
کتاب درخت اقیانوس و آروم آروم قدم بردار
معرفی کتاب درخت اقیانوس و آروم آروم قدم بردار
کتاب درخت اقیانوس و آرومآروم قدم بردار نوشتهی محمد چرمشیر دو نمایشنامه برای تئاتر سایه را در یک مجلد کنار هم قرار داده است. نشر نی آن را منتشر کرده است و هر دو متن بر پایهی قصههایی کهن، یکی چینی و دیگری آذری، بازآفرینی شدهاند. در این کتاب جهان اسطوره، افسانه، جنگ، عشق، سرنوشت و مرگ در قالب تصاویری سایهای و صحنههایی پر از حرکت و صدا شکل گرفته است. شخصیتهایی مثل شاهزادهها، پیرزنِ سرنوشت، جنگجویان، دختر پنهانشده و پسر عاشق در دل فضایی خیالانگیز و تیرهروشن حرکت میکنند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب درخت اقیانوس و آروم آروم قدم بردار
کتاب درخت اقیانوس و آرومآروم قدم بردار دو نمایشنامهی مستقل اما همخانواده را در خود جای داده است که محمد چرمشیر آنها را برای تئاتر سایه نوشته است. درخت اقیانوس بر پایهی یک قصهی چینی شکل گرفته و آرومآروم قدم بردار از یک قصهی آذری الهام گرفته است. هر دو متن با تکیهبر تصویر، حرکت، صدا و حضور عروسکها و سایهها نوشته شدهاند و جهانشان بیش از هر چیز بر صحنه و نور و تاریکی استوار است. در کتاب درخت اقیانوس و آرومآروم قدم بردار نمایشنامهی نخست، درخت اقیانوس، با آفرینش میمونی اسطورهای از دل کوه «درختهای بادام تلخ» آغاز میشود و به سرگذشت شاهمیمون، جنگها، مرگ او و دو شاهزادهی پس از او میرسد. سرنوشت، در هیئت پیرزنی کنار چرخ ریسندگی، مدام در صحنه حاضر است و با کلاغها، خنجرِ نقشاژدها، نهنگ، دریا و موجودی به نام «پینگپینگ» تار و پود روایت را میتابد. صحنهها از جنگل و دریا تا شکم نهنگ و ناکجاآبادِ دروازهی دوزخ تغییر میکنند و پرسش از اختیار، گناه، خون و امکان نافرمانی از تقدیر را پیش میکشند. در همین کتاب، آرومآروم قدم بردار به سراغ سرزمینی میرود که در آن سرداری برای نجات مردمش بهایی سنگین میپردازد: دختری که باید از نگاه همه پنهان بماند تا عشق به او جنگ و مرگ را دوباره برنیانگیزد. عروسک سهسر، اسکلت سردار، پیرمردِ ستارهخوان، درخت آیینهبندان، دخترِ پنهان و پسرِ عاشق، همراه با جارچیها و فرمانهای سختگیرانه، جهانی میسازند که در آن عشق، مرگ، تقدیر و خشونت در هم تنیده شده است. کتاب درخت اقیانوس و آرومآروم قدم بردار با زبان تصویری و صحنهپردازیهای پیاپی، خواننده را مدام از رؤیا به کابوس و از افسانه به تأملی تلخ دربارهی زندگی و مرگ میبرد.
خلاصه کتاب درخت اقیانوس و آروم آروم قدم بردار
درخت اقیانوس و آرومآروم قدم بردار دو روایت سایهای از کشمکش انسان با سرنوشت است. در نمایشنامهی نخست، درخت اقیانوس، از دل کوهی با نام «درختهای بادام تلخ» میمونی زاده میشود که بعدها شاه میمونها، «میخئووانگ»، میشود و سرزمین را با جنگ و خون گسترش میدهد. پس از او دو شاهزاده، «نان» و «تیان»، درگیر پیشگویی پیرزنی میشوند که از قتل برادر بهدست برادر، خنجری با نقش اژدها، ناپاکماندن دستها از خون و سرنوشت فرزندان سخن گفته است. دریا، نهنگ، «پینگپینگ» و کشتی ارواح مُردگان، همراه با مادهگوزن و زنانی چون «آمِن» و «میلینگ»، هرکدام بخشی از این بازی تقدیر را آشکار میکنند. در آرومآروم قدم بردار، سرداری برای نجات مردمش میپذیرد که دختری داشته باشد که هیچکس حق دیدنش را ندارد. فرمانهای سخت، چشمبندها، ممنوعیت نگاه و سپس ممنوعیت پرواز پرندگان، همه برای جلوگیری از عشقی است که میتواند دوباره سیل خون و ویرانی بهپا کند. بااینحال پسرِ سادهای در خواب و بیداری عاشق دختر میشود و عشق، در برابر ستارهها، پیشگوییها و مرگ، قد علم میکند.
چرا باید کتاب درخت اقیانوس و آروم آروم قدم بردار را بخوانیم؟
درخت اقیانوس و آرومآروم قدم بردار با ترکیب افسانه، اسطوره و تصویرهای تئاتر سایه، پرسشهایی جدی دربارهی سرنوشت، اختیار، گناه، عشق و خشونت طرح کرده است. این کتاب نشان میدهد چگونه یک پیشگویی میتواند زندگی نسلها را شکل دهد و چگونه عشق، حتی در سختترین نظامهای ممنوعیت، راهی برای ظهور پیدا میکند. خواندن آن فرصتی است برای دیدن جهان از زاویهی سایهها، صداها و عروسکها.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
درخت اقیانوس و آرومآروم قدم بردار به علاقهمندان تئاتر، بهویژه تئاتر عروسکی و تئاتر سایه، پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که به بازآفرینی قصههای کهن، فضاهای اسطورهای، و متنهایی با تصویرپردازی پررنگ و درونمایههای سرنوشت، جنگ و عشق علاقه دارند توصیه میشود.
بخشی از کتاب درخت اقیانوس و آروم آروم قدم بردار
«پیرزن: سرنوشت تو، شاهزاده «نان»، میتونه به سه مسیر بره که توی هیچکدوم مرگ عاقبت کار تو نیست... تو اینجایی تا یکی از این سه راهو انتخاب کنی. شاهزاده نان: چطور انتخاب کنم وقتی نمیدونم این سه سرنوشت منو به کجا میبرن؟ زی: تو امروز سه بار از دروازهٔ خواب میگذری، شاهزاده «نان». هر بار با یکی از سرنوشتهات روبهرو میشی... «زی» اینجاست تا انتخاب تو رو بدونه. شاهزاده نان: و اگه هیچکدومو انتخاب نکنم؟ زی: به دوزخ فرو میری، شاهزاده «نان». به جهان آتش و تندباد و خاک. به جهان دریای مذاب و باد سوزان. تو اونجا هر روز میمیری و زنده میشی تا دوباره به عذاب دوزخ گرفتار بشی... سرنوشت راه دیگهای پیش پات گذاشته، شاهزاده «نان»، تو چارهای جز انتخاب نداری... پس حالا بخواب، شاهزاده «نان» و بگذر از دروازهٔ بیداری. ... شاهزاده نان: از کمان من تیری پرید. کی این تیرو رها کرد، من یا سرنوشت؟... اگه من تیرو رها کرده باشم، پس درست همینه که امروز جوابگوی اون کاری باشم که با زندگی شما کردهم. اما اگه تیر با بازی سرنوشت رها شده باشه، من فقط قربانی این بازی بودم و بس. برای فهمیدن اینکه من تیرو رها کردم یا سرنوشتِ من، راهی وجود نداره. پس من چارهای ندارم جز این که به این بازی تن بدم، اما میخوام این میون چیزی انتخاب کنم که خودم میخوام، هر چند سخت باشه و وحشتناک. پس من امروز فرو رفتن به «دوزخ» رو انتخاب میکنم تا سرنوشت من به اختیار خودم باشه. من امروز به دوزخ میرم بیآنکه دستهای خودمو به خون آلوده کنم.»
حجم
۵۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۸۸ صفحه
حجم
۵۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۸۸ صفحه