
کتاب خاتون چهارشنبه
معرفی کتاب خاتون چهارشنبه
کتاب خاتون چهارشنبه نوشتهی لیلا کفاشزاده داستانی برگرفته از یک آیین کهن ایرانی است که انتشارات بازی و اندیشه آن را منتشر کرده است. این اثر با تصویرگری مژده دانشپژوه و یادداشت پایانی نویسنده دربارهی پیشینهی آیین، دنیای اسطورهای و مردمی گیلان و آذربایجان را به هم پیوند داده است. روایت، ماجرای دختری به نام لنش دیو، پرندههای رؤیا، باباریشه و موجودات اساطیری دیگری را در سرزمینی برفی دنبال میکند و در کنار آن به رسمهای پیشانوروزی و باورهای مربوط به خاتون چهارشنبه میپردازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خاتون چهارشنبه
کتاب خاتون چهارشنبه قصهای اسطورهمحور از لیلا کفاشزاده است که در سرزمینی برفی و خیالی به نام لنش شکل گرفته و در آن دخترها، پرندههای رؤیا، باباریشه و دیوی به نام لنش دیو حضور دارند. در این داستان، هر سال دخترها آرزوهایشان را روی کاغذ مینویسند و در چاه خاتون میاندازند تا خاتون چهارشنبه آنها را به پرندههای آرزو بسپارد و به آسمان بفرستد. اما بوی بد لنش دیو و نقشهی او برای اسیرکردن پرندهها، نظم این آیین را بههم میزند و ماجرا از همینجا آغاز میشود. کتاب خاتون چهارشنبه در بخش اصلی خود روایت داستان را پیش میبرد و در پایان، با یادداشتی از نویسنده همراه است که در آن دربارهی ریشههای مردمشناختی این آیین، جایگاه آن در فرهنگ عامهی گیلان و آذربایجان و تلاشهای انجامشده برای معرفی دوبارهی آن توضیح داده شده است. لیلا کفاشزاده در این یادداشت به مقالههای پژوهشی، نمایشگاه موزهی عروسک و فرهنگ ایران و ساخت عروسک خاتون چهارشنبه اشاره کرده است و نشان داده است که چگونه از دل این پژوهشها و فعالیتها، قصهی کتاب شکل گرفته است. کتاب خاتون چهارشنبه بهاینترتیب هم یک داستان فانتزی با شخصیتهای اساطیری است هم پلی میان ادبیات امروز و آیینهای پیشانوروزی ایران.
خلاصه کتاب خاتون چهارشنبه
در کتاب خاتون چهارشنبه دختری به نام لنش دیو در سرزمین برفی لنش زندگی میکند؛ جایی که از دود و بوی بد خانهاش، برفها سیاه شده و خودش هم حمام نرفته است. هر سال دخترهای روستا آرزوهایشان را روی کاغذ مینویسند و در چاه خاتون میاندازند تا خاتون چهارشنبه با لباس سفید و ردای آبی، آنها را به پرندههای آرزو بسپارد. لنش دیو پرندهها را در صندوقی زشت زندانی میکند و آرزوها در آسمان گم میشوند. دخترها غمگین میشوند و گمان میکنند خاتون رفته است. در یکی از شبهای سرد، دور هم جمع میشوند تا بفهمند چه بلایی سر آرزوها و خاتون آمده و از همینجا جستوجوی آنها برای نجات خاتون و پرندههای رؤیا آغاز میشود.
چرا باید کتاب خاتون چهارشنبه را بخوانیم؟
کتاب خاتون چهارشنبه آیین پیشانوروزی کمترشناختهشدهای را در قالب داستانی پر از تصویر، ترانه و شخصیتهای اساطیری بازآفرینی کرده است. این اثر نشان میدهد چگونه آرزوها، طبیعت، درختان و فصلها در باورهای ایرانی به هم گره خوردهاند و در عین روایت یک قصهی فانتزی، ذهن را به سوی ریشههای فرهنگی و اسطورهای ایران میبرد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب خاتون چهارشنبه به علاقهمندان فرهنگ عامه و اسطورههای ایرانی، مربیان و قصهگوها در برنامههای پیشانوروزی و همچنین کسانی پیشنهاد میشود که به دنبال داستانهایی دربارهی آیینها، آرزوها و پیوند انسان با طبیعت هستند. «خاتون چهارشنبه بود. میلرد و میرفت و میآمد. هر سال، آخرین چهارشنبهی سال را به او میگفتند. با هر سال به او میگفتند: «خاتون چهارشنبه مبارک!» خاتون لباس سفید و ردای آبی قشنگش را میپوشید. موهای بلندش مثل تار باریکهی باران دور تا دورش میریخت. زیر لب میگفت: «اخاتون» یعنی فرشتهی مهربان. در جهان سرزمین برفی به نام «لنش» زندگی میکرد. لنش دیو از آنجا بیزار بود. از سرای خنک برف میآمد و میگفت: «اخو، برف، اخو، برف!» خیلی هم بوی بدی میداد، انگار سالها بود حمام نرفته بود. حسوریهاش میشکست که میدیدند خاتون را دوست دارند و آرزوهایشان را به او میگویند. لنش اسیرکردن پرندههای آرزو بود. روزی از روزهای زمستان، خودش را به شکل دود درآورد و رفت درون چاه خاتون. خاتون از بوی بد و شکل زشت او راضی نبود. از هوش رفت. در همان لحظه، لنش دیو طناب را گرفت و ته چاه را زنرانی کرد. همهی پرندههای آرزو را هم در صندوقی زشت گذاشت و درش را قفل کرد. بعد از این ماجرا، بویی تند در هوا پیچید. دخترها هر سال آرزوهایشان را روی کاغذ مینوشتند و به چاه میانداختند، بیخبر از اینکه لنش دیو بهجای خاتون نشسته است.»
حجم
۷٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۸ صفحه
حجم
۷٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۸ صفحه