
کتاب دیوبچه های شیطون و پسرک مهربون
معرفی کتاب دیوبچه های شیطون و پسرک مهربون
کتاب دیوبچههای شیطون و پسرک مهربون نوشتهی میترا شاهین و با ترانههایی از پیام جهانگیری نمایشنامهای موزیکال برای بچههای ایرانی است که نشر عنوان آن را منتشر کرده است. این کتاب ماجرای پسرکی مهربان را روایت کرده است که در شلوغی و آلودگی شهر، دلش هوای پاک و صدای پرندهها را میخواهد و ناگهان پای سه دیو بازیگوش و دردسرساز به قصه باز میشود؛ دیو دود، آشغالدیو و دیو ترافیک. متن نمایشنامه برای اجرا در یک صحنهی ساده در پارک شهر طراحی شده و راوی، پسرک، دیوبچهها، پدر، مادر و خانوممعلم شخصیتهای اصلی آن هستند. در کنار دیالوگها، ترانههای ریتمدار و قابل اجرا در گروههای نمایشی کودک و نوجوان آمده که هرکدام یکی از مشکلهای شهری مثل زباله، ترافیک و آلودگی هوا را به زبان شوخ و آهنگین بیان کرده است. ساختار کتاب بهگونهای تنظیم شده که هم برای خواندن در خانه و کلاس درس مناسب باشد و هم برای تبدیلشدن به یک نمایش گروهی در مدرسه، فرهنگسرا یا سالنهای کوچک. در پایان کتاب نیز اطلاعاتی از اجرای صحنهای این نمایش در مجتمع فرهنگی هنری فدک اردبیل و گروه اجراکنندگان آمده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دیوبچه های شیطون و پسرک مهربون
کتاب دیوبچههای شیطون و پسرک مهربون با متن میترا شاهین و ترانههای پیام جهانگیری یک نمایشنامهی کودکمحور است که در فضایی آشنا برای بچهها، یعنی پارک و خیابانهای شهر، شکل گرفته است. راوی از همان ابتدا با بچهها وارد گفتوگو میشود، حالشان را میپرسد و آنها را همراه قصه میکند. صحنهی اصلی میتواند گوشهای از پارک شهر باشد که بهمرور و متناسب با صحنهها پر و خالی شود. در این فضا پسرک مهربان روی جدول کنار پارک نشسته و بازی بچهها را نگاه میکند، درحالیکه هوای شهر دودی و خیابانها شلوغ است. او دلش هوای تازه و صدای پرندهها میخواهد و همین دلتنگی او را به باغ بزرگ شهر میکشاند؛ باغی که سکوتی مرموز دارد و بهجای سرسبزی، پر از زباله و آلودگی شده است. در همین باغ است که سه دیو ظاهر میشوند؛ دیو دود، آشغالدیو و دیو ترافیک که هرکدام نماد یکی از مشکلهای محیطزیستی و شهری هستند. کتاب در چند بخش پیدرپی، گفتوگوهای پسرک با دیوبچهها، ترانههای آنها و تلاش پسرک برای پیداکردن راهحل را دنبال کرده است. کتاب دیوبچههای شیطون و پسرک مهربون در قالب چند صحنهی متوالی پیش رفته است؛ از معرفی پسرک و وضعیت شهر و باغ گرفته تا روبهروشدن با دیوبچهها، معرفی هریک از آنها با ترانهی جداگانه، گفتوگو با پدر دربارهی تفکیک زباله و درستریختن آشغال، صحبت با خانوممعلم دربارهی ترافیک و استفاده از وسایل حملونقل عمومی و درنهایت مراجعه به مادر و اینترنت برای آشناشدن با انجمن حمایت از شهر. در متن نمایش، عنوانهایی مانند «دود دیو، مثل یک خواننده، ترانهای میخواند»، «آشغالدیو، مثل یک خواننده، ترانهای میخواند» و «دوپسدیو، مثل یک خواننده، ترانهای میخواند» نشان میدهد که ساختار اثر بر پایهی ترکیب دیالوگ و ترانه طراحی شده است. در پایان نیز راوی قصه را جمعبندی کرده و از تغییر حال شهر، سبزشدن درختها و آبیشدن آسمان میگوید. بخش پایانی کتاب به معرفی گروه نمایشی، طراح صحنه، کارگردان، بازیگران خردسال و بزرگسال، عوامل موسیقی و اجرا اختصاص یافته که نشان میدهد این متن پیش از انتشار، روی صحنه هم اجرا شده است.
خلاصه کتاب دیوبچه های شیطون و پسرک مهربون
داستان دیوبچههای شیطون و پسرک مهربون از جایی شروع میشود که راوی رو به بچهها میایستد، حالشان را میپرسد و آنها را «بچههای مهربون» خطاب میکند و خبر از یک قصهی تازه میدهد؛ قصهی دیوبچههای شیطون و پسرک مهربون. در میان بچههای شهر، پسر مهربانی هست که روی جدول کنار پارک نشسته و بازی بچهها را نگاه میکند. در همان حال، متن نمایش تصویری از شهر نشان میدهد: خیابانهای شلوغ، هوای دودی، ماشینها و موتورها و کامیونها که همهجا را پر از صدا و دود کردهاند. پسرک از این وضعیت خسته است و دلش هوای تازه و صدای پرندهها میخواهد. او با دلی پر از غصه راه میافتد تا به باغ بزرگ شهر برسد؛ باغی که در سکوتی مرموز فرو رفته است. پسرک خسته روی نیمکت میخوابد و با جیغی از خواب میپرد؛ بالای سرش سه دیو زشت و چرک و بدبو ایستادهاند که به او میخندند. پسرک با فریادی بلند دیوبچهها را میترساند اما وقتی خودش را نگاه میکند میبیند لباسهایش دودی و چرک شده و روی شانهها و پیراهنش آشغال ریخته است. او بهدنبال آب تمیز میگردد تا خودش را بشوید اما برکهی باغ خشک و پر از زباله است، گلها سرشان را پایین انداختهاند و درختها بیجان شدهاند. دوباره صدای پای دیوها میآید و سه دیو برمیگردند؛ دود دیو، آشغالدیو و دوپسدیو که دیو ترافیک است. هرکدام خودشان را معرفی میکنند و میگویند که از شهر دیوها آمدهاند و در اصل جای دیگری خانه و زندگی دارند اما کارهای آدمها آنها را به این شهر کشانده است. دود دیو از ماشینهایی میگوید که دود میکنند، آشغالدیو از زبالههایی که در کوچه و خیابان رها شدهاند و دوپسدیو از ترافیک و شلوغی خیابانها. هر دیو ترانهای مخصوص خودش میخواند و با ریتم و قافیه، علاقهاش به دود، آشغال یا ترافیک را تعریف میکند. پسرک در گفتوگو با دیوبچهها کمکم میفهمد که حضور آنها نتیجهی رفتار آدمهاست. او به دیوها قول میدهد راهی پیدا کند تا آنها بتوانند به شهر خودشان برگردند و دیگر وسوسه نشوند در شهر آدمها بمانند. پسرک دیوها را تشویق میکند که بخوابند تا او برود و راهحل را پیدا کند. در ادامهی نمایش، پسرک به خانه میرود و از پدرش دربارهی آشغالها میپرسد. پدر برایش توضیح میدهد که زبالهها را خود آدمها میسازند و اگر بهجای تفکیک، همه را یکجا بریزند یا روی زمین پخش کنند، شهر کثیف و پر از میکروب میشود و رودخانهها و جنگلها هم آسیب میبینند. او سه کار اصلی را یادآوری میکند: تفکیک زباله، ریختن آنها در نایلون و نریختن آشغال در هرجای بیجا. پسرک بعد از این گفتوگو به مدرسه میرود و از خانوممعلم دربارهی ترافیک میپرسد. خانوممعلم توضیح میدهد که شلوغی خیابانها بیشتر بهخاطر استفادهی زیاد از ماشین شخصی، بیتوجهی به وسایل حملونقل عمومی و رعایتنکردن اصول رانندگی است. پسرک نتیجه میگیرد که اگر مردم کمتر از ماشین شخصی استفاده کنند، بیشتر سراغ مترو، اتوبوس و دیگر وسیلههای عمومی بروند و قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت کنند، دود و ترافیک کم میشود و آسمان دوباره آبی میشود. بعد از مدرسه، پسرک سراغ مادر میرود و از او میخواهد کمک کند تا پیامش را به همهی شهر برساند. مادر با رایانه و اینترنت، انجمن حمایت از شهر را پیدا میکند که هزار و سیصد عضو دارد و با هم قرار میگذارند برای جمعکردن آشغالها و آگاهکردن مردم برنامهریزی کنند. در پایان نمایش، راوی از سبزشدن دوبارهی درختها، پرآبشدن برکه و آبیشدن آسمان میگوید و قصه را با خداحافظی و وعدهی یک ماجرای آموزندهی دیگر میبندد.
چرا باید کتاب دیوبچه های شیطون و پسرک مهربون را بخوانیم؟
کتاب دیوبچههای شیطون و پسرک مهربون با ترکیب نمایش، شعر و ترانه، موضوعهای جدی مثل آلودگی هوا، زباله و ترافیک را در قالب شخصیتهای فانتزی و بامزهای مثل دود دیو، آشغالدیو و دیو ترافیک مطرح کرده است. این کتاب نشان داده است که مشکلهای محیطزیستی فقط تقصیر «دیوها» نیست و رفتار روزمرهی آدمها، از نوع رانندگی تا شیوهی دورریختن زباله، در پیداشدن یا ناپدیدشدن این دیوبچهها نقش دارد. پسرک مهربان قصه با پرسشگری از پدر، معلم و مادر، بهتدریج راهحلها را پیدا کرده است؛ از تفکیک زباله و نریختن آشغال در خیابان تا استفاده از وسایل حملونقل عمومی و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی. این کتاب برای اجرا در مدرسهها، کلاسهای نمایش خلاق و گروههای تئاتر کودک مناسب است، چون دیالوگهای کوتاه، نقشهای مشخص و ترانههای قابل اجرا دارد و صحنهی آن هم ساده طراحی شده است. حضور راوی که مدام با بچهها حرف میزند، امکان مشارکت و پاسخدادن را فراهم کرده است و میتواند در اجراهای زنده، بچهها را در جریان نمایش شریک کند. در عین حال، متن کتاب برای خواندن در خانه هم قابل استفاده است و میتواند بهانهای برای گفتوگو میان بزرگترها و بچهها دربارهی محیط زیست، شهر تمیز و مسئولیتپذیری باشد. استفاده از زبان آهنگین، تکرارهای ریتمدار و تصویرسازیهای روشن از شهر دودی، باغ خشک و برکهی بیآب، مفاهیم را برای ذهن کودک ملموس کرده است. این اثر بهجای نصیحت مستقیم، از مسیر قصه و بازی و ترانه، مفهوم «هرکس از خودش شروع کند» را دربارهی حفظ شهر و طبیعت نشان داده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به دیوبچههای شیطون و پسرک مهربون به مربیان و معلمان دبستان، گروههای تئاتر کودک، والدینی که بهدنبال متنی نمایشی دربارهی محیط زیست و شهر تمیز هستند و بچههای علاقهمند به قصههای نمایشی و شخصیتهای فانتزی پیشنهاد میشود. این کتاب برای برنامههای آموزشی دربارهی تفکیک زباله، آلودگی هوا و ترافیک نیز قابل استفاده است.
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۴۰ صفحه
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۴۰ صفحه