کتاب همه دلخوشی من از آبادی تو اکبر کریمی خرمی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب همه دلخوشی من از آبادی تو

کتاب همه دلخوشی من از آبادی تو

انتشارات:سنجاق
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب همه دلخوشی من از آبادی تو

کتاب همه دلخوشی من از آبادی تو نوشته‌ی اکبر کریمی خرمی اثری است سرشار از نثر شاعرانه، خاطره و تصویرهای زنده از روستا، طبیعت و عشق. انتشارات تخت جمشید آن را منتشر کرده است و نسخه‌ی الکترونیکی آن توسط سنجاق عرضه شده است. نویسنده در این کتاب با زبانی سرشار از تصویر، از دل یک آبادی در شمال فارس، به سراغ تجربه‌های زیسته، دلتنگی‌ها، دلخوشی‌های کوچک و پیوند عمیق انسان با خاک و ایمان می‌رود. متن کتاب میان توصیف‌های طبیعت، یاد کودکی، مدرسه، برف، باغ‌ها، قنات‌ها، امام‌زاده‌ها و مناسبت‌های مذهبی در رفت‌وآمد است و در این میان، مخاطبِ خطاب‌های عاشقانه‌ی راوی نیز حضوری پررنگ دارد؛ مخاطبی که گاهی چهره‌ای عاشقانه دارد و گاهی نمادی از امید، ایمان و آینده‌ی آبادی است. در همه دلخوشی من از آبادی تو، فصل‌ها و بندهای کوتاه و بلند، همچون یادداشت‌هایی پیوسته، یک جهان واحد می‌سازند: جهانی که در آن برف و باران، سنجد و توت، قنات پیرزن، کوه سفید، امام‌زاده شهدا، مدرسه‌ی قدیمی، آش رشته‌ی بی‌بی و جشن نیمه‌شعبان، هرکدام نشانه‌ای از زیستن و دوست‌داشتن‌اند. این کتاب بیش از آن که روایت خطی یک داستان باشد، سفر مداوم در کوچه‌باغ‌های خاطره و احساس است؛ سفری که در آن، راوی مدام به آبادی بازمی‌گردد و همه‌ی دلخوشی خود را در آبادانی آن جست‌وجو می‌کند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب همه دلخوشی من از آبادی تو

کتاب همه دلخوشی من از آبادی تو اثری از اکبر کریمی خرمی است که در قالب نثر فارسی آمیخته با شعر، خاطره و توصیف، جهان یک روستای کوچک و مردمانش را پیش چشم می‌آورد. نویسنده در این کتاب، آبادی خرّمی و پیرامون آن را به‌عنوان صحنه‌ی اصلی برمی‌گزیند و از خلال روایت‌های کوتاه، نامه‌وار و گاه اعتراف‌گونه، از کودکی، مدرسه، برف‌های زمستان، باغ عمو، قنات پیرزن، کوه سفید، تل خاکی، امام‌زاده شهدا و مسجد جامع سخن گفته است. در بسیاری از بندها، راوی با مخاطبی عزیز و نزدیک گفت‌وگو می‌کند؛ مخاطبی که گاهی «تو»ی عاشقانه است، گاهی نیمه‌ی گمشده، گاهی فرزند یا محبوبی دور و گاهی نمادی از خودِ آبادی. در لابه‌لای این خطاب‌ها، تاریخ و حافظه‌ی جمعی نیز حضور دارد؛ از اشاره به جنگ آباده و نقش نیروهای پلیس جنوب و خیانت برخی چهره‌ها، تا روایت‌هایی از رنج و مقاومت مردم منطقه. کتاب همه دلخوشی من از آبادی تو در قالب بخش‌ها و قطعه‌های متعدد پیش می‌رود که هرکدام عنوان مشخصی ندارند اما می‌توان آن‌ها را به چند محور کلی تقسیم کرد: بندهایی که با جملاتی چون «با قلبی سرشار از سلام به سویت می‌آیم» یا «به انتظار آمدنت نشسته‌ام» آغاز می‌شوند و حال‌وهوای عاشقانه و اعترافی دارند؛ بندهایی که به توصیف فصل‌ها و طبیعت می‌پردازند، مانند برف، باغ عمو، زمستان خرّمی، بهار در راه است، زندگی زیباست؛ بندهایی که رنگ و بوی مذهبی و آیینی دارند، مثل اعتکاف مادر در امام‌زاده، شب لیلةالرغایب، نیمه‌شعبان و دعا برای سلامت محبوب؛ و بندهایی که به تاریخ و هویت جمعی می‌پردازند، مانند روایت قلعه‌ی تل خاکی، چهل‌دخترون، قنات پیرزن و جنگ آباده. در سراسر کتاب، نثر نویسنده میان توصیف طبیعت، یاد کودکی، گفت‌وگو با محبوب و تأمل درباره‌ی امید و صبر در نوسان است و همین رفت‌وآمد، ساختاری شبیه دفترچه‌ای از یادداشت‌های پیوسته اما متنوع به آن داده است.

خلاصه داستان همه دلخوشی من از آبادی تو

در همه دلخوشی من از آبادی تو، اکبر کریمی خرمی جهان خود را از نقطه‌ای روشن آغاز می‌کند: آبادی. راوی از همان سطرهای نخست، با «قلبی سرشار از سلام» به سوی مخاطب می‌آید تا از «اقیانوس دل» او طراوت به خانه ببرد. این سلام، فقط خطاب به یک فرد نیست؛ سلامی است به روستا، به خدا، به گذشته و به همه‌ی آن‌چه هنوز می‌تواند مایه‌ی دلخوشی باشد. متن کتاب از قطعه‌هایی تشکیل شده که هرکدام بر محور یک تصویر یا حس بنا شده‌اند: بوی نسترن در باد، شکوفه‌های باغ روبه‌روی خانه، شب لیلةالرغایب و سیب‌های سرخ آرزو، زمستان‌های سرد خرّمی، برف روی شاخه‌های صنوبر، و باغ عمو که حتی در زمستان هم «قشنگ و تماشایی» است. راوی در بسیاری از بندها، با «تو»یی سخن می‌گوید که هم محبوب است و هم هم‌سفر. از او می‌خواهد غصه‌ها و رنج‌هایی را که ویران می‌کنند فراموش کند، از سرزنش دیگران نترسد، برای رسیدن به آرزوها تلاش کند و از تماشای طبیعت و نعمت‌های خداوند غافل نماند. در کنار این خطاب‌های تشویق‌آمیز، اعتراف‌هایی از خستگی، تنهایی و دل‌بریدن هم دیده می‌شود؛ جایی که راوی می‌گوید گاهی دلش می‌خواهد از همه دل بکند، حتی از خودش، و فقط در آغوش عشق رها شود. این دوگانه‌ی امید و خستگی، در سراسر کتاب تکرار می‌شود و هر بار با تصویری تازه از طبیعت یا خاطره‌ای از کودکی پیوند می‌خورد. بخش مهمی از کتاب، به توصیف زندگی در روستا اختصاص دارد: راه مدرسه از میان درختان توت، حضور خانم اکبری معلم مهربان، بازی‌های عصرگاهی، برف و سرما، کمبود نفت و گرمای اجاق، جمع‌کردن هیزم در باغ حاج‌عمو، قنات پیرزن که از دل زمین می‌جوشد و سپیدارهایی که پای در آب آن دارند. در کنار این‌ها، آیین‌ها و مکان‌های مقدس نیز حضور پررنگی دارند: امام‌زاده ابراهیم و امام‌زاده شهدا، مسجد جامع، اعتکاف مادر، شمع‌هایی که برای سلامت محبوب روشن می‌شوند، جشن نیمه‌شعبان و توزیع چای و شیرینی. راوی در این فضا، هم از تاریخ و رنج‌ها می‌گوید، مثل جنگ آباده و غارت شهر، و هم از دلخوشی‌های کوچک: آش رشته‌ی بی‌بی، انارهای ابرقو، خنده‌ی بچه‌ها زیر باران، و بوی کاه‌گل پس از نخستین نم باران. در لایه‌ای دیگر، کتاب به جست‌وجوی «نیمه‌ی بهترین» می‌پردازد؛ راوی از گمشده‌ای سخن می‌گوید که بسیاری هرگز او را نمی‌یابند و در حسرتش می‌مانند. عشق در این متن، هم زمینی است و هم آسمانی؛ هم در لبخند و نگاه محبوب حضور دارد و هم در انتظار مسافری آسمانی که نیمه‌شعبان به یادش جشن می‌گیرند. پایان‌بندی کتاب، با تأکید بر امید، ایستادن دوباره پس از افتادن، و دعوت به شروعی نو در زندگی همراه است؛ شروعی که در آن، عشق و آبادی همچنان در مرکز دلخوشی راوی قرار دارند.

چرا باید کتاب همه دلخوشی من از آبادی تو را بخوانیم؟

همه دلخوشی من از آبادی تو متنی است که در آن نثر، خاطره، دعا، عشق و طبیعت در هم تنیده شده‌اند و همین ترکیب، آن کتاب را به اثری تبدیل کرده است که می‌تواند برای خواننده، هم تجربه‌ی زیباشناختی باشد و هم فرصتی برای تأمل. نویسنده در این کتاب، دلخوشی‌های کوچک و روزمره را جدی گرفته است؛ از بوی نان تازه و آش رشته‌ی بی‌بی تا صدای قنات پیرزن، برف روی شاخه‌های سنجد، راه مدرسه از میان درختان توت و جشن نیمه‌شعبان جلوی مسجد جامع. این توجه به جزئیات، نوعی نگاه قدردان به زندگی می‌آفریند که در برابر فراموشی و بی‌تفاوتی می‌ایستد. خواندن کتاب همه دلخوشی من از آبادی تو فرصتی است برای لمس جهان یک روستای ایرانی با همه‌ی فرازونشیب‌هایش: سرمای زمستان و کمبود نفت، گرمای اجاق و چای هل‌دار، رنج‌های تاریخی و غارت‌ها، و در عین حال، ایمان، دعا، همسایگی و مهربانی. در این میان، گفت‌وگوهای راوی با «تو»ی محبوب، لایه‌ای عاطفی و شخصی به متن می‌دهد و آن را از یک توصیف صرفاً بیرونی فراتر می‌برد. کتاب، هم از امید و صبر می‌گوید و هم از خستگی و دل‌زدگی؛ اما درنهایت، بر ایستادن دوباره، شروع نو و حفظ پیوند با آبادی و ریشه‌ها تأکید کرده است. برای کسانی که به نثر تصویری و شاعرانه علاقه‌مندند، این کتاب نمونه‌ای است از چگونگی آمیختن زبان توصیفی با خاطره و دعا. همچنین برای کسانی که می‌خواهند حال‌وهوای روستا، آیین‌های مذهبی محلی، و نسبت انسان با طبیعت و تاریخ را از خلال تجربه‌ی شخصی یک راوی بشناسند، همه دلخوشی من از آبادی تو می‌تواند دریچه‌ای متفاوت باشد. این اثر در عین روایت رنج‌ها و تلخی‌ها، دلخوشی‌های کوچک را برجسته کرده است و همین، آن را به متنی نزدیک به تجربه‌ی زیسته‌ی بسیاری از خوانندگان تبدیل می‌کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب همه دلخوشی من از آبادی تو به کسانی پیشنهاد می‌شود که به نثر شاعرانه و تصویری علاقه‌مندند، به دنبال متنی سرشار از توصیف طبیعت، روستا و آیین‌های مذهبی هستند، یا می‌خواهند از خلال خاطره و اعتراف‌های عاطفی، با جهان یک آبادی و دلخوشی‌های کوچک آن آشنا شوند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد می‌شود که دغدغه‌ی هویت محلی، تاریخ شفاهی و پیوند انسان با خاک و ایمان را دارند و از متن‌هایی که میان عشق، دعا و خاطره در رفت‌وآمد است لذت می‌برند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۶۰۴٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۲۹ صفحه

حجم

۶۰۴٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۲۹ صفحه

قیمت:
۳۵,۰۰۰
تومان