسیدم: اما چطوری؟ من که فضانورد نیستم. سفینه که هیچ، من حتی یک دوچرخهی معمولی هم ندارم. گفت: برای رسیدن به آنها احتیاجی به سفینه نداری. تو مثل هر شب، از همان جا که نشستهای، چشمهایت را به آسمان بدوز. نوری خواهد آمد و تو را با خود به سوی ستارهها خواهد برد. ماه به وعدهی خود عمل کرد و هر شب مرا به دیدن یک ستاره برد. هر شب که از راه میرسید دوست داشتم هرچه زودتر ماه بیاید و مرا به دیدن ستارهی دیگری ببرد. اما ستارههایی که شبهای گذشته دیدهام چه میشوند؟ یعنی دیگر نمیتوانم آنها را ببینم؟ به ماه گفتم: دلم برای تمام ستارههایی که شبهای گذشته دیدهام تنگ میشود. ماه گفت: ستارههایی که به مهمانیشان میروی گلهایی هستند که روی یک شاخه روییدهاند. آنها از هم جدا نیستند. کمی صبر کن؛ وقتی این شبهای بهیادماندنی بگذرند، آنوقت به رازهای ستارگان بیشتر پی خواهی برد.»
حجم
۲٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۲۲ صفحه
حجم
۲٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۲۲ صفحه